وقتی خشونت علیه زنان پرفروش می‌شود

۹ مورد از ۱۰ رمان پرفروش در بریتانیا یک ویژگی مشترک دارند: یک زن در داستان به قتل رسیده است. حالا «وندی جونز»، نویسنده انگلیسی با انتشار پستی در فضای مجازی این موضوع را مورد توجه قرار داده است.

جهان صنعت نیوز، یک ویژگی مشترک در ۹ مورد از ۱۰ رمان جلدکاغذی پرفروش هفته جاری در بریتانیا شناسایی شده است و آن به قتل رسیدن یک زن در داستان آن‌ها است.

«گاردین»‌ نوشت: این رمان‌ها که در فهرست پرفروش‌های «ساندی تایمز»‌ این هفته قرار دارند، «رازِ رازها»، «طلاق»، «نام‌ها»، «دوست خانوادگی»، «بیوه»، «ثروت محال»، «مرد نشان‌دار»، «همسر شوهرم» و «خائن بولین» را شامل می‌شوند.

در حالی که این کتاب‌ها مضامینی از جمله داستان تاریخی گرفته و پلیسی را در بر می‌گیرند، هر یک حول محور مرگِ دست‌کم یک شخصیت زن می‌چرخند.

فقط رمان «خبرنگار» (The Correspondent)، رمانی درباره هنر نامه‌نگاری از این الگو خارج است.

این روند توسط «وندی جونز»، نویسنده در اینستاگرام مورد بررسی و توجه قرار گرفت. «جونز» نوشت: «بنابراین ۸۴ درصد از کتاب‌هایی که مردم این هفته در بریتانیا خریدند و خواندند، شامل قتل یک زن برای سرگرمی بود. اینجا چه خبر است؟»

تمرکز بالای رمان‌های محبوب فعلی درباره زن‌کشی (femicide) ممکن است قابل توجه باشد، اما پدیده‌ای ادبی جدید نیست. از رمان پر تعلیق گوتیک نوشته «دافنه دو موریه» تا داستان هیجان‌انگیز روانشناختی نوشته‌ «گیلین فلین»، زنِ به قتل‌رسیده از دیرباز یکی از ماندگارترین ابزارهای قصه در رمان‌ها بوده است.

اما چرا داستان‌های تجاری بارها و بارها به همان داستان بازمی‌گردند؟ منتقدان معتقدند که تکرار تبدیل زنان به قربانی، خطر عادی‌سازی خشونت علیه آنان را در پی دارد. با این حال، تناقض اینجاست که زنان خود بزرگ‌ترین مصرف‌کنندگان آن هستند و برخی معتقدند که جذابیت آن ممکن است راهی برای پرداختن به ترس‌های دنیای واقعی باشد.

«مل مک‌گراث»، نویسنده ژانر جنایی، نوشت که این ژانر از برخی جهات از دوران نویسندگان مردی مانند «ریموند چندلر» و «میکی اسپیلین» که عمدتا در داستان‌ها زنان کشته می‌شدند تا مردان با تحقیقات درباره مرگشان بتوانند قهرمان باشند، فاصله گرفته است. «مک‌گراث» گفت: «خواندن داستان جنایی نوشته زنان، همچنان یک کنش عمیقا فمینیستی است.»

«لورا ویلسون»، نویسنده و منتقد ژانر جنایی توضیح داد که سبک «domestic noir» در حال حاضر محبوب است؛ زیرا بازتاب‌دهنده برخی ترس‌های واقعی است.

«ویلسون» گفت: «قربانیان زن به مراتب بیشتر از قربانیان مرد، توسط افرادی که می‌شناسند، همچون دوست یا اعضای خانواده کشته می‌شوند و این در حالی است که قربانیان مرد به طور قابل توجهی بیشتر به دست غریبه‌ها جانشان را از دست می‌دهند. هر نظرسنجی که در این زمینه انجام شده نشان می‌دهد که زنان اکثریت فروش داستان‌های جنایی را تشکیل می‌دهند.»

«دنیس مینا» رمان‌نویس، ردپای ریشه این اشتیاق را تا روزنامه‌های قرن هجدهم لندن برگرداند و گفت: «کلیشه‌ی یک زنِ مرده، به ویژه یک زن سفیدپوست جوان زیبا و با فضیلت، برای قرن‌ها داستان‌ها را به فروش رسانده است. داستان‌های جعلی تقریبا همیشه چنین قربانی‌ای را نشان می‌دادند.»

«مینا» افزود: «این چیزی است که مردم می‌خواهند درباره‌اش بخوانند، اما شاید نه به این دلیل که می‌خواهند به چنین شخصیت‌هایی آسیب برسانند، بلکه به همان اندازه که می‌خواهند آنان را نجات دهند.»

«اسکات بون»، جرم‌شناس آمریکایی و نویسنده کتاب «چرا ما عاشق قاتلان زنجیره‌ای هستیم»، استدلال مشابهی درباره جنایت واقعی مطرح کرده است. «بون» گفت که بسیاری از زنان به او گفته‌اند که پادکست‌ها و مستندهای جنایت واقعی را گوش می‌کنند تا «نکاتی برای محافظت از خود در برابر حملات غریبه‌ها و همچنین چگونگی تشخیص نشانه‌های جامعه‌ستیزی در مردان بالقوه خطرناک را یاد بگیرند.

برای «لوری ریدر-دی»، نویسنده ژانر جنایی، کارکرد این ژانر بیشتر از اینکه به ایجاد انگیزه نزدیک باشد به درمان نزدیک‌تر است و گفت که با توجه به اینکه بیشتر خوانندگان، بیشتر مخاطبان نیز هستند، بنابراین اگر نویسنده‌ای بخواهد نگرانی‌های کسی را به تصویر بکشد، نگرانی یک زن انتخاب خوبی است.

«سوفی هانا»، نویسنده ژانر جنایی نیز، معتقد است که اجتناب کامل از خشونت، باعث می‌شود موضوع اصلی گم شود. «هانا» در «گاردین» نوشت که وحشیگری «با نوشتن درباره وحشیگری یکی نیست. اگر نمی‌توانیم جلوی آسیب‌های وحشیانه انسان‌ها به یکدیگر را بگیریم، باید بتوانیم داستان‌هایی بنویسیم که در آن‌ها آن آسیب، در معرض بررسی روانی و اخلاقی قرار گیرد و مجازات شود.»

منبع: ایسنا

سیاسی
شناسه : 599196
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *