وعده پایان خاموشی از اول مهر

طبق گزارش ارائه شده وزارت نیرو به کمیسیون انرژی مجلس، ناترازی برق کشور از ۱۵ تا ۱۷هزار مگاوات در سال گذشته به کمتر از ۱۰هزار مگاوات کاهش یافته.
جهان صنعت نیوز، همزمان مسئولان وزارت نیرو از افزایش مستمر ظرفیت تولید برق، توسعه نیروگاههای خورشیدی و برنامهریزی برای رفع کامل ناترازی برق تا سال آینده خبر دادند. رضا سپهوند، سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس درباره گزارش مسئولان وزارت نیرو به اعضای کمیسیون اظهار کرد: کمیسیون انرژی در جلسهای با حضور وزیر نیرو، مدیرعامل شرکت توانیر و مدیران زیرمجموعه حوزه برق، به بررسی وضعیت جاری این بخش پرداخت. در این نشست که با حضور معاونان وزیر برگزار شد، گزارشهای جامعی از چالشهای زنجیره تولید، انتقال و مصرف برق ارائه شد و نمایندگان کمیسیون انرژی ضمن طرح پرسشهای خود، پاسخهای لازم را دریافت کردند.
وی افزود: در بخش تولید گزارش شد که ظرفیت برق تجدیدپذیر_ بهویژه برق خورشیدی_ به ۵۷۰۰مگاوات رسیده و هر هفته ۱۰۰مگاوات ظرفیت جدید وارد مدار میشود. همچنین حدود ۹۷۰۰مگاوات برق از طریق سدهای برقآبی وارد شبکه شده و نیروگاههای حرارتی نیز با حداکثر توان در حال تولید برق هستند. براساس گزارش وزارت نیرو، ناترازی برق که در سال گذشته بین ۱۵ تا ۱۷هزار مگاوات بود، اکنون به زیر ۱۰هزار مگاوات کاهش یافته است.
سپهوند اضافه کرد: در حوزه مصرف اشاره شد برخی نیروگاههای منطقه جنوبی و صنایع ذوبآهن اصفهان در اثر جنگ آسیب دیده و حدود ۴۲۰۰مگاوات از ظرفیت آنها خارج شده که عملیات بازسازی این مراکز در حال انجام است. همچنین پتروشیمیهایی که پیش از این خودکفا بودند، اکنون توسط وزارت نیرو با تخصیص ۱۰۰۰مگاوات برق، مشکل تامین انرژی خود را برطرف کردهاند.
وی با اشاره به گزارش وزارت نیرو درباره برق شهرکهای صنعتی گفت: درخصوص قطعی برق شهرکهای صنعتی، ابلاغیه هفته گذشته وزارت نیرو و شرکت توانیر منجر به کاهش مدت زمان قطعی برق از دو روز به یک روز شد. با این حال، این تصمیم تنها برای ۴۹شهرک صنعتی منتخب در سراسر کشور اعمال شده که این موضوع مورد تردید قرار گرفته و کمیسیون انرژی پیگیر این مسأله است. سخنگوی کمیسیون انرژی مجلس گفت: در بخش برق خانگی، طبق وعده وزیر و معاونان ایشان، از اول مهرماه جاری به شرط تداوم شرایط فعلی هیچگونه قطعی برقی برای بخش خانگی نخواهیم داشت. همچنین پیشبینی شده تا سال آینده ناترازی برق در تمامی حوزهها بهطور کامل برطرف شود.
سپهوند گفت: همچنین طبق گزارش مسئولان مربوطه در کمیسیون، هدفگذاری شده ظرفیت تولید برق خورشیدی تا پایان سال ۱۴۰۵ به ۱۲هزار مگاوات افزایش یابد. ایران امروز تنها با مسأله قطعی برق دستوپنجه نرم نمیکند. واقعیت این است که اقتصاد و زندگی روزمره کشور همزمان با نشانههای کمآبی، کمبود گاز و در مقاطعی اختلال در تأمین سوخت مواجه است. تابستان با خاموشی و تنش آبی، زمستان با محدودیت گاز و در برخی دورهها با اختلال در زنجیره تأمین سوخت، ناترازی خود را نشان میدهد.
این وضعیت نه مقطعی و نه صرفا فنی است؛ بلکه نشانهای از چالش جدی در حکمرانی و مدیریت منابع انرژی بهشمار میرود. برای سازمانها، این بحرانها ترجمه مستقیمی دارند. خط تولیدی که بهخاطر قطعی برق متوقف میشود، بیمارستانی که به ژنراتور اضطراری متکی میماند، مدارس و دانشگاههایی که تعطیل میشوند و ادارات دولتی که ساعت کاریشان کاهش مییابد. انرژی دیگر صرفا یک هزینه جاری نیست بلکه به یک ریسک عملیاتی تبدیل شده است.هر بار که بحران برق تشدید میشود، از اولین راهحلهای مطرحشده، ساخت نیروگاه، افزایش ظرفیت شبکه، توسعه خطوط انتقال یا واردات برق است که همگی از جنس توسعه عرضه بهشمار میروند. این اقدامات لازماند اما بهتنهایی کافی نیستند.
