خاورمیانه؛ بحران بی‌پایان | چرا جنگ بعدی دور نیست؟

جنگ‌های سه سال گذشته در خاورمیانه، از غزه تا رویارویی مستقیم ایران، آمریکا و اسرائیل، در ظاهر نقشه سیاسی منطقه را دگرگون کرده‌اند؛ اما بررسی روند تحولات نشان می‌دهد بسیاری از بنیان‌های بحران همچنان دست‌نخورده باقی مانده‌اند. اگرچه بازیگران منطقه‌ای متحمل خسارت‌های سنگین شده‌اند، دولت سوریه سقوط کرده، توان محورهای مقاومت کاهش یافته و کشورهای عربی خلیج فارس مستقیماً در معرض جنگ قرار گرفته‌اند، اما نه رقابت ایران و اسرائیل پایان یافته، نه مسئله فلسطین حل شده و نه دولت‌های ضعیف عربی به ثبات رسیده‌اند..

جهان صنعت نیوز – جنگ‌های چند سال اخیر، از نبرد غزه تا جنگ مستقیم آمریکا و اسرائیل علیه ایران، یکی از پرتنش‌ترین دوره‌های تاریخ معاصر خاورمیانه را رقم زده است. حملات مستقیم ایران و اسرائیل به خاک یکدیگر، همکاری نظامی بی‌سابقه واشنگتن و تل‌آویو، سقوط دولت بشار اسد، گسترش دامنه جنگ به لبنان و آسیب دیدن زیرساخت‌های کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، همگی از تحولاتی هستند که در نگاه نخست، تصویری از یک خاورمیانه کاملاً متفاوت ارائه می‌کنند.

با این حال، نشریه فارن افرز استدلال می‌کند که در پس این تحولات، ساختار اصلی منطقه تغییر چندانی نکرده است. رقابت ایران و اسرائیل همچنان ادامه دارد، مسئله فلسطین همچنان بدون راه‌حل باقی مانده، دولت‌های عربی ضعیف همچنان عرصه رقابت قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای هستند و آمریکا نیز اگرچه توان یا اراده ایجاد نظم جدید را ندارد، هنوز نمی‌تواند از معادلات منطقه کنار بکشد.

نماد این وضعیت، آتش‌بس ایران و آمریکا است؛ توافقی که نه به تضعیف ایران منجر شد و نه اهداف اولیه جنگ را محقق کرد. به اعتقاد نشریه فارن افرز، برخلاف انتظار واشنگتن و تل‌آویو، جمهوری اسلامی پس از جنگ همچنان پابرجا مانده است.

ایران تضعیف شد، اما از صحنه حذف نشد

فارن افرز یادآور می‌شود که ایران پیش از آغاز جنگ ۴۰ روزه ضربات سنگینی را متحمل شده بود؛ از تخریب زیرساخت‌های هسته‌ای و ترور فرماندهان نظامی گرفته تا سقوط دولت اسد، تضعیف حزب‌الله و حماس و اعتراضات داخلی. همین مجموعه تحولات، این تصور را در واشنگتن ایجاد کرد که شاید فشار نظامی بتواند به تغییر حکومت در ایران منجر شود.

اما نتیجه نهایی متفاوت بود. ایران با استفاده از اهرم تنگه هرمز و توانایی ایجاد اختلال در بازار جهانی انرژی، دوباره جایگاه خود را تثبیت کرد. هرچند مشکلات اقتصادی و نارضایتی داخلی همچنان پابرجاست، اما سیاست‌های کلان جمهوری اسلامی در قبال اسرائیل، آمریکا و نفوذ منطقه‌ای تغییر نکرده و حتی انگیزه تهران برای دستیابی به بازدارندگی بیشتر افزایش یافته است.

در همین حال، متحدان ایران نیز با وجود تضعیف، همچنان نقش‌آفرین باقی مانده‌اند. نیروهای همسو با تهران در عراق همچنان نفوذ قابل توجهی دارند، حزب‌الله با وجود خسارت‌های سنگین از میان نرفته و حوثی‌های یمن نیز بار دیگر به سمت حمایت فعال‌تر از ایران حرکت کرده‌اند.

 تغییر محاسبات کشورهای عربی

یکی از مهم‌ترین پیامدهای جنگ، تغییر نگاه کشورهای عربی خلیج فارس به محیط امنیتی منطقه است. این کشورها که طی سال‌های گذشته تلاش کرده بودند با تمرکز بر سرمایه‌گذاری، تجارت و گردشگری از تنش‌های منطقه فاصله بگیرند، این بار مستقیماً هدف حملات ایران قرار گرفتند.

در آغاز جنگ، بسیاری از رهبران عرب، آمریکا را مسئول قرار گرفتن خود در معرض حملات ایران می‌دانستند، اما با ادامه درگیری، بخشی از نخبگان منطقه به این نتیجه رسیدند که تنها تضعیف توان نظامی ایران می‌تواند امنیت همسایگان عرب را تضمین کند. با این حال، پایان جنگ نیز رضایت آنها را جلب نکرد؛ زیرا آتش‌بس بدون پرداختن به برنامه موشکی و پهپادی ایران حاصل شد.

در عین حال، کشورهای عربی همچنان به آمریکا وابسته خواهند ماند، زیرا هیچ قدرت دیگری توان یا تمایل ایفای نقش امنیتی واشنگتن را ندارد. چین وارد چنین مسئولیتی نشده، روسیه درگیر جنگ اوکراین است و سایر بازیگران نیز توان جایگزینی آمریکا را ندارند.

در مقابل، نگاه کشورهای عربی به اسرائیل نسبت به سال‌های گذشته تغییر کرده است. جنگ غزه و حملات اسرائیل به ایران و حتی قطر، روند عادی‌سازی روابط را متوقف کرده و تردیدهای تازه‌ای درباره نقش اسرائیل در امنیت منطقه ایجاد کرده است.

 مسئله فلسطین همچنان حل‌نشده باقی مانده است

اسرائیل اگرچه در میدان نظامی دستاوردهایی را کسب کرده، اما نتوانسته به اهداف سیاسی خود برسد. حکومت ایران همچنان پابرجاست، حماس به طور کامل از بین نرفته و آینده اداره غزه همچنان نامشخص است.

در غزه، آتش‌بس بیشتر شبیه وقفه‌ای موقت در جنگ توصیف می‌شود تا پایان آن. از سوی دیگر، سیاست‌های اسرائیل در کرانه باختری، از جمله گسترش شهرک‌سازی و تضعیف تشکیلات خودگردان فلسطین، چشم‌انداز هرگونه راه‌حل سیاسی را دشوارتر کرده است. تا زمانی که مسئله تعیین سرنوشت فلسطینیان حل نشود، هیچ نظم پایداری در خاورمیانه شکل نخواهد گرفت؛ زیرا ریشه اصلی بسیاری از بحران‌های منطقه همچنان پابرجاست.

دولت‌های ضعیف، مهم‌ترین حلقه بحران

نشریه فارن افرز یکی دیگر از عوامل تداوم بی‌ثباتی را ضعف دولت‌های عربی می‌داند. لبنان، سوریه، عراق و یمن همچنان با بحران‌های داخلی روبه‌رو هستند و همین ضعف، زمینه مداخله قدرت‌های منطقه‌ای و فعالیت بازیگران غیردولتی را فراهم کرده است.

سقوط دولت اسد اگرچه نفوذ ایران در سوریه را کاهش داد، اما به معنای ایجاد ثبات نبود. دولت جدید سوریه هنوز با شکاف‌های قومی، مذهبی و امنیتی گسترده مواجه است و در صورت ناتوانی در تثبیت اقتدار خود، این کشور بار دیگر می‌تواند به میدان رقابت قدرت‌های منطقه‌ای تبدیل شود. تا زمانی که دولت‌های مرکزی نتوانند کنترل کامل قلمرو خود را در اختیار بگیرند، هیچ توافق امنیتی یا عملیات نظامی قادر به ایجاد صلح پایدار نخواهد بود.

جنگ بعدی هنوز دور نیست

برخلاف تصور اولیه، جنگ‌های اخیر خاورمیانه را وارد عصر جدیدی نکرده‌اند. ایران همچنان بازیگری اثرگذار باقی مانده، اسرائیل بیش از گذشته بر قدرت نظامی تکیه کرده، مسئله فلسطین بدون راه‌حل مانده و دولت‌های ضعیف عربی همچنان کانون رقابت قدرت‌ها هستند. جلوگیری از جنگ‌های آینده تنها با اتکا به قدرت نظامی ممکن نیست. حفظ حضور امنیتی آمریکا در خلیج فارس، آغاز مذاکرات پایدار با ایران، ایجاد سازوکاری بین‌المللی برای مدیریت تنگه هرمز، تقویت دولت‌های عربی و حرکت به سوی راه‌حلی سیاسی برای مسئله فلسطین، مجموعه اقداماتی است که می‌تواند زمینه کاهش تنش را فراهم کند.

در غیر این صورت، هرچند ممکن است آتش‌بس‌های مقطعی برقرار شوند، اما عوامل اصلی بحران همچنان پابرجا خواهند ماند و خاورمیانه بار دیگر در مسیر یک رویارویی بزرگ دیگر قرار خواهد گرفت.

 

پیشنهاد ویژهسیاسی
شناسه : 602835
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *