نبرد تهران و واشنگتن؛ ایران چه امتیازی از تنگه هرمز میخواهد؟

مذاکرات برای بازگشایی تنگه هرمز دیگر صرفاً درباره ازسرگیری صادرات نفت و عبور کشتیهای تجاری نیست. ایران میکوشد ترتیبات جدید عبور از هرمز را به ابزاری برای محدود کردن حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس تبدیل کند؛ هدفی که سالها در دستور کار ساختار قدرت ایران قرار داشته است. تهران خواهان ممنوعیت عبور ناوهای آمریکایی و اسرائیلی، اعمال نظارت بر تردد کشتیها و دریافت هزینه از آنهاست؛ شروطی که واشنگتن رد کرده است. با این حال، ادامه اختلال در هرمز و آسیبپذیری پایگاههای آمریکا سبب شده حتی بدون توافق رسمی نیز موازنه موجود در خلیج فارس تا حدی تغییر کند.
جهان صنعت نیوز – پس از شش ماه جنگ، مناقشه ایران و آمریکا بر سر تنگه هرمز وارد مرحلهای شده که نتیجه آن میتواند فراتر از بازگشایی یک مسیر حیاتی تجارت جهانی باشد. ایران اکنون میخواهد از مذاکرات برای تثبیت نقشی استفاده کند که پیش از جنگ در اختیار نداشت؛ نظارت بر عبور کشتیها از تنگه و محدود کردن حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس.
یکی از مهمترین خواستههای تهران، جلوگیری از عبور ناوهای نیروی دریایی آمریکا از هرمز است. این مطالبه با هدف دیرینه ایران برای کاهش و در نهایت پایان دادن به حضور نظامی آمریکا در منطقه همخوانی دارد.
با وجود خسارتهای سنگین نظامی ایران در جنگ، تهران اکنون شرایط ایجادشده در هرمز را فرصتی برای تغییر موازنه قدرت میبیند. مسئله اصلی این است که آیا ایران میتواند آنچه را در جریان جنگ بهصورت عملی به دست آورده، از طریق مذاکره به یک وضعیت پایدار تبدیل کند یا خیر.
آمریکا شروط ایران را نمیپذیرد
مذاکرات با میانجیگری عمان جریان دارد، اما اختلافات اساسی همچنان پابرجاست. مقامهای آمریکایی به میانجیگران گفتهاند ترتیبی را نمیپذیرند که در آن ایران بتواند برای عبور کشتیها عوارض دریافت کند یا مانع تردد برخی شناورها شود. از نظر نظامی نیز تحلیلگران معتقدند ایران احتمالاً توان جلوگیری قطعی از ورود نیروی دریایی آمریکا به خلیج فارس را ندارد. پنتاگون در اوج جنگ دو ناوشکن موشکانداز خود را از هرمز عبور داد.
با این حال، مسئله فقط توان نظامی نیست. ایران با مطرح کردن مطالبات حداکثری میتواند میزان آمادگی دونالد ترامپ برای بازگشت به جنگ را آزمایش کند. در واقع تهران میخواهد بداند واشنگتن برای جلوگیری از شکلگیری کنترل عملی ایران بر هرمز تا چه اندازه حاضر به پرداخت هزینه نظامی است.
برخی تحلیلگران معتقدند مستقل از تصمیم ترامپ، نتیجه تحولات میتواند به نوعی کنترل عملی قابل توجه ایران بر تنگه منجر شود.
توافقی برای بازگرداندن جریان انرژی
دولت ترامپ اعلام کرده تنها توافقی را میپذیرد که در آن ایران هزینه یا عوارضی دریافت نکند و نتواند مانع عبور هیچ کشوری شود. مسیرهای ویژه احتمالی برای کشتیرانی نیز از دید آمریکا باید موقتی باشند. واشنگتن در مقابل آماده است در صورت بازگشایی بدون مانع هرمز، محاصره بنادر ایران را لغو کند.
پیشنویس توافق موجود، ایجاد موقت دو مسیر را پیشبینی میکند؛ مسیر ورود کشتیها در نزدیکی ایران و مسیر خروج در نزدیکی عمان. با این حال، رهبران ارشد ایران هنوز باید این چارچوب را تأیید کنند
چنین توافقی میتواند جریان انرژی را از هرمز دوباره برقرار و بخشی از فشار بر اقتصاد جهانی را کاهش دهد. با این حال، کشورهای عرب صادرکننده انرژی خلیج فارس نگراناند ترتیبات موقت در نهایت به رسمیت یافتن نقش دائمی ایران در مدیریت آبراهی منجر شود که شریان اصلی درآمدهای آنهاست.
شروطی فراتر از بازگشایی تنگه
دیپلماتهای ایرانی تأکید دارند بازگشایی کامل هرمز باید با اقدامات دیگری از جمله کاهش تحریمهای نفتی و پایان محاصره بنادر ایران همراه شود. بر اساس گزارشی که خبرگزاری فارس منتشر کرده، کشتیهای اسرائیلی نیز اجازه عبور نخواهند داشت. این محدودیت میتواند کشتیها یا محمولههای مرتبط با اقدام علیه متحدان منطقهای ایران را نیز شامل شود. کشورهایی که به ایران خسارت زدهاند نیز پیش از دریافت اجازه عبور باید غرامت بپردازند.
همچنین دولت و نیروهای نظامی ایران مسئول مدیریت ناوبری و ترافیک خواهند بود. میانجیگران گفتهاند توافق ایران و عمان شامل همه این شروط نیست، اما انتقال همین مطالبات به میانجیگران عرب موجب عقبگرد در مذاکرات شده است.
در مرکز این اختلاف، مسئله عبور کشتیهای نظامی قرار دارد. هدف ایران از کنترل تنگه آن است که ابزار لازم برای جلوگیری از عبور شناورهایی را که خصمانه تلقی میکند، در اختیار داشته باشد.
حضور نظامی آمریکا زیر فشار جنگ
اهمیت این مناقشه زمانی بیشتر میشود که سابقه حضور آمریکا در خلیج فارس در نظر گرفته شود. حضور دائمی دریایی آمریکا در منطقه به سال ۱۹۷۱ بازمیگردد؛ زمانی که واشنگتن یک پایگاه بریتانیایی در بحرین را در اختیار گرفت. این پایگاه بعدها به مقر ناوگان پنجم آمریکا تبدیل شد. در دهههای بعد، حضور نظامی آمریکا گسترش یافت و شمار نیروهای مستقر در پایگاههای کویت، عربستان، قطر و امارات به حدود ۳۰ هزار نفر رسید.
اما حملات ایران به این پایگاهها پنتاگون را مجبور کرده بخشی از نیروهای خود را جابهجا کند و اتکای بیشتری به تأسیسات نظامی خارج از خلیج فارس داشته باشد. به این ترتیب، حتی پیش از دستیابی به توافق درباره هرمز، جنگ تغییراتی را در نحوه استقرار نیروهای آمریکایی ایجاد کرده است. برخی منتقدان حضور نظامی آمریکا در منطقه حتی معتقدند ایران عملاً بخش مهمی از قدرت نظامی قابل استفاده آمریکا را از خلیج فارس عقب رانده است.
هرمز به ابزار امنیتی ایران تبدیل شد
ایران از ابتدای جنگ اعلام کرده بود دوره جدیدی آغاز شده که در آن کنترل هرمز را در اختیار خواهد داشت. رهبران ایران این کنترل را نوعی تضمین امنیتی در کنار برنامه هستهای و زرادخانه موشکی خود میبینند. تهران نهادی با عنوان سازمان تنگه خلیج فارس ایجاد کرده و از مالکان کشتیها خواسته برای عبور ثبتنام و هزینه بیمه پرداخت کنند. آمریکا این نهاد را تحریم کرده و کشتیهایی را که با آن معامله کنند، به مجازات تهدید کرده است.
اگرچه واشنگتن کنترل ایران بر هرمز را به رسمیت نمیشناسد، در طول جنگ تنها در موارد محدودی ناوهای خود را وارد خلیج فارس کرده و این مأموریتها نیز کوتاه بودهاند. شرکتهای کشتیرانی تجاری نیز بدون تضمین عدم حمله ایران تمایل چندانی به عبور ندارند. نتیجه آن است که تردد از هرمز همچنان بهشدت مختل شده است.
اهمیت هرمز برای اقتصاد منطقه بسیار فراتر از ایران و آمریکا است. در شرایط معمول حدود یکپنجم نفت جهان از این مسیر عبور میکند و قطر نیز سالانه دهها میلیارد دلار گاز طبیعی مایع از این آبراه صادر میکند. فعالیت بندر جبلعلی دبی نیز به امنیت کشتیرانی در نزدیکی هرمز وابسته است.
مقامهای کشورهای خلیج فارس اذعان دارند توافق پیشنهادی میتواند به ایران امکان کنترل بیشتری بر تنگه بدهد و حتی ممکن است این وضعیت دائمی شود، اما در شرایط کنونی آن را بهترین گزینه موجود میدانند. تجربه جنگ نشان داده ایران آمادگی دارد درگیری را تشدید و هزینه آن را برای متحدان منطقهای آمریکا افزایش دهد.
کشورهای منطقه همزمان به دنبال کاهش وابستگی خود به هرمز هستند. توسعه خطوط لوله به دریای سرخ و دریای عمان و افزایش ذخیرهسازی نفت در خارج از منطقه بخشی از این برنامه است. با این حال، حتی این مسیرهای جایگزین نیز مشکل امنیت را بهطور کامل حل نمیکنند؛ زیرا بدون یک توافق صلح معتبر، زیرساختهای انرژی همچنان میتوانند هدف حملات قرار گیرند.
به این ترتیب، مناقشه هرمز دیگر فقط بر سر آزادی کشتیرانی نیست. ایران در تلاش است قدرتی را که در جریان جنگ برای اخلال در این آبراه نشان داده، به نفوذ سیاسی و امنیتی پایدار تبدیل کند. آمریکا در مقابل نمیخواهد ترتیبی را بپذیرد که به تهران حق تعیین شرایط عبور از هرمز بدهد. نتیجه این کشمکش میتواند مشخص کند که پس از پایان جنگ، چه کسی دست بالاتر را در نظم امنیتی خلیج فارس خواهد داشت.
اخبار برگزیدهسیاسیلینک کوتاه :