آمریکا آماده حمله نظامی گسترده به ایران میشود؟ ؛ سه سناریوی نظامی واشنگتن علیه تهران

اکونومیست: وقفه دو روزه در حملات آمریکا به ایران، پس از ۱۳ شب بمباران پیاپی، بیش از آنکه نشانه پایان درگیری باشد، بازتاب دشواری تصمیمگیری واشنگتن است. آمریکا برای وادار کردن ایران به اجرای تعهدات تفاهمنامه، از جمله بازگشایی تنگه هرمز و مذاکره درباره کاهش سطح ذخایر اورانیوم، سه گزینه اصلی پیش رو دارد؛ گسترش حملات به زیرساختهای حیاتی، حمله دوباره به تأسیسات هستهای و ورود به عملیات زمینی.
جهان صنعت نیوز، برای نخستینبار در نزدیک به دو هفته، آمریکا طی ۴۸ ساعت گذشته حمله تازهای علیه ایران انجام نداده است. این وقفه پس از ۱۳ شب بمباران متوالی آمریکا و ۱۲ حمله ایران به کشتیها در خلیج فارس رخ داد؛ حملاتی که بار دیگر عبور و مرور در تنگه هرمز را تقریباً متوقف کرده است. آتشبسی که دو طرف امضا کردند و تفاهمنامهای که به دنبال آن شکل گرفت، اکنون عملاً به خاطرهای دور تبدیل شده است.
در همین حال، انتقال جنگندههای آمریکایی، نیروهای ویژه و تجهیزات پزشکی به منطقه نشان میدهد دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، بازگشت به جنگی تمامعیار را بررسی میکند. او اعلام کرد آمریکا برای یک حمله گسترده کاملاً آماده است. با این همه، واشنگتن گزینههای مطلوب و کمهزینهای برای وادار کردن ایران به اجرای تعهدات تفاهمنامه ندارد. مهمترین این تعهدات، بازگشایی تنگه هرمز به روی کشتیرانی و ورود به مذاکره درباره کاهش سطح ذخایر اورانیوم ایران است.
حمله به زیرساختها؛ پرهزینه و پرمخاطره
نخستین گزینه آمریکا میتواند گسترش حملات به زیرساختهای حیاتی ایران باشد. آمریکا از زمان ازسرگیری بمباران، صدها هدف را مورد حمله قرار داده است. سامانههای دفاع هوایی ساحلی، انبارهای موشکی و زیرساختهای لجستیکی ایران از جمله این اهداف بودهاند. فرماندهی مرکزی آمریکا اعلام کرده هدف این عملیات، تضعیف بیشتر توان ایران برای تهدید کشتیرانی تجاری در تنگه هرمز است. با این حال، طی هفته گذشته نشانههایی از گستردهتر شدن دامنه حملات دیده شده است. ترامپ پیشتر تهدید کرده بود پلها، نیروگاهها و تأسیسات آبی ایران را نابود خواهد کرد و اکنون به نظر میرسد بخشی از این تهدیدها در حال اجراست.
آمریکا جادهها، تونلها، پلها و خطوط ریلی منتهی به بندرعباس را هدف قرار داده است؛ بندری در جنوب ایران که سهم بزرگی از تجارت کشور را انجام میدهد. این حملات ارتباط بندرعباس با دیگر بخشهای کشور را مختل کرده است. همچنین یک تأسیسات آبشیرینکن در بونجی، واقع در استان هرمزگان، هدف قرار گرفته که بر اساس گزارش رسانهها ، تأمین آب حدود ۱۰ هزار نفر در ۲۰ روستا را قطع کرده است. ایران نیز در واکنش، نیروگاهها و تأسیسات آبی کویت را مورد حمله قرار داده و در چند تأسیسات آتشسوزی ایجاد شده است.
کاخ سفید بمباران اهداف غیرنظامی را رد کرده و مدعی شده است حملات صرفاً متوجه اهداف نظامی، از جمله زیرساختهای لجستیکی نظامی، بوده است. ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا نیز گفت از حمله به تأسیسات بونجی اطلاعی ندارد. با این حال، حمله به زیرساختهای کاملاً غیرنظامی میتواند مصداق جنایت جنگی باشد؛ هرچند پنتاگون در دوره ترامپ بارها اهمیت کنوانسیونهای ژنو و حقوق بینالملل را کمرنگ جلوه داده است. این گزینه، حتی اگر فشار بر زندگی روزمره و اقتصاد ایران را افزایش دهد، لزوماً به تحقق هدف اصلی آمریکا منجر نمیشود. تخریب زیرساختهای ارتباطی، آب یا برق الزاماً ایران را به بازگشایی هرمز یا عقبنشینی هستهای وادار نمیکند و در مقابل، میتواند دامنه جنگ را گسترش دهد.
تأسیسات هستهای؛ هدفی دشوار و کماثر بر هرمز
دومین گزینه، حمله دوباره به تأسیسات هستهای ایران است. آمریکا و اسرائیل سال گذشته و مراکز هستهای ایران را هدف قرار دادند. تصور میشود حملات آمریکا خسارت سنگینی به تأسیسات غنیسازی نطنز و فردو وارد کرده باشد. این تأسیسات شامل فضاهای زیرزمینی هستند که سانتریفیوژها در آنها اورانیوم را تا سطوح بالاتر غنی میکنند. فردو نیز تابستان گذشته با بمبهای سنگرشکن هدف قرار گرفت.
با این حال، یک مجموعه دیگر در نطنز با نام کوه کلنگی ظاهراً دستنخورده باقی مانده است. تهدید کرد این کوه را بمباران خواهد کرد. او پیشتر گفته بود اگرچه آمریکا هیچ فعالیتی در آنجا مشاهده نکرده، قصد دارد تأسیسات را در هر صورت از بین ببرد. بر اساس ارزیابی مؤسسه علم و امنیت بینالمللی، این تأسیسات احتمالاً هنوز در حال ساخت است و به مرحله بهرهبرداری نرسیده است. با این حال، گزارش شده ایران هزاران سانتریفیوژ را به این محل منتقل کرده است.
ترامپ میتواند دستور حمله به خطوط برق، کانالهای تهویه و تونلهای ورودی این مجموعه را صادر کند یا از بمبهای سنگرشکن برای هدف گرفتن بخشهای زیرزمینی استفاده کند. اما عمق زیاد این تأسیسات، اثربخشی تسلیحات متعارف آمریکا را زیر سؤال میبرد. جیمز اکتون از بنیاد کارنگی معتقد است سلاحهای آمریکا احتمالاً توان فروریختن تونلها یا آسیب رساندن به محتویات آنها را ندارند و تأسیسات بسیار عمیق زیرزمینی در عمل در برابر تسلیحات غیرهستهای آسیبناپذیرند.
حتی در صورت نابودی بخشی از سانتریفیوژها، ارتباط مستقیمی میان این اقدام و بازگشایی تنگه هرمز وجود ندارد. حمله به تأسیسات هستهای ممکن است برنامه اتمی ایران را برای مدتی عقب بیندازد، اما ابزار لازم برای وادار کردن تهران به توقف حملات دریایی یا اجرای تفاهمنامه نیست.
جنگ زمینی؛ پرخطرترین گزینه
سومین و شدیدترین گزینه، عملیات زمینی است؛ سناریویی که ترامپ اوایل سال بررسی کرد اما در نهایت آن را کنار گذاشت. حملات اخیر به مسیرهای حملونقل در جنوب ایران، گمانهزنیهایی را به وجود آورده که آمریکا ممکن است با قطع مسیر اعزام نیروهای کمکی ایران، خود را برای چنین عملیاتی آماده کند. یک حمله زمینی میتواند جزیره خارک، سواحل خلیج فارس یا مناطق اطراف تنگه هرمز را هدف قرار دهد. جزیره خارک از مهمترین پایانههای صادرات نفت ایران است. آمریکا همچنان دو ناوگروه هواپیمابر و نیروهای آبیخاکی قابل توجهی در خاورمیانه دارد و از نظر عملیاتی توان اجرای حملاتی محدود را در اختیار دارد.
با این حال، جنگ زمینی همچنان بعید به نظر میرسد. اشغال جزیره خارک میتواند صادرات نفت ایران را محدود کند، اما نیروی دریایی آمریکا با محاصره از فاصلهای امنتر نیز نتیجهای مشابه ایجاد کرده است. نیروهای مستقر در خارک نیز خود در برابر حملات ایران بسیار آسیبپذیر خواهند بود.
اشغال سواحل ایران نیز نمیتواند جریان موشکها و پهپادهایی را که از عمق خاک کشور شلیک میشوند متوقف کند. عملیات زمینی برای تصرف یا نابودی ذخایر اورانیوم غنیشده ایران نیز به بزرگترین و پیچیدهترین حمله نظامی در نوع خود تبدیل خواهد شد و احتمال شکست و فاجعه در آن بالاست.
ایران نیز دامنه جنگ را تعیین میکند
تصمیمگیری درباره آینده جنگ فقط در اختیار ترامپ نیست. ایران نیز در تعیین دامنه و شدت درگیری نقش دارد و تا اینجا واکنشهای سختی نشان داده است. تنها در کم تر از یک ماه گذشته، نزدیک به ۱۰۰ نیروی آمریکایی در حملات ایران زخمی شدهاند.
محدوده جغرافیایی جنگ نیز در حال گسترش است. ایران برای نخستینبار در سه ماه گذشته عربستان سعودی را هدف قرار داده و بندر عقبه در جنوب اردن و ساحل دریای سرخ را نیز مورد حمله قرار داده است. عبور و مرور در تنگه هرمز به حداقل رسیده است.
عربستان در پاسخ به حمله حوثیها به دو نفتکش سعودی در دریای سرخ، اهدافی را در یمن بمباران کرد. حوثیها که گروهی مورد حمایت ایران هستند، همچنین از محاصره کشتیرانی سعودی در این مسیر خبر دادهاند. در پی این تحولات، قیمت نفت برنت برای نخستینبار در دو ماه گذشته به ۱۰۰ دلار در هر بشکه رسید، هرچند یک روز بعد به ۹۷ دلار کاهش یافت.
همزمان، فشارهای داخلی بر دولت آمریکا افزایش یافته است. جنگ تاکنون نزدیک به ۳۸ میلیارد دلار هزینه داشته و حمایت عمومی از آن در نزدیکی پایینترین سطوح تاریخی قرار دارد. انتخابات میاندورهای کنگره نیز کمی بیش از سه ماه دیگر برگزار میشود؛ موضوعی که هزینه سیاسی ادامه جنگ را برای ترامپ افزایش میدهد.
وضعیت عادی جدید؛ محتملترین نتیجه
دیپلماتهای عرب امیدوارند ترامپ را متقاعد کنند که با توجه به ضعف گزینههای آمریکا، یک آتشبس ۱۰ روزه مسیر مناسبتری است. با این حال، دلیلی وجود ندارد که ایران در چنین شرایطی تنگه هرمز را باز کند یا از برنامه هستهای خود دست بکشد. به ارزیابی ایلان گلدنبرگ، مقام پیشین آمریکایی، محتملترین نتیجه شکلگیری نوعی «وضعیت عادی جدید» است. این وضعیت شامل درگیریهای تکرارشونده، حملات دورهای آمریکا به برنامه هستهای ایران، کنترل ایران بر تنگه هرمز و ادامه حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه خواهد بود.
بر این اساس، تهدید به حمله گسترده بیش از آنکه نشانه وجود یک راهحل قاطع باشد، نشاندهنده محدودیت گزینههای واشنگتن است. حمله به زیرساختها میتواند جنگ را به اهداف غیرنظامی بکشاند، بمباران هستهای ممکن است در برابر تأسیسات عمیق بیاثر باشد و عملیات زمینی نیز هزینه و ریسک غیرقابل پیشبینی دارد. نتیجه محتمل، ادامه بحرانی است که هیچیک از طرفین قادر به پایان سریع آن نیستند.
اخبار برگزیدهسیاسیلینک کوتاه :