استراتژی جدید ترامپ در برابر؛ فعلاً هیچ کاری نکن

آتلانتیک: پس از بیش از پنج ماه جنگ با ایران، دولت دونالد ترامپ به راهبردی تازه مبنی بر کاهش هم‌زمان فشار دیپلماتیک و حملات نظامی و تکیه بیشتر بر تحریم‌ها و محاصره دریایی رسیده است. امید کاخ سفید این است که فشار اقتصادی در طول زمان کاری را انجام دهد که بمباران و تهدیدهای نظامی نتوانستند؛ وادار کردن تهران به بازگشایی تنگه هرمز و پایان جنگ. با این حال، این راهبرد به چیزی نیاز دارد که ترامپ کمتر به آن شناخته می‌شود. صبر، ثبات در تصمیم‌گیری و مقاومت در برابر واکنش‌های لحظه‌ای. در عین حال، کاهش ذخایر تسلیحاتی آمریکا نیز گزینه‌های نظامی واشنگتن را محدود کرده است.

جهان صنعت نیوز – ترامپ بارها تلاش کرده جنگ ایران را به پایان برساند. ازسرگیری محدود حملات هوایی نتیجه‌ای نداشت، تهدیدهای بسیار شدید نیز تهران را به عقب‌نشینی وادار نکرد و هر بار که مذاکرات به نقطه‌ای امیدوارکننده رسید، ایران شروط تازه‌ای مطرح کرد. نتیجه این شده که دولت آمریکا اکنون به گزینه‌ای متفاوت روی آورده است: فعلاً حمله جدیدی انجام ندهد، مذاکرات را نیز در اولویت قرار ندهد و اجازه دهد فشار اقتصادی در طول زمان اثر خود را نشان دهد.

این راهبرد بر تشدید تحریم‌های مالی و ادامه محاصره دریایی بنادر ایران متکی است. هدف آن است که فشار اقتصادی به سطحی برسد که تهران ناچار شود برای بازگشایی هرمز و پایان جنگ وارد مذاکره‌ای جدی‌تر شود.

 شرط اصلی راهبرد جدید؛ صبر ترامپ

مشکل اینجاست که اجرای چنین سیاستی نیازمند صبر است. مشاوران ترامپ نیز می‌دانند که یک پیام عصبی در شبکه اجتماعی یا واکنش سریع به یک تحول می‌تواند کل راهبرد را تغییر دهد و جنگ را دوباره تشدید کند. رئیس‌جمهور آمریکا سابقه چندانی در پایبندی طولانی به یک مسیر ثابت ندارد و به اخبار تلویزیونی و شبکه‌های اجتماعی نیز حساس است.

حتی در صورت موفقیت سیاست فشار اقتصادی، زمان علیه دولت آمریکا کار می‌کند. ایران پیش از این نیز توانایی خود در تحمل فشار اقتصادی را بیش از انتظار واشنگتن نشان داده است و تشدید فشارها احتمالاً به زمان نیاز دارد.

این یعنی دستیابی به یک توافق سریع و کاهش هزینه انرژی پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر بعید خواهد بود؛ در حالی که قیمت بالای بنزین و وضعیت نامطلوب نظرسنجی‌ها برای جمهوری‌خواهان فشار سیاسی ایجاد کرده است.

بازگشت فشار حداکثری

یکی از عوامل مهم در چرخش اخیر کاخ سفید، آمارهایی است که مقام‌های دولت درباره تأثیر تحریم‌ها بر اقتصاد ایران به ترامپ ارائه کرده‌اند.

مشاوران او استدلال کرده‌اند که تشدید تحریم‌های موجود و اعمال محدودیت‌های تازه ممکن است ایران را وادار به عقب‌نشینی کند. این ایده البته تازه نیست. ترامپ از دوره نخست ریاست‌جمهوری نیز سیاست فشار حداکثری را برای وادار کردن ایران به تغییر رفتار دنبال می‌کرد.

اکنون مقامات کاخ سفید معتقدند شرایط اقتصادی ایران ممکن است این بار زمینه موفقیت این سیاست را فراهم کرده باشد. ترامپ نیز اعلام کرده که ایران از نظر مالی در وضعیت بسیار دشواری قرار دارد. با این حال، همین خوش‌بینی قبلاً نیز واشنگتن را دچار خطا کرده است.

خطاهای قبلی درباره تاب‌آوری ایران

در آغاز جنگ، ترامپ تصور می‌کرد درگیری چند هفته بیشتر طول نخواهد کشید و ایران نیز، برخلاف هشدارهای پنتاگون، تنگه هرمز را نخواهد بست. هر دو فرض اشتباه از آب درآمدند.

در دستگاه اطلاعاتی آمریکا نیز این تصور وجود داشت که فشار اقتصادی سریعاً تهران را وادار به عقب‌نشینی خواهد کرد، اما ایران نشان داده است که می‌تواند هزینه‌های اقتصادی سنگینی را تحمل کند و حتی فشار واردشده بر شهروندان را نیز برای حفظ موقعیت خود بپذیرد.

تهران در مذاکرات نیز از اهرم هرمز استفاده کرده و خواهان دریافت نوعی عوارض یا هزینه عبور شده است. چند بار به نظر رسید توافق برای بازگشایی تنگه نزدیک است، اما هر بار شروط تازه‌ای ظاهر شد.

غرامت؛ گره تازه مذاکرات

در تازه‌ترین تحول، ایران اعلام کرد بازگشایی کامل هرمز باید با پرداخت غرامت از سوی آمریکا بابت خسارات جنگ همراه باشد.

این شرط در واشنگتن غیرقابل قبول تلقی شد و ترامپ نیز در واکنش خواستار پرداخت غرامت از سوی ایران بابت کشته‌شدن نیروهای آمریکایی در دهه‌های گذشته و همچنین قربانیان اعتراضات داخلی ایران شد. به این ترتیب، مذاکرات بار دیگر به بن‌بست رسید.

با وجود اظهارات گاه خوش‌بینانه میانجیگران عمانی و پاکستانی، کاخ سفید معتقد است تهران با حسن نیت مذاکره نمی‌کند.

 مهمات کمتر، گزینه‌های محدودتر

دلیل دیگر برای راهبرد صبر و فشار فقط اقتصادی نیست؛ ذخایر برخی تسلیحات آمریکا نیز به‌شدت کاهش یافته است. برخی ذخایر موشکی اکنون به حدود ۲۰ درصد سطح مطلوب پنتاگون رسیده‌اند. این کمبود به‌ویژه در سامانه‌های دفاع موشکی مهم است و می‌تواند توان آمریکا را برای دفاع هم‌زمان از منافع خود در خاورمیانه، آسیا و حمایت از اوکراین محدود کند.

در صورت آغاز موج جدیدی از حملات گسترده علیه ایران، مقام‌های آمریکایی مطمئن نیستند بتوانند از پایگاه‌های آمریکا و متحدان منطقه‌ای در برابر حملات تلافی‌جویانه تهران محافظت کنند. این نگرانی بی‌دلیل نیست. در دور قبلی درگیری، یک موشک ایرانی از سامانه‌های دفاعی عبور کرد و به ساختمانی در یک پایگاه آمریکایی در اردن اصابت کرد.

 وقتی حتی امنیت رئیس‌جمهور مسئله شد

شدت تهدید ایران تا حدی بوده که سرویس مخفی آمریکا در جریان سفر ترامپ به اجلاس ناتو در ترکیه اقدامات امنیتی غیرمعمولی انجام داد.

به دلیل نگرانی درباره توان دفاعی هواپیمای جایگزین ریاست‌جمهوری، قرار بود هواپیمای اصلی Air Force One ترامپ را از آنکارا خارج کند. اما سطح تهدید چنان بالا ارزیابی شد که رئیس‌جمهور به‌طور مخفیانه از طریق یک خودروی خدماتی به هواپیمایی کوچک‌تر منتقل شد و آن هواپیما بدون اعلام قبلی پرواز کرد، در حالی که هواپیمای اصلی با تعدادی از مقامات و خبرنگاران بعداً حرکت کرد.

این حادثه نشان می‌دهد جنگ ایران نه فقط بر ذخایر تسلیحاتی، بلکه بر محاسبات امنیتی در بالاترین سطح دولت آمریکا نیز اثر گذاشته است.

آیا ترامپ می‌تواند هیچ کاری نکند؟

اکنون پرسش اصلی این است که ترامپ تا چه اندازه می‌تواند به راهبرد تازه پایبند بماند.

ممکن است کاهش شدت اخبار جنگ و انتقال تمرکز رئیس‌جمهور به موضوعات دیگر به حفظ این سیاست کمک کند. اما ایران بارها توانسته با اقدامات خود ترامپ را به واکنش وادارد و هم‌زمان جریان‌های تندرو در کنگره و پنتاگون همچنان خواهان حملات گسترده‌تر هستند.

فشار انتخاباتی نیز می‌تواند محاسبات را تغییر دهد. جمهوری‌خواهانی که با نظرسنجی‌های نامطلوب و قیمت بالای بنزین روبه‌رو هستند ممکن است از رئیس‌جمهور بخواهند اقدامی فوری انجام دهد.

ترامپ نیز معمولاً به فضای رسانه‌ای و واکنش‌های لحظه‌ای حساس است. همین ویژگی باعث می‌شود تغییر دوباره مسیر چندان دور از انتظار نباشد.

استراتژی «هیچ» چقدر دوام می‌آورد؟

کاخ سفید فعلاً به این نتیجه رسیده است که بهترین گزینه، پرهیز از یک حمله بزرگ تازه و صبر برای اثرگذاری تحریم‌ها و محاصره است.

این سیاست تا حدی نتیجه شکست گزینه‌های قبلی و تا حدی حاصل محدودیت واقعی توان نظامی آمریکاست. واشنگتن امیدوار است زمان اقتصاد ایران را تحت فشار بیشتری قرار دهد، در حالی که تهران بر این محاسبه استوار است که می‌تواند فشار را تحمل کند و از هرمز برای گرفتن امتیاز استفاده کند.

بنابراین نتیجه راهبرد جدید نه فقط به وضعیت اقتصاد ایران، بلکه به رفتار خود ترامپ وابسته است. اگر او بتواند برای ماه‌ها از واکنش‌های ناگهانی و تغییر مسیر خودداری کند، فشار اقتصادی ممکن است فرصت دیگری برای مذاکره ایجاد کند. اما اگر بار دیگر در واکنش به یک حمله، خبر یا فشار سیاسی به گزینه نظامی بازگردد، «استراتژی هیچ» نیز به فهرست راهبردهایی خواهد پیوست که در جنگ ایران دوام نیاوردند.

پیشنهاد ویژهسیاسی
شناسه : 605167
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *