آتشبس روی کاغذ، جنگ در میدان ؛ چرا توافق ترامپ با ایران شکست خورد؟

تنها چند هفته پس از امضای توافق موقت میان آمریکا و ایران، نشانههای فروپاشی آن آشکار شده است. ازسرگیری حملات نظامی، اختلاف بر سر تنگه هرمز، توقف مذاکرات درباره پرونده هستهای و اختلاف بر سر آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران نشان میدهد توافقی که قرار بود زمینهساز پایان پنج دهه خصومت باشد، نتوانسته حتی بحرانهای فوری را مهار کند. اکنون نه جنگ پایان یافته، نه مذاکرات پیشرفت کرده و نه چشمانداز روشنی برای دستیابی به توافقی پایدار وجود دارد.
جهان صنعت نیوز – تقویم نشان میدهد تنها چند هفته از امضای تفاهمنامه موقت میان آمریکا و ایران گذشته است، اما تحولات میدانی بار دیگر یادآور روزهای نخست جنگ است. درگیری نظامی فروکش کرده، اما متوقف نشده است. تنگه هرمز همچنان عملاً بسته مانده و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در تلاشاند با میانجیگری، دستکم بهطور موقت مسیر عبور کشتیها را باز کنند.
این وضعیت شباهت زیادی به ماههای پیش از امضای تفاهمنامه دارد؛ توافقی که قرار بود مسیر مذاکرات جامع برای پایان دادن به دههها تنش میان دو کشور را هموار کند. اما به جای حرکت به سمت توافق نهایی، دو طرف بار دیگر بر سر مدیریت تنگه هرمز و مسائل امنیتی به بنبست رسیدهاند. حتی اگر راهحلی موقت نیز پیدا شود، به نظر میرسد این راهحل تنها بتواند بخشی از ضعفهای توافق اولیه را بپوشاند، نه اینکه مشکلات اصلی را برطرف کند.
آغاز فروپاشی توافق
نشانههای تضعیف تفاهمنامه از همان ابتدا آشکار شد؛ زمانی که ایران به چند نفتکش و کشتی حامل گاز حمله کرد. هدف این اقدام، متوقف کردن افزایش تردد کشتیها از مسیر جنوبی تنگه هرمز عنوان شده است؛ مسیری که در آبهای عمان قرار دارد و از میزان کنترل ایران بر این گذرگاه راهبردی میکاهد. در واکنش، آمریکا نزدیک به دو هفته حملات هوایی روزانه علیه اهداف نظامی و زیرساختهای اقتصادی جنوب ایران انجام داد و ایران نیز با شلیک موشک و پهپاد به پایگاههای آمریکا در کشورهای خلیج فارس و اردن پاسخ داد.
در ادامه، دونالد ترامپ بهطور ناگهانی دستور توقف حملات را صادر کرد. مقامهای آمریکایی در موضعگیری رسمی، این تصمیم را فرصتی برای دیپلماسی توصیف کردند، اما در داخل دولت نگرانیهایی درباره کاهش ذخایر سامانههای رهگیر پدافندی و همچنین اثربخشی محدود حملات هوایی وجود داشت. همزمان حملات ایران به کشتیهای تجاری نیز متوقف شد، هرچند این توقف ممکن است بیش از آنکه نتیجه توافق باشد، ناشی از کاهش شدید تردد کشتیها در مسیر جنوبی تنگه هرمز بوده باشد.
میانجیگری عمان و اختلاف بر سر هرمز
در تلاش برای جلوگیری از تشدید بحران، هیأتی از مقامهای عمانی راهی تهران شد. عمان که نقش واسطه میان تهران و واشنگتن را برعهده دارد، پیشنهادی را مطرح کرد که شامل برقراری آتشبس رسمی، بازگشایی تنگه هرمز و تشکیل سازوکاری مشترک میان ایران و کشورهای ساحلی برای مدیریت این آبراه بود.
بر اساس این پیشنهاد، کشتیها هزینه اجباری برای عبور پرداخت نمیکردند، اما سازوکار مشترک میتوانست کمکهای داوطلبانهای برای خدمات ناوبری، حفاظت محیطزیست و سایر خدمات مرتبط دریافت کند؛ الگویی که مشابه برخی سازوکارهای موجود در تنگه مالاکاست.
این پیشنهاد در ظاهر میتوانست برای همه طرفها قابل قبول باشد. ایران میتوانست آن را نشانه ایجاد ترتیبات جدید در هرمز معرفی کند، آمریکا میتوانست اعلام کند با واگذاری کامل کنترل تنگه به ایران مخالفت کرده و کشورهای عربی نیز از آزادی کشتیرانی بهرهمند میشدند.
اما مشکل آن بود که ایران پیشتر نیز پیشنهادهای مشابه را نپذیرفته بود و این بار نیز آن را رد کرد. معاون وزیر امور خارجه ایران اعلام کرد هر توافقی باید کنترل کامل تردد کشتیهای ورودی را در اختیار ایران قرار دهد. ساعاتی بعد نیز ایران با حمله موشکی به یک پایگاه آمریکایی در اردن، بار دیگر فضای نظامی را تشدید کرد و آمریکا نیز حملات هوایی تازهای را آغاز کرد.
مذاکراتی که پیش نمیرود
کمتر از یک ماه پس از امضای تفاهمنامه، بخش مهمی از مفاد آن عملاً بیاعتبار شده است. نخستین بند توافق از پایان «دائمی» جنگ سخن میگفت، اما درگیریها کمتر از سه هفته بعد از سر گرفته شد.
اختلاف دیگر به داراییهای بلوکهشده ایران مربوط میشود. تهران انتظار داشت بخشی از این منابع بلافاصله آزاد شود، اما دولت آمریکا آزادسازی آنها را به اجرای مرحلهای تعهدات ایران منوط کرده است.
در همین حال، مذاکراتی که قرار بود طی ۶۰ روز درباره برنامه هستهای ایران و کاهش تحریمها انجام شود، عملاً پیشرفتی نداشته است. در طول ماه گذشته هیچ گفتوگوی سطح بالایی میان دو طرف برگزار نشده و در حالی که مهلت ۶۰ روزه توافق نزدیک میشود، هنوز مسائل اصلی وارد مرحله مذاکره نشدهاند.
واشنگتن در تنگنای تصمیم
نشریه اکونومیست معتقد است دونالد ترامپ اکنون در موقعیتی دشوار قرار گرفته است. تشدید جنگ میتواند هزینههای سنگینی داشته باشد، اما پذیرش خواسته ایران درباره کنترل تنگه هرمز نیز هم از نظر داخلی برای او هزینهساز است و هم با مخالفت متحدان عرب آمریکا روبهرو خواهد شد.
به نظر میرسد کاخ سفید فعلاً ترجیح داده زمان بخرد؛ از یک سو با حملات محدود و تهدیدهای نظامی فشار بر ایران را حفظ کند و از سوی دیگر با ادامه محاصره بنادر ایران، اقتصاد این کشور را تحت فشار قرار دهد. با این حال، حمله ایران به پایگاه آمریکا در اردن نشان داد که سرعت تحولات صرفاً در اختیار واشنگتن نیست.
این وضعیت موجب نگرانی متحدان منطقهای آمریکا نیز شده است. دیدارهای جداگانه نخستوزیر اسرائیل و وزیر دفاع عربستان با ترامپ در روزهای اخیر، از نگرانی شرکای منطقهای آمریکا نسبت به آینده این بحران حکایت دارد.
توافقی که اختلافات را حل نکرد
تفاهمنامه موقت تنها زمانی شکل گرفت که هزینه اقتصادی جنگ و اختلال در تردد از تنگه هرمز برای هر دو طرف به سطحی غیرقابل تحمل رسیده بود. اما متن کلی و مبهم این توافق، هیچیک از اختلافات اساسی میان تهران و واشنگتن را حل نکرد.
به همین دلیل، اکنون نیز نشانهای وجود ندارد که توافق جدید بتواند مشکلات بنیادین دو طرف را برطرف کند. تا زمانی که مسائل اصلی، از مدیریت تنگه هرمز و برنامه هستهای گرفته تا تحریمها و روابط امنیتی، بدون راهحل باقی بمانند، توافقهای موقت بیش از آنکه پایان بحران باشند، تنها وقفهای کوتاه در ادامه یک رویارویی طولانی خواهند بود.
اخبار برگزیدهسیاسی
لینک کوتاه :