ثروت کاغذی جهان ترک برداشت ؛  پشت پرده ۶۰۰ تریلیون دلار ثروت جهانی

ثروت جهان طی سال‌های اخیر با سرعتی بسیار بیشتر از رشد اقتصاد واقعی افزایش یافته است. بر اساس برآورد مؤسسه جهانی مک‌کینزی، ارزش کل دارایی‌های جهان در سال ۲۰۲۵ به بیش از ۶۰۰ تریلیون دلار رسیده که حدود ۵.۱ برابر تولید ناخالص داخلی سالانه جهان است. با این حال، بخش عمده این افزایش ثروت ناشی از انباشت دارایی‌های واقعی مانند زیرساخت، ماشین‌آلات و مالکیت فکری نبوده، بلکه از افزایش قیمت دارایی‌های موجود شکل گرفته است؛ پدیده‌ای که مک‌کینزی آن را «ثروت کاغذی» می‌نامد.

جهان صنعت نیوز – وقتی از ثروت اقتصاد جهانی صحبت می‌شود، معمولاً نخستین عددی که مطرح می‌شود حدود ۱۲۰ تریلیون دلار است؛ رقمی که برابر با تولید ناخالص داخلی جهان است و ارزش کالاها و خدمات تولیدشده در طول یک سال را نشان می‌دهد. اما این رقم بیشتر شبیه درآمد سالانه یک اقتصاد است تا میزان ثروت آن. همان‌طور که درباره ثروت افراد ثروتمند، میزان درآمد سالانه معیار اصلی نیست و ارزش دارایی‌های آنها اهمیت دارد، برای اقتصاد جهانی نیز باید به دارایی‌های انباشته‌شده توجه کرد.

محاسبه ثروت واقعی جهان البته دشوار است. دلیل اصلی آن این است که بسیاری از دارایی‌های مالی در سطح جهانی هم‌زمان یک دارایی برای یک طرف و یک بدهی برای طرف دیگر محسوب می‌شوند. سپرده بانکی برای یک فرد دارایی است، اما برای بانک بدهی محسوب می‌شود. اوراق قرضه یا سهام نیز در سطح جهانی میان دارنده و صادرکننده تعادل ایجاد می‌کنند. بنابراین، این دارایی‌های مالی در نهایت در مقیاس کل جهان یکدیگر را خنثی می‌کنند. آنچه در نهایت باقی می‌ماند دارایی‌های واقعی اقتصاد جهانی است؛ از زمین و املاک گرفته تا مواد معدنی، ماشین‌آلات، زیرساخت‌ها و مالکیت فکری. این دارایی‌ها در کنار نیروی کار هستند که ظرفیت تولید کالا و خدمات و سطح رفاه جوامع را ایجاد می‌کنند.

بر اساس بررسی مؤسسه جهانی مک‌کینزی، ارزش کل دارایی‌ها و بدهی‌های جهان در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که ثروت جهانی به سطحی بسیار بالاتر از تولید سالانه اقتصاد رسیده است. برآورد این مؤسسه نشان می‌دهد ارزش ثروت جهان در سال ۲۰۲۵ از ۶۰۰ تریلیون دلار عبور کرده که حدود ۵.۱ برابر تولید ناخالص داخلی سالانه جهان است.

رشد ثروت بدون افزایش ثروت واقعی

اگرچه رقم کلی ثروت جهان در سال ۲۰۲۵ نسبت به سال قبل تغییر چندانی نکرده، اما درون این رقم تحولات مهمی رخ داده است. خانوارها در سراسر جهان حدود ۴۰ تریلیون دلار به ثروت خود افزوده‌اند و مجموع ثروت آنها به حدود ۵۷۰ تریلیون دلار رسیده است. اما نکته مهم این است که بخش عمده این افزایش ثروت از مسیر افزایش واقعی ظرفیت تولید اقتصادها ایجاد نشده است. به عبارت دیگر، این رشد عمدتاً ناشی از افزایش قیمت دارایی‌های موجود بوده، نه انباشت دارایی‌هایی که بتوانند تولید کالا و خدمات بیشتری ایجاد کنند.

مک‌کینزی این نوع افزایش ثروت را «ثروت کاغذی» می‌نامد. در این حالت، ارزش دارایی افراد افزایش پیدا می‌کند، اما این افزایش الزاماً به معنای افزایش منابع واقعی اقتصاد جهانی نیست. برای مثال، افزایش قیمت یک خانه یا سهام یک شرکت می‌تواند دارنده آن را ثروتمندتر کند، اما به خودی خود تعداد خانه‌ها، میزان تولید یا ظرفیت اقتصادی جهان را افزایش نمی‌دهد.

بازار سهام؛ موتور اصلی ثروت کاغذی

یکی از مهم‌ترین نمونه‌های فاصله گرفتن ارزش دارایی‌ها از اقتصاد واقعی، بازار سهام آمریکا است. ارزش سهام شرکت‌های آمریکایی اکنون بیش از ۳.۷ برابر تولید ناخالص داخلی این کشور شده است. این نسبت حتی از دوره حباب شرکت‌های فناوری در سال ۱۹۹۹ نیز بالاتر است؛ زمانی که ارزش سهام آمریکا کمتر از دو برابر تولید ناخالص داخلی این کشور بود.

افزایش ارزش سهام برای خانوارها و سرمایه‌گذاران به معنای افزایش دارایی است، اما در سطح اقتصاد جهانی این افزایش به معنای خلق ثروت جدید نیست. دلیل آن این است که سهام یک شرکت، هم‌زمان دارایی سهامدار و تعهد شرکت منتشرکننده آن محسوب می‌شود. بنابراین، افزایش ارزش سهام در سطح جهانی دارایی جدیدی ایجاد نمی‌کند، بلکه ارزش‌گذاری موجود میان دارندگان و صادرکنندگان دارایی را تغییر می‌دهد.

به همین دلیل، مک‌کینزی معتقد است ترازنامه جهانی اکنون با اقتصاد واقعی هماهنگ نیست. ارزش دارایی‌ها با سرعتی افزایش یافته که با رشد تولید، درآمد و ظرفیت واقعی اقتصاد جهان همخوانی ندارد.

سه مسیر پیش روی اقتصاد جهانی

بازگشت تعادل میان ارزش دارایی‌ها و اقتصاد واقعی می‌تواند از مسیرهای مختلفی اتفاق بیفتد. نخستین مسیر، رشد سریع‌تر اقتصاد جهانی است. اگر تولید ناخالص داخلی جهان با سرعت بیشتری افزایش یابد، فاصله میان ارزش دارایی‌ها و اندازه اقتصاد کاهش پیدا خواهد کرد. مسیر دوم افزایش تورم است. رشد قیمت‌ها می‌تواند بخشی از ارزش اسمی دارایی‌ها و متغیرهای اقتصادی را تغییر دهد و نسبت میان ثروت و تولید را تعدیل کند.

اما دو سناریوی دیگر نیز وجود دارد که پیامدهای متفاوتی خواهند داشت. در یک سناریو، قیمت بالای دارایی‌ها می‌تواند برای مدت طولانی باقی بماند، زیرا خانوارها و سرمایه‌گذاران ترجیح می‌دهند بیشتر پس‌انداز کنند و کمتر مصرف کنند. در این شرایط، نرخ بهره پایین باقی می‌ماند، ارزش‌گذاری دارایی‌ها بالا می‌ماند و رشد اقتصادی ممکن است ضعیف باشد.

سناریوی دیگر، اصلاح شدید قیمت دارایی‌هاست. در این حالت، کاهش قیمت سهام می‌تواند بخش بزرگی از ثروت کاغذی ایجادشده را از بین ببرد. اگرچه سهام در سطح جهانی در نهایت دارایی خالص جدیدی ایجاد نمی‌کند، اما کاهش قیمت سهام می‌تواند برای دارندگان سهام و شرکت‌هایی که سهام منتشر کرده‌اند، پیامدهای سنگینی داشته باشد.

مسئله اصلی اقتصاد جهانی نه صرفاً میزان ثروت ثبت‌شده در ترازنامه‌ها، بلکه فاصله میان این ثروت و ظرفیت واقعی اقتصاد برای تولید و ایجاد درآمد است. افزایش ارزش دارایی‌ها تا زمانی پایدار است که با رشد واقعی اقتصاد همراه باشد؛ در غیر این صورت، ثروت کاغذی می‌تواند به نقطه آسیب‌پذیری اقتصاد جهانی تبدیل شود.

 

 

اخبار برگزیدهاقتصاد کلان
شناسه : 601475
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *