جنگ ایران و فروپاشی فافوی ترامپ | شکست سیاست «بزن تا بترسند»

دکترین «فافو» در سیاست خارجی دونالد ترامپ بر این تصور استوار بود که نمایش قدرت خشن و تهدید به واکنش ویرانگر، رقبا را وادار به عقب‌نشینی می‌کند. جنگ ایران قرار بود نمونه موفق این رویکرد باشد، اما از فایننشال تایمز نتیجه معکوس شده است. ایران همچنان تنگه هرمز را در کنترل دارد، خواسته‌های خود را افزایش داده و آمریکا هم با کاهش اعتبار تهدیدهایش و هم با محدودیت ذخایر تسلیحاتی روبه‌رو شده است. پیامد این وضعیت فقط امنیتی نیست؛ رفتار غیرقابل پیش‌بینی دولت ترامپ، همراه با کسری بودجه بزرگ و افزایش هزینه بدهی، می‌تواند به تدریج بر اعتماد سرمایه‌گذاران به دارایی‌های آمریکا نیز اثر بگذارد.

جهان صنعت نیوز – در ادبیات سیاسی دولت ترامپ، اصطلاح «فافو» – FAFO – به یکی از نمادهای سیاست قدرت تبدیل شده است؛ عبارتی عامیانه که معنای آن این است که اگر دشمن آمریکا را به چالش بکشد، با پیامدهای سنگین آن روبه‌رو خواهد شد. پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، نیز همین منطق را در سخنرانی خود برای فرماندهان نظامی مطرح کرده بود. دشمنانی که آمریکا را به چالش بکشند، با قدرت، دقت و خشونت ارتش این کشور مواجه خواهند شد.

جنگ ایران قرار بود نمایش عملی همین دکترین باشد. پس از آنکه مذاکرات با تهران به نتیجه نرسید، ترامپ تصمیم گرفت همراه با اسرائیل به ایران حمله کند. در این حملات رهبر ایران و شماری از نزدیکان و مقام‌های ارشد نظامی و سیاسی به شهادت رسیدند. اما چند ماه بعد، همین منطق علیه دولت ترامپ عمل کرده است.

جنگی که قرار بود کوتاه باشد

ترامپ بارها از پیروزی کامل در جنگ سخن گفته، اما واقعیت با این ادعا فاصله دارد. ایران همچنان کنترل تنگه هرمز را در اختیار دارد و برای عبور کشتی‌ها به دنبال دریافت عوارض است. حتی خواسته‌های تهران نیز گسترده‌تر شده است. مقام‌های ایرانی اکنون از دریافت غرامت جنگی و خروج نیروهای آمریکایی از اطراف ایران سخن می‌گویند. ممکن است این مطالبات در نگاه نخست غیرواقع‌بینانه به نظر برسند، اما ایران شاید بر این محاسبه تکیه کند که آمریکا برای خارج شدن از جنگ حاضر خواهد شد امتیازهای مهمی بدهد.

از نگاه فایننشال تایمز ، شرایط امروز نتیجه مستقیم نحوه تصمیم‌گیری ترامپ برای آغاز جنگ است. او تحت تأثیر بنیامین نتانیاهو به این باور رسید که تغییر حکومت ایران در دسترس است، هشدارهای مشاورانش درباره احتمال بسته شدن تنگه هرمز را جدی نگرفت و پیش از ورود به جنگ نیز مشورت‌های معمول با متحدان اروپایی و منطقه‌ای را انجام نداد.

یکی از مهم‌ترین پیامدهای این بحران، تضعیف اعتبار آمریکا است. دولت‌های پیشین واشنگتن تلاش می‌کردند این تصور را حفظ کنند که سخنان رئیس‌جمهور آمریکا باید جدی گرفته شود. اما ترامپ مرتباً تهدیدهای بسیار شدید علیه ایران مطرح می‌کند و اندکی بعد از نزدیک بودن صلح یا درخواست ایران برای توافق سخن می‌گوید. تکرار این چرخه باعث می‌شود تهدیدهای آمریکا اثر بازدارندگی سابق را نداشته باشند. وقتی طرف مقابل تصور کند تهدیدهای شدید الزاماً عملی نمی‌شوند، قدرت چانه‌زنی واشنگتن نیز کاهش می‌یابد.

اما مسئله فقط لحن ترامپ نیست. آمریکا بخش مهمی از مهمات کلیدی خود، از جمله موشک‌های کروز و رهگیرهای پاتریوت، را مصرف کرده است. در نتیجه حتی اگر دولت تصمیم بگیرد تهدیدهای خود را عملی کند، ممکن است ادامه عملیات نظامی شدید علیه ایران دشوار باشد. کاهش ذخایر پدافندی همچنین توان آمریکا برای حفاظت از زیرساخت‌های حیاتی متحدانش در خلیج فارس را محدود کرده است.

متحدان آمریکا به دنبال شرکای جدید

همین محدودیت‌ها برخی شرکای واشنگتن را به بازنگری در ترتیبات امنیتی خود سوق داده است. عربستان، ترکیه و پاکستان به‌تازگی یک پیمان دفاعی جدید اعلام کرده‌اند. فایننشال تایمز این تحول را یکی از نشانه‌های تردید کشورهای منطقه درباره توان آمریکا برای تأمین امنیت آنها می‌داند. اگر متحدان به این نتیجه برسند که حمایت آمریکا در لحظه بحران کافی نیست، ممکن است به دنبال پیمان‌های مکمل یا مستقل بروند. در این صورت، یکی از مهم‌ترین منابع قدرت آمریکا یعنی شبکه اتحادهای آن نیز به تدریج آسیب خواهد دید.

پیامدهای سیاست ترامپ فقط در حوزه امنیتی دیده نمی‌شود. فایننشال تایمز به گفت‌وگویی با یک مدیر سرمایه‌گذاری آسیایی اشاره می‌کند که آمریکا را شبیه یک «بازار نوظهور» می‌بیند. دلیل این مقایسه، تغییرات ناگهانی و غیرقابل پیش‌بینی سیاست‌ها، نگرانی از رفتار تبعیض‌آمیز با سرمایه‌گذاران خارجی و حضور گسترده خانواده و نزدیکان رئیس‌جمهور در فعالیت‌های تجاری است. چنین ویژگی‌هایی می‌تواند به تدریج سرمایه‌گذاران خارجی را نسبت به نگهداری دارایی‌های آمریکایی محتاط‌تر کند.

البته دولت ترامپ می‌تواند به این واقعیت اشاره کند که طی حدود ۱۸ ماه گذشته سرمایه خارجی همچنان وارد بازار سهام و سایر دارایی‌های آمریکا شده است. عمق بازارهای مالی آمریکا همچنان بی‌رقیب است و رشد اقتصادی این کشور نیز از منطقه یورو بیشتر بوده است.

با این حال، نشانه‌های نگران‌کننده‌ای در حوزه مالی وجود دارد. دلار همچنان ارز ذخیره اصلی جهان است، اما آمریکا سالانه کسری بودجه‌ای در حدود ۶ درصد تولید ناخالص داخلی دارد و برای تأمین مالی این کسری به خرید اوراق بدهی توسط سرمایه‌گذاران خارجی وابسته است. در همین حال، حتی یونان که تا چند سال پیش نماد بی‌انضباطی مالی بود، اکنون با نرخ پایین‌تری نسبت به آمریکا استقراض می‌کند. هزینه سالانه بهره بدهی دولت فدرال آمریکا نیز اکنون از بودجه پنتاگون بیشتر شده و همچنان در حال افزایش است. با این حال، دولت ترامپ برنامه جدی و روشنی برای کنترل این روند ارائه نکرده است.

شکست یک دکترین در دو جبهه

از نگاه فایننشال تایمز ، جنگ ایران ضعف اصلی دکترین فافو را آشکار کرده است. این دکترین زمانی کار می‌کند که تهدید معتبر باشد، طرف مقابل از هزینه درگیری بترسد و آمریکا نیز توان حفظ فشار را داشته باشد. اما در جنگ ایران، تهدیدهای مکرر و اجرا نشده، کاهش ذخایر تسلیحاتی و تداوم توان تهران برای فشار بر هرمز باعث شده نتیجه معکوس شود.

همین منطق می‌تواند در اقتصاد نیز تکرار شود. آمریکا می‌تواند برای مدتی با کسری بالا، بدهی فزاینده و سیاست‌های غیرقابل پیش‌بینی ادامه دهد، اما اگر اعتماد سرمایه‌گذاران آسیب ببیند، هزینه این رویکرد ناگهان آشکار خواهد شد.

به این ترتیب، فایننشال تایمز نتیجه می‌گیرد که شعار «دست به خطر بزن و نتیجه‌اش را ببین» شاید در نهایت بیش از هر کس درباره خود دولت ترامپ صدق کند؛ چه در جنگ ایران و چه در مدیریت بدهی و اعتبار اقتصادی آمریکا.

اخبار برگزیدهسیاسی
شناسه : 604766
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *