انبار موشک‌های آمریکا در حال خالی‌شدن است؟ | حمله گران، دفاع ارزان

فارن پالیسی: جنگ ایران، پس از چند ماه درگیری، به آزمونی برای توان نظامی و اعتبار امنیتی آمریکا در خاورمیانه تبدیل شده است. آنچه در آغاز قرار بود با مجموعه‌ای از اهداف از نابودی برنامه موشکی ایران تا جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هسته‌ای دنبال شود، اکنون عمدتاً به نبردی فرسایشی بر سر کنترل تنگه هرمز تبدیل شده است. هم‌زمان، حملات پهپادی و موشکی ایران ذخایر مهم تسلیحاتی آمریکا را کاهش داده، متحدان منطقه‌ای واشنگتن را نسبت به اتکای امنیتی به آمریکا مردد کرده و شکاف میان روایت رسمی دولت ترامپ و واقعیت‌های میدان جنگ را پررنگ‌تر ساخته است.

جهان صنعت نیوز – یکی از مهم‌ترین پیامدهای جنگ ایران و آمریکا، تضعیف این تصور است که استقرار نیروهای آمریکایی در یک کشور می‌تواند تضمین مؤثری برای امنیت آن باشد. کشورهای خاورمیانه سال‌ها میزبان نیروهای آمریکا بودند و حضور نظامی واشنگتن را نوعی بیمه امنیتی در برابر تهدیدهای منطقه‌ای تلقی می‌کردند. اما پس از آغاز جنگ، ایران به سرعت پایگاه‌های آمریکا و همچنین زیرساخت‌های غیرنظامی در کشورهای مختلف منطقه را هدف قرار داد و این حملات طی ماه‌های بعد نیز ادامه یافت. در نتیجه، کشورهای حاشیه خلیج فارس در حال ارزیابی مجدد مزایای میزبانی از نیروهای آمریکایی و جست‌وجوی ترتیبات امنیتی تازه هستند.

یکی از نشانه‌های این تغییر، پیوستن عربستان سعودی به پیمان دفاع متقابل مشابه ناتو با ترکیه و پاکستان است. کشورهای خلیج فارس همچنین برای تقویت توان دفاعی خود در برابر پهپادها به اوکراین روی آورده‌اند؛ آن هم در شرایطی که خود آمریکا برای مقابله با پهپادهای ایرانی با دشواری مواجه بوده است.

در چنین فضایی، اظهارات محمدرضا نقدی، مشاور ارشد فرمانده سپاه پاسداران، مبنی بر اینکه «ارتش آمریکا ضعیف‌تر از آن چیزی است که تصور می‌کردیم»، اگرچه می‌تواند بخشی از جنگ روانی ایران تلقی شود، بر واقعیتی مهم دست می‌گذارد. جنگ، نقاط ضعف جدی آمریکا را آشکار کرده است.

جنگ نامتقارن و فرسایش ذخایر تسلیحاتی

درگیری با ایران بار دیگر نشان داده است که چگونه یک قدرت نظامی ضعیف‌تر می‌تواند با استفاده از جنگ نامتقارن، هزینه‌های سنگینی به یک نیروی به‌مراتب قدرتمندتر تحمیل کند. با وجود حملات مکرر آمریکا و اسرائیل، ایران همچنان بخش قابل توجهی از توانایی‌های نظامی خود را حفظ کرده و برای کشورهای همسایه، نیروهای آمریکایی در منطقه و کشتیرانی در تنگه هرمز تهدید محسوب می‌شود.

در مقابل، استفاده گسترده ایران از پهپادهای انتحاری و موشک‌ها باعث مصرف سریع برخی از مهم‌ترین ذخایر تسلیحاتی آمریکا شده است. بر اساس گزارش‌های مطرح‌شده، آمریکا تاکنون حدود ۱۵۰۰ موشک رهگیر پاتریوت در جنگ مصرف کرده و حدود ۱۷۰۰ فروند دیگر در اختیار دارد. هر موشک رهگیر پاتریوت حدود ۴ میلیون دلار هزینه دارد و ساخت آن بیش از دو سال زمان می‌برد.

