عصر بقا؛ چرا همه از تابآوری میگویند

تابآوری به فضیلت مسلط زمانه ما تبدیل شده است؛ مفهومی که از کودکان و خانوادهها تا اقتصادها، زنجیرههای تأمین، بازارهای مالی، زیرساختها و نظامهای سیاسی را توصیف میکند. فراگیری این واژه فقط نشانه افزایش توان جوامع برای مقابله با بحران نیست، بلکه از جهانی حکایت دارد که بیثباتتر، پرهزینهتر و ناعادلانهتر شده است.
جهان صنعت نیوز – ارزشهایی که هر دوره تاریخی بیش از دیگر ویژگیها ستایش میکند، بخشی از واقعیتهای همان دوره را آشکار میسازد. در زمانه کنونی، کمتر روزی میگذرد که فرد، جامعه، بنگاه یا اقتصادی به دلیل «تابآوری» تحسین نشود. این مفهوم چنان گسترش یافته که تقریباً برای توضیح هر نوع مقاومت در برابر بحران به کار میرود؛ از پایداری سربازان و غیرنظامیان گرفتار جنگ گرفته تا توانایی جوامع برای بازسازی پس از بلایای طبیعی.
اما کاربرد تابآوری مدتهاست از چنین موقعیتهای آشکاری فراتر رفته است. اقتصاددانان از تابآوری مصرفکنندگان سخن میگویند، مدیران شرکتها از تابآوری زنجیرههای تأمین و بانکهای مرکزی از مقاومت اقتصادها در برابر تعرفهها، تغییر سیاستهای مهاجرتی، جنگ و شوکهای انرژی. سرمایهگذاران به تابآوری بازار صعودی امیدوارند، حتی هنگامی که سطح قیمتها نگرانیهای گستردهای ایجاد کرده است.
دانشمندان از ضرورت ساخت خانهها و زیرساختهایی میگویند که در برابر تغییرات اقلیمی تابآور باشند. جمعیتشناسان درباره مقاومت جوامع در برابر سقوط نرخ زاد و ولد بحث میکنند. پژوهشگران سیاسی و تاریخی تابآوری دموکراسی را بررسی میکنند و حتی در رقابتهای ورزشی نیز تیمها به دلیل توانایی بازگشت از شکست یا تحمل فشار، با همین واژه توصیف میشوند.
این فراگیری باید محل تأمل باشد. انسانها امروز بیش از هر زمان دیگری به تابآوری متوسل میشوند، زیرا در جهانی ناآرام زندگی میکنند. با این حال، تابآوری فقط یک ویژگی مثبت و امیدوارکننده نیست. در دل این مفهوم نوعی بدبینی نهفته است؛ پذیرش این واقعیت که شاید بهترین نتیجه ممکن نه حل مشکلات، بلکه صرفاً عبور ناقص و پرهزینه از آنها باشد.
فضیلتی برای جهانی شکننده
وقتی از تابآوری سخن گفته میشود، در عمل تصویری از جهانی ترسیم میشود که بیش از گذشته در معرض شوک قرار دارد؛ جهانی که در آن زندگی شکنندهتر، دشوارتر، کمپاداشتر و ناعادلانهتر شده است. تابآوری در این معنا، عبارتی مؤدبانه برای هشدار دادن درباره آیندهای سخت است. شرایط دشوارتر خواهد شد و تنها امید این است که بتوان آن را تحمل کرد.
تا پیش از همهگیری کرونا، مفهوم تابآوری بیشتر در متون روانشناسی دیده میشد؛ بهویژه در مطالعاتی که به کودکان یا بزرگسالان آسیبپذیر کمک میکردند با فشارها و دشواریها کنار بیایند. اما پس از همهگیری، استفاده از این واژه در سخنان مدیران شرکتها، اقتصاددانان و بانکداران مرکزی بهشدت افزایش یافت و برخلاف انتظار، پس از پایان مرحله حاد بحران نیز کاهش پیدا نکرد.
میزان اشاره به تابآوری در تماسهای مالی شرکتهای حاضر در شاخص اساندپی ۵۰۰ از سالهای پس از همهگیری افزایش محسوسی یافته است. کاربرد این واژه در رسانهها نیز در دوران کرونا جهش کرد و پس از آن همچنان در سطح بالایی باقی ماند. این روند نشان میدهد تابآوری دیگر واکنشی موقت به یک بحران مشخص نیست، بلکه به زبان دائمی سیاستگذاری و مدیریت اقتصادی تبدیل شده است.
هزینه پنهان تابآوری اقتصادی
تابآوری اکنون یکی از حوزههای مهم پژوهش اقتصادی نیز محسوب میشود. این مطالعات، بهویژه در شرایط گسترش حمایتگرایی، ملیگرایی اقتصادی و تنشهای ژئوپلیتیک، در پی یافتن راههایی برای کاهش آسیبپذیری کشورها هستند.
در یک پژوهش منتشرشده در ماه ژوئیه، اقتصاددانانی از دانشگاههای استنفورد و پرینستون با اشاره به افزایش نگرانیها درباره نااطمینانی و تابآوری، عواملی مانند همهگیری، حمایتگرایی، ملیگرایی اقتصادی و تنشهای ژئوپلیتیک را منشأ این نگرانیها دانستند. آنها با استفاده از دادههای ۱۰۶ کشور در فاصله سالهای ۱۹۹۳ تا ۲۰۱۷، آثار سرمایهگذاری در تابآوری اقتصادی و توسعه زنجیرههای تأمین داخلی را بررسی کردند.
نتیجه این مطالعه واجد یک هشدار مهم بود. سرمایهگذاری در تابآوری در بسیاری از موارد میتواند رفاه شهروندان را کاهش دهد، بهویژه زمانی که کشورها برای کاهش وابستگی خارجی، تجارت بینالمللی را با تولید داخلی جایگزین میکنند.
در ظاهر، تولید داخلی و کاهش وابستگی به واردات میتواند امنیت اقتصادی را افزایش دهد. اما چنین سیاستی معمولاً به معنای استفاده از منابع گرانتر، کاهش تخصصگرایی و چشمپوشی از مزایای تجارت است. در این حالت، اقتصاد شاید در برابر برخی شوکها مقاومتر شود، اما شهروندان باید هزینه این مقاومت را از طریق قیمتهای بالاتر، انتخابهای محدودتر یا کاهش سطح رفاه بپردازند.
به این ترتیب، تابآوری اقتصادی رایگان نیست. هر واحد امنیت بیشتر ممکن است با هزینهای در کارایی، رشد یا رفاه همراه باشد. این واقعیت زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که سیاستگذاران تابآوری را بدون ارزیابی هزینهها، به یک هدف مطلق تبدیل کنند.
سیاستگذاری با امید به دوام آوردن
ستایش تابآوری همیشه از انگیزهای نامعقول ناشی نمیشود. اقتصاد جهانی با عدم تعادلهای رو به افزایش و بالقوه خطرناکی مواجه است. پیش از نشست ماه ژوئن گروه هفت در اویان فرانسه، گروهی از کارشناسان در یادداشتی برای رهبران این کشورها بارها بر ضرورت افزایش تابآوری تأکید کردند.
آنها خواستار اصلاحات کلان اقتصادی برای افزایش مقاومت رشد میانمدت شدند. با این حال، رهبران گروه هفت راهحلهای معنادار چندانی ارائه نکردند. در چنین وضعیتی، تابآوری گاهی به جای برنامه عملی قرار میگیرد؛ گویی وقتی سیاستگذاران قادر به حل عدم تعادلها نیستند، امیدوار میشوند اقتصاد جهانی صرفاً بتواند آنها را تحمل کند.
این رویکرد نشاندهنده تغییر مهمی در انتظارات است. در گذشته، سیاستگذاری اقتصادی معمولاً با وعده رشد، توسعه و بهبود رفاه همراه بود. اکنون، هدف سیاستها در بسیاری از موارد به جلوگیری از فروپاشی یا حفظ عملکرد حداقلی تقلیل یافته است. به جای ساختن اقتصادی بهتر، سخن از اقتصادی است که بتواند در برابر بحران بعدی دوام بیاورد.
هوش مصنوعی و بحران بعدی
نگرانی درباره آینده تابآوری در شرایطی تشدید میشود که تحولات فناورانه نیز میتوانند بحرانهای تازهای ایجاد کنند. در یکی از نشستهای برگزارشده در واشنگتن، اقتصاددانان، متخصصان فناوری و پژوهشگران سناریویی را بررسی کردند که بر اساس آن، هوش مصنوعی تا سال ۲۰۳۰ میلیونها شغل را از بین برده و بخش بزرگی از طبقه متوسط را به نیروی کار پروژهای تبدیل کرده است؛ افرادی که برای تأمین هزینههای ضروری مانند مسکن و درمان با مشکل روبهرو هستند.
