[ads1]

پایان عصر اقتصاد سنتی؛ داده، رفتار و هوش مصنوعی وارد میدان شدند

علم اقتصاد که زمانی به دلیل نگاه بدبینانه به محدودیت‌های رشد و رفاه، «علم ملال‌آور» نامیده می‌شد، طی دو دهه گذشته دستخوش تحول عمیقی شده است. اقتصاد مدرن امروز با گسترش روش‌های تجربی، همکاری‌های میان‌رشته‌ای، ورود حوزه‌هایی مانند توسعه، جنسیت و رفتار انسانی و همچنین استفاده گسترده از هوش مصنوعی، به علمی پویا و داده‌محور تبدیل شده است. با این حال، این تحول چالش‌هایی مانند کاهش قابلیت بازتولید برخی پژوهش‌ها و افزایش فشارهای انتشار علمی را نیز به همراه داشته است.

جهان صنعت نیوز – در سال ۱۸۴۹، توماس کارلایل، نویسنده اسکاتلندی، اقتصاد را «علم ملال‌آور» نامید؛ تعبیری که ریشه آن به دیدگاه‌های توماس مالتوس درباره محدودیت‌های رشد جمعیت و دشواری دستیابی پایدار به رفاه بازمی‌گشت. از نگاه مالتوس، هر دوره رونق اقتصادی سرانجام تحت فشار رشد جمعیت و محدودیت منابع تضعیف می‌شود و دوران خوب پس از مدتی جای خود را به شرایط دشوار می‌دهد.

اما اقتصاد امروز فاصله زیادی با این تصویر تاریخی دارد. این رشته در دو دهه اخیر با انفجار روش‌های جدید، حوزه‌های پژوهشی تازه و ورود مفاهیم علوم رفتاری و اجتماعی، به یکی از پویاترین حوزه‌های علوم اجتماعی تبدیل شده است. هر سال هزاران مقاله اقتصادی منتشر می‌شود و اقتصاددانان به طور فزاینده‌ای به موضوعاتی فراتر از مسائل سنتی اقتصاد، از رفتار انسان‌ها گرفته تا هنجارهای اجتماعی، می‌پردازند.

یکی از نشانه‌های این تحول، افزایش همکاری‌های میان‌رشته‌ای در پژوهش‌های اقتصادی است. بررسی انجام‌شده توسط تام هریس، دانشجوی دکتری اقتصاد در مدرسه اقتصاد لندن، با بررسی مقالات منتشرشده در ۲۴ مجله معتبر اقتصادی بین سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵ و همچنین مقالات کاری دفتر ملی تحقیقات اقتصادی آمریکا بین سال‌های ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ نشان می‌دهد سهم مقالاتی که توسط تیم‌های فعال در حوزه‌های مختلف نوشته شده‌اند، ۱۶ واحد درصد افزایش یافته و از ۱۹ درصد به ۳۵ درصد رسیده است. در مقابل، سهم مقالات تک‌نویسنده از ۳۴ درصد به ۱۵ درصد کاهش یافته است.

اهمیت فاصله فکری در رشد اقتصاد

این تحول صرفاً به افزایش همکاری میان پژوهشگران محدود نمی‌شود، بلکه به میزان فاصله میان حوزه‌های مطالعاتی نیز مرتبط است. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد حوزه‌هایی که پژوهشگران آن‌ها بیشتر به سمت زمینه‌های دورتر علمی حرکت کرده‌اند، در دوره‌های بعد سهم بیشتری از ادبیات اقتصادی به دست آورده‌اند.

به گفته هریس، عامل اصلی موفقیت، صرفاً همکاری نیست؛ بلکه ورود به حوزه‌های فکری متفاوت اهمیت دارد. به عبارت دیگر، ترکیب ایده‌ها از بخش‌های دور از یکدیگر اقتصاد می‌تواند زمینه‌ساز رشد علمی باشد، در حالی که همکاری در موضوعات نزدیک در یک حوزه تخصصی، الزاماً چنین اثری ندارد.

برخی اقتصاددانان مانند دارون عجم‌اوغلو و سندیل مولایناتان نمونه‌هایی از پژوهشگرانی هستند که میان حوزه‌های فکری متفاوت ارتباط برقرار کرده‌اند و مرزهای سنتی رشته اقتصاد را گسترش داده‌اند.

هم‌زمان، ترکیب حوزه‌های غالب در پژوهش اقتصادی نیز تغییر کرده است. سهم موضوعاتی مانند نظریه اقتصادسنجی، سیاست پولی و حاکمیت شرکتی در ادبیات اقتصادی کاهش یافته، در حالی که پژوهش در زمینه‌هایی مانند توسعه، جرم و جنسیت افزایش پیدا کرده است. این تغییر می‌تواند ناشی از تغییر علایق علمی، اولویت‌های سیاستگذاران یا جهت‌گیری منابع مالی پژوهشی باشد.

انقلاب اعتبار و حرکت اقتصاد به سمت تجربه‌گرایی

یکی از مهم‌ترین عوامل تغییر چهره اقتصاد، چیزی است که در ادبیات این رشته «انقلاب اعتبار» نامیده می‌شود. در این رویکرد، اقتصاددانان به جای تکیه صرف بر مدل‌های نظری، توجه بیشتری به روش‌های تجربