چرا محور مقاومت فرو نپاشید؟ | فارنافرز: ساختار غیرمتمرکز عامل تابآوری محور مقاومت است

شبکه منطقهای ایران، برخلاف تصور آمریکا و اسرائیل، پس از مجموعهای از ضربات نظامی و سیاسی فرو نپاشیده و توانسته است خود را بازسازی کند. نشریه فارن افرز دلیل اصلی این تابآوری را تغییر ساختار محور مقاومت از شبکهای متمرکز و وابسته به تهران به مجموعهای درهمتنیده، انعطافپذیر و تا حد زیادی خوداتکا می داند که اعضای آن میتوانند دانش، تجهیزات، منابع مالی و مسیرهای تأمین را میان خود به اشتراک بگذارند. بر این اساس، تداوم حملات نظامی و تحریمها بهتنهایی نمیتواند این شبکه را از میان ببرد.
جهان صنعت نیوز – با گذشت پنج ماه از جنگ آمریکا با ایران، توانایی تهران و متحدان منطقهایاش برای ادامه حملات علیه آمریکا و شرکای آن، بسیاری از تحلیلگران را غافلگیر کرده است. آمریکا و اسرائیل طی ماههای گذشته بارها ایران را هدف حملات هوایی قرار داده و بخش مهمی از فرماندهان ارشد آن را ترور کردند، اما ایران و گروههای همسو همچنان فعال ماندهاند. حزبالله با وجود حملات سنگین اسرائیل در جنوب لبنان همچنان یک تهدید محسوب میشود، گروههای عراقی مورد حمایت ایران به تأسیسات نفت و گاز کشورهای خلیج فارس حمله کردهاند و حوثیها نیز عملیات علیه کشتیهای تجاری در دریای سرخ را از سر گرفتهاند.
این تابآوری، ضعف اصلی نظریهای را نشان میدهد که مبنای جنگ قرار گرفت. براساس این نظریه، اگر اقتصاد، رهبری، تأسیسات تسلیحاتی و خطوط تأمین ایران هدف قرار گیرد، جمهوری اسلامی تضعیف میشود و متحدان منطقهای آن نیز از هم میپاشند. این نگاه، ایران را سر یک اختاپوس و گروههای همسو را بازوهای آن میدانست. با این حال، ساختار کنونی این شبکه دیگر متمرکز و وابسته به یک نقطه نیست.
دو دهه پیش، بیشتر تسلیحات، فناوری و آموزش گروههای همسو از طریق تهران تأمین میشد، اما امروز این مجموعه به شبکهای متراکم تبدیل شده است که دانش، منابع و حتی بخشی از تصمیمگیری در نقاط مختلف آن توزیع شده است. در نتیجه، کشته شدن یک فرمانده، نابودی یک انبار یا قطع یک مسیر انتقال، به فروپاشی شبکه منجر نمیشود؛ زیرا فرماندهان جایگزین میشوند، کمبودهای فنی جبران میشود و مسیرهای جدیدی برای تأمین تجهیزات شکل میگیرد.
تبدیل گروههای چریکی به سازمانهای نظامی پیچیده
دو دهه پیش، بیشتر اعضای محور مقاومت گروههایی محلی با تاکتیکها و فناوریهای چریکی قرن بیستم بودند. حزبالله عمدتاً از راکتهای کوتاهبرد و پهپادهای ایرانی استفاده میکرد، حوثیها گروهی کوچک در شمال یمن بودند و گروههای عراقی تازه آموزش ساخت بمبهای کنار جادهای و استفاده از سلاحهای سبک را دریافت میکردند.
بهتدریج این گروهها به سازمانهایی با توان نظامی پیشرفتهتر تبدیل شدند. گروههای تازهوارد ابتدا آموزشهای پایه میگیرند و در صورت اثبات توانایی در میدان، به تسلیحات پیشرفتهتر، از جمله پهپادهای انتحاری، دسترسی پیدا میکنند. شماری از گروههای مورد اعتماد نیز آموزش میبینند تا قطعات را مستقلاً وارد و سلاحهای مورد نیاز خود را تولید کنند. اکنون حماس، حزبالله و حوثیها توانایی ساخت و بهکارگیری پهپادهایی با برد قابل توجه را دارند.
این گروهها همچنین شبکههایی از بازرگانان، شرکتها و مهندسان ایجاد کردهاند که کارکردی شبیه زیرساخت نظامی- صنعتی دولتها دارد. آموزش نیز دیگر فقط از سوی ایران انجام نمیشود. حزبالله از سالها قبل آموزش گروههای عراقی، حماس و حوثیها را برعهده گرفت و حوثیها نیز انتقال دانش پهپادی به گروههای دیگری در آفریقا را آغاز کردهاند.
پس از حمله هفتم اکتبر، این شبکه با ضربات سنگینی مواجه شد. حماس و غزه بهشدت آسیب دیدند، رهبران حزبالله از جمله حسن نصرالله کشته شدند، حکومت بشار اسد سقوط کرد و در جنگ های اخیر نیز آمریکا و اسرائیل ایران را هدف حملات گسترده قرار دادند. شماری از رهبران ارشد حوثی نیز کشته شدند. با این حال، ایران و متحدانش توانستند بخش مهمی از توان عملیاتی خود را بازیابی کنند.
شبکهای که خود را بازسازی میکند
دلیل این بازسازی سریع، انتقال دانش نظامی و فنی به یک زیستبوم گستردهتر است. حوثیها دیگر فقط به سلاحهای ایران وابسته نیستند، بلکه با استفاده از شبکههای تجاری دریای سرخ و اقیانوس هند، قطعات را خریداری و سلاحها را در محل مونتاژ میکنند. حزبالله نیز پیش از سقوط حکومت اسد مسیرهای جایگزینی برای تأمین قطعات پهپاد ایجاد کرده بود. کشف شبکهای از شرکتهای پوششی در اسپانیا و آلمان که برای انتقال هزاران موتور پهپاد به لبنان فعالیت میکردند، نشانهای از این تغییر بود.
این ساختار، کارایی تحریمها و قرار دادن افراد و گروهها در فهرستهای تروریستی را نیز کاهش داده است. در گذشته، آمریکا و متحدانش بر بخش مهمی از مسیرهای تجارت، صادرات و شبکههای مالی تسلط داشتند، اما اکنون بسیاری از قطعات مورد نیاز پهپادها در چین با هزینه پایین تولید میشوند و تحت عنوان کالاهای غیرنظامی فروخته میشوند.
ایران و گروههای همسو میتوانند قطعات پهپادهایی مانند ابابیل را از وبسایتهای تجاری چینی تهیه و با هزینهای حدود ۱۵۰۰ دلار مونتاژ کنند. حزبالله نیز برای تهیه پهپادهای دید اولشخص به کارت اعتباری، آموزشهای اینترنتی و مقداری دانش فنی نیاز دارد.
حجم عظیم تجارت جهانی، ردیابی این قطعات را دشوار کرده است. شرکتهای صوری ناشناس، حوزههای قضایی محرمانه و میلیونها کانتینری که هر روز در دریاها جابهجا میشوند، امکان دور زدن تحریمها را فراهم میکنند. پس از تحریم یک شرکت نیز مالکان آن میتوانند شرکت دیگری تأسیس کنند.
در کنار این روشها، انتقال سنتی سلاح همچنان ادامه دارد. ایران از قایقها، کشتیهای کانتینری و ناوگان سایه استفاده میکند. برخی کشتیها سامانه شناسایی خود را خاموش میکنند و محمولهها را به بنادر تحت کنترل حوثیها منتقل میکنند. کشتیهای ایران نیز فعالیت در مدیترانه و بنادر لیبی را از سر گرفتهاند و انتقال تجهیزات از این مسیر به لبنان، سودان و احتمالاً غزه ادامه دارد. قاچاق از خاک سوریه به لبنان نیز متوقف نشده است.
اخبار برگزیدهسیاسیلینک کوتاه :