آنچه در چنین بحثهایی نگرانکننده به نظر میرسد، عادی بودن لحن گفتگو درباره پیامدهایی بسیار سنگین است. قابلیتهای فزاینده هوش مصنوعی و انعطافپذیری اخلاقی آن به شکلی نسبتاً بیدغدغه بررسی میشود و حتی نظارت بر سامانههای هوش مصنوعی به عاملهای هوش مصنوعی دیگر سپرده میشود.
در پایان چنین بحثهایی، تابآوری بشر میتواند به آخرین منبع اطمینان تبدیل شود؛ این باور که حتی اگر فناوری میلیونها شغل را از بین ببرد، ساختار طبقاتی را تغییر دهد و فشار بر زندگی روزمره را افزایش دهد، انسانها سرانجام خود را با شرایط جدید تطبیق خواهند داد. اما تطبیقپذیری نباید بهانهای برای پذیرش هر پیامدی باشد. اینکه انسانها توانایی کنار آمدن با شرایط سخت را دارند، لزوماً به این معنا نیست که ایجاد یا ادامه آن شرایط قابل قبول است.
آیا جوامع شکنندهتر شدهاند؟
توضیح دیگری نیز برای فراگیری تابآوری وجود دارد. شاید انسان معاصر در مقایسه با نسلهای گذشته نسبت به دشواریها حساستر شده باشد. بخشی از مسائلی که امروز بحران تلقی میشوند، ممکن بود برای پیشینیان عجیب یا حتی خندهدار به نظر برسند؛ از زمان استفاده از صفحهنمایش و چتباتها گرفته تا نرخ ششدرصدی وام مسکن یا خستگی ناشی از سبک زندگی جدید. اما حتی این احتمال نیز آرامشبخش نیست. اگر جوامع امروز مجبورند در برابر مشکلاتی مقاومت کنند که نسلهای گذشته یا نمیشناختند یا بهسادگی از کنار آنها عبور میکردند، دشوار است این وضعیت را نشانه پیشرفت دانست.
حتی کاهش توان تمرکز نیز به موضوعی برای ستایش تابآوری تبدیل شده است. اگر خواننده بتواند متنی نسبتاً طولانی را تا پایان بخواند، میتوان تابآوری دامنه توجه او را تحسین کرد؛ اما اینکه انجام چنین کاری نیازمند تحسین شده، خود میتواند نشانهای از یک مشکل باشد.
تابآوری همچنان از تسلیم شدن بهتر است. مقاومت، آمادگی و توانایی ادامه دادن در برابر بحرانها ارزشمندند. در جهانی که به ماشین دائمی تولید نااطمینانی تبدیل شده، افراد، بنگاهها و دولتها ناچارند برای شوکهای آینده آماده باشند. مشکل از جایی آغاز میشود که تابآوری از یک ابزار دفاعی به نهایت آرزوی یک جامعه تبدیل شود. جامعهای که تنها از خود انتظار دارد بحرانها را تحمل کند، بهتدریج ممکن است توجه و انگیزه خود برای ساختن شرایط بهتر را از دست بدهد.
امید این است که عصر تابآوری گذرا باشد و تجربه مقاومت در برابر بحرانهای مختلف، زمینه را برای دورهای بلندپروازانهتر فراهم کند؛ دورهای که در آن هدف اصلی نه بقا، بلکه رونق، عدالت و بهبود زندگی باشد. چنین دورهای باید زمانی باشد که نوآوری به جای برهم زدن ثبات جوامع، آنها را ارتقا دهد و رشد اقتصادی صرفاً نشانه تحمل فشارها نباشد. در یک جهان بهتر، تابآوری همچنان وجود خواهد داشت، اما دیگر دائماً مورد اشاره قرار نخواهد گرفت؛ نه به این دلیل که انسانها ضعیفتر شدهاند، بلکه به این علت که کمتر ناچارند قدرت تحمل خود را به کار بگیرند.
اخبار برگزیدهاقتصاد کلانلینک کوتاه :