تجربه جهانی بارها این درس را تأیید کرده است. کالیفرنیا در بحران برق سال ۲۰۰۱، بهجای تمرکز صرف بر نیروگاههای جدید، برنامههای گسترده مدیریت تقاضا را اجرا کرد و در کمتر از یک سال مصرف پیک را بیش از ۱۰ درصد کاهش داد. ژاپن پس از فاجعه فوکوشیما در ۲۰۱۱ و توقف اجباری نیروگاههای هستهای، با برنامههای صرفهجویی سازمانی و مدیریت بار، توانست بدون قطعی گسترده از بحران عبور کند. اتحادیه اروپا نیز در چارچوب دستورالعمل بهرهوری انرژی، شرکتهای بزرگ را ملزم به گزارشدهی دورهای مصرف انرژی کرد. در آمریکا نیز برنامههای «پاسخ به تقاضا» به سازمانها اجازه میدهد از کاهش مصرف در ساعات بحرانی، درآمد کسب کنند. وجه مشترک همه این تجربهها یک چیز است، هرچه عرضه را گسترش دهیم، اگر مصرف بدون مدیریت رشد کند، ناترازی دوباره بازتولید میشود.
فراتر از خاموش کردن لامپها
در بخش بزرگی از شرکتها، ادارات، بیمارستانها و دانشگاههای ایران، هنوز نیروی انسانی متخصص و اختصاصی برای مدیریت انرژی وجود ندارد. نتیجه روشن است، انرژی تا زمانی که بحران ایجاد نکند، موضوعی حاشیهای تلقی میشود. وقتی هزینههای انرژی بالا میرود یا محدودیت اعمال میشود، سازمان شتابزده وارد عمل میشود؛ چند کولر خاموش میشود، روشنایی اضافی کم میشود، بخشنامهای صادر میشود. این اقدامات شاید اثری اندک داشته باشند اما نامشان مدیریت انرژی نیست.
اتلاف واقعی انرژی در سازمانها معمولا نه در چراغهای روشن بلکه در بخشهای پنهان است که چشم غیرمتخصص آنها را نمیبیند. موتورهای الکتریکی با راندمان پایین، سیستمهای تهویهای که بدون توجه به میزان اشغال فضا با ظرفیت ثابت کار میکنند، تجهیزات در حالت آمادهباش، عایقبندی ناکافی و زمانبندی نادرست راهاندازی تجهیزات که پیک مصرف را بیدلیل بالا میبرد.
شرکتهای پیشرو جهانی این را سالهاست میدانند. شرکت زیمنس با اجرای ممیزی انرژی در کارخانههای خود توانست مصرف را تا ۲۰ درصد کاهش دهد. شرکت گوگل نیز در سال ۲۰۱۶ با بهرهگیری از هوش مصنوعی برای بهینهسازی سیستمهای خنککننده مراکز داده، مصرف انرژی این بخش را ۴۰ درصد کاهش داد. اگر سازمانی نداند بیشترین مصرف انرژیاش دقیقا در کدام ساعت و توسط کدام تجهیزات رخ میدهد، خاموش کردن چند لامپ نه درمان بلکه صرفا مُسکنی موقت خواهد بود.
مدیر انرژی؛ نقشی که باید رسمیت پیدا کند
مدیریت انرژی در سازمان بدون مدیر انرژی عملا محکوم به شکست است؛ همانطور که مدیریت مالی بدون مدیر مالی به نتیجه نمیرسد. مدیر انرژی، ترکیبی از تحلیلگر داده، برنامهریز راهبردی و مدیر تغییر است. الگوهای مصرف را رصد و تحلیل میکند، بارهای غیرضروری را شناسایی میکند و برای هر اقدام توجیه فنی و اقتصادی ارائه میدهد. این جایگاه در بسیاری از کشورها رسمیت قانونی دارد. در اتحادیه اروپا، دستورالعمل بهرهوری انرژی، شرکتهای بزرگ را ملزم به انجام ممیزی انرژی دورهای کرده است.
در کرهجنوبی، قانون مدیریت انرژی از دهه ۱۹۸۰ سازمانهای پرمصرف را موظف به داشتن مدیر انرژی دارای گواهینامه رسمی کرده است. در ایالات متحده نیز برنامههای ملی صرفهجویی انرژی، هزاران متخصص دارای گواهینامه حرفهای مدیریت انرژی را تربیت کردهاند. مفهوم مدیریت تقاضا در همین چارچوب معنا پیدا میکند، اگر هزاران سازمان بزرگ کشور مصرف پیک خود را تنها ۱۵ درصد کاهش دهند، اثر تجمیعی آن معادل ظرفیت چندین نیروگاه متوسط خواهد بود، بدون آنکه یک ریال در ساخت نیروگاه جدید سرمایهگذاری شود.
جایی که مدیر انرژی باید بنشیند
اگر این جایگاه تنها به واحد تأسیسات محدود شود، اثرات آن نیز در همان سطح متوقف میشود. مدیریت انرژی زمانی موفق میشود که به تصمیمسازی مدیریتی وصل شود، شاخصهای انرژی در ارزیابی عملکرد دیده شوند، برای بهینهسازی بودجه اختصاص یابد و گزارش مصرف مستقیما به مدیریت ارشد برسد. چارچوب ایزو ۵۰۰۰۱ مسیر روشنی برای این کار فراهم میکند.
این استاندارد در بند ۱/۵ خود، سازمان را ملزم میکند که مدیریت ارشد، مسئولیت مستقیم سیستم مدیریت انرژی را بر عهده داشته باشد و این نقش به امور پشتیبانی محدود نشود. شرکتهایی که این استاندارد را در سطح حاکمیت سازمانی پیاده کردهاند، گزارشهای انرژی را در کنار گزارشهای مالی منتشر میسازند و انرژی را به یک متغیر راهبردی تبدیل کردهاند. ایران دیگر فرصت زیادی برای برخوردهای مقطعی با بحران انرژی ندارد. خاموش کردن لامپهای اضافه شاید شروع بدی نباشد اما راهکار اصلی برای پایان مشکل نیست. آینده انرژی در ایران علاوهبر توسعه نیروگاههای جدید با مدیران حرفهای انرژی میتواند پایدار بماند.
منبع: مهر
نفت و پتروشیمیلینک کوتاه :