گزارش‌ها همچنین حاکی از آن است که ارتش آمریکا نزدیک به ۸۰ درصد از رهگیرهای سامانه تاد خود را مصرف کرده و تقریباً تمام موشک‌های دقیق دوربرد خود را به کار گرفته است. در کنار این موارد، حدود یک‌چهارم پهپادهای ام کیو آمریکا نیز از دست رفته‌اند؛ پهپادهایی که قیمت هر فروند آنها بین ۳۰ تا ۵۰ میلیون دلار است.

دولت آمریکا به‌طور علنی وجود کمبود موشک را رد کرده، اما نگرانی درباره کاهش ذخایر ظاهراً تا بالاترین سطوح دولت پیش رفته است. این نگرانی‌ها بنا بر گزارش‌ها به درگیری لفظی دونالد ترامپ با پیت هگست، وزیر دفاع، در نشست اخیر کمپ دیوید منجر شده و احتمالاً در تصمیم رئیس‌جمهور برای لغو یک حمله گسترده دیگر علیه ایران نیز نقش داشته است.

این وضعیت مسئله‌ای فراتر از هزینه مالی جنگ ایجاد می‌کند. موشک‌ها و سامانه‌هایی که با سرعت بالا در میدان مصرف می‌شوند، گران‌قیمت‌اند و جایگزینی آنها زمان زیادی نیاز دارد. بنابراین، ادامه جنگ می‌تواند شکاف میان نرخ مصرف تسلیحات و توان آمریکا برای جایگزینی آنها را عمیق‌تر کند.

از اهداف گسترده جنگ تا بن‌بست هرمز

آمریکا جنگ را با مجموعه‌ای نامنسجم از اهداف آغاز کرد؛ از نابودی برنامه موشک‌های بالستیک ایران گرفته تا جلوگیری از دستیابی تهران به سلاح هسته‌ای. اما در ادامه، ماهیت جنگ تغییر کرده و اکنون عمدتاً به رقابتی برای تسلط بر تنگه هرمز تبدیل شده است. این آبراه حیاتی در زمان آغاز جنگ باز بود، اما طی ماه‌های گذشته عمدتاً بسته مانده است. این وضعیت ضربه بزرگی به بازار جهانی انرژی وارد کرده و پیامدهای اقتصادی آن به بخش‌های مختلف اقتصاد جهانی سرایت کرده است.

در همین حال، ترامپ همچنان روایتی از جنگ ارائه می‌کند که با وضعیت واقعی میدان فاصله دارد. او اخیراً مدعی شده است آمریکا کنترل تنگه هرمز را در دست دارد؛ در حالی که تردد کشتی‌ها در این آبراه به نزدیکی پایین‌ترین سطح سه‌ماهه رسیده است.

هیچ توافق صلحی نیز در چشم‌انداز قرار ندارد. ترامپ ظاهراً حاضر نیست با پذیرش شروط سخت تهران از جنگ خارج شود و همچنان بر این باور است که فشار اقتصادی در نهایت ایران را وادار به عقب‌نشینی خواهد کرد. اما ادامه وضعیت موجود خود با خطرهای بزرگی همراه است؛ زیرا می‌تواند ضعف‌های بیشتری از آمریکا را آشکار کند که نه فقط ایران، بلکه دیگر رقبای واشنگتن نیز قادر به بهره‌برداری از آنها خواهند بود.

تغییرات نظامی ایران و گسترش جنگ به حوزه سایبری

در داخل ایران نیز تغییرات مهمی در ساختار امنیتی و نظامی رخ داده است. محسن رضایی، فرمانده سابق سپاه پاسداران، به دبیری شورای عالی امنیت ملی منصوب شده و شش چهره دیگر که نسبت به مدیران قبلی مواضع سخت‌گیرانه‌تری دارند، به سمت‌های مهم ارتقا یافته‌اند. این جابه‌جایی‌ها نشان‌دهنده تغییر قابل توجه در رهبری نظامی و امنیتی ایران در میانه جنگ است.

تقابل دو کشور در عین حال محدود به جنگ مستقیم نظامی نمانده است. طی یک ماه گذشته، حملات سایبری که احتمال داده می‌شود از سوی ایران انجام شده باشند، تأسیسات آب در حدود ۱۲ ایالت آمریکا را هدف قرار داده‌اند. اگرچه اختلال عمده‌ای در خدمات آب‌رسانی به خانوارها و کسب‌وکارها گزارش نشده، این حملات آسیب‌پذیری بالای زیرساخت‌های آب آمریکا در برابر تهدیدهای سایبری را برجسته کرده‌اند.

در حوزه دیگری از جنگ اطلاعاتی، ایران پس از گزارش‌هایی درباره تغییر مخفیانه هواپیمای ترامپ به دلیل تهدید ادعایی ترور، موج تازه‌ای از جنگ رسانه‌ای و تولید تصاویر طنزآمیز به راه انداخته است. چند سفارت ایران تصاویر تولیدشده با هوش مصنوعی از ترامپ در یک کامیون حمل غذا منتشر کردند؛ بازتابی از اینکه جنگ میان دو کشور علاوه بر میدان نظامی، به فضای تبلیغاتی و روانی نیز کشیده شده است.

اوکراین؛ نمونه‌ای از تغییر ماهیت جنگ مدرن

هم‌زمان با فرسایش ذخایر آمریکا در جنگ ایران، تجربه اوکراین نیز نشان می‌دهد که جنگ مدرن بیش از پیش به توانایی استفاده گسترده و ارزان از پهپادها وابسته شده است. ارتش اوکراین در هفته گذشته حملات موفق پهپادی و موشکی علیه زیرساخت‌های دریایی روسیه در دریای سیاه انجام داد و مواضع دفاعی، اسکله‌ها و زیرساخت‌های بندری را هدف گرفت.

در یک رزمایش نظامی در آلمان نیز اپراتورهای پهپاد اوکراینی توانستند نیروهای آمریکایی را به‌راحتی شکست دهند. این تجربه، در کنار عملکرد پهپادها در جنگ ایران، بار دیگر فاصله میان ساختارهای سنتی و پرهزینه نظامی و الگوهای جدید جنگ نامتقارن را برجسته کرده است.

در مجموع، جنگ ایران بیش از آنکه صرفاً آزمونی برای قدرت نظامی تهران باشد، به آزمونی برای ظرفیت آمریکا در تحمل یک جنگ طولانی و فرسایشی تبدیل شده است. کاهش ذخایر رهگیرها و موشک‌های دوربرد، تلفات پهپادی، دشواری دفاع در برابر حملات ارزان‌تر ایران، تردید متحدان منطقه‌ای درباره تضمین‌های امنیتی واشنگتن و تداوم بسته‌ماندن تنگه هرمز، همگی نشان می‌دهند که برتری عظیم نظامی الزاماً به معنای توانایی دستیابی سریع به اهداف سیاسی نیست.

ادامه وضعیت موجود نیز این تناقض را تشدید می‌کند. آمریکا هنوز از قدرت نظامی بسیار بیشتری برخوردار است، اما هرچه جنگ طولانی‌تر شود، هزینه حفظ این برتری افزایش می‌یابد و آسیب‌پذیری‌هایی که در آغاز کمتر دیده می‌شدند، آشکارتر می‌شوند. همین مسئله می‌تواند پیامدهای جنگ ایران را بسیار فراتر از خود این درگیری گسترش دهد.

اخبار برگزیدهسیاسی
شناسه : 605542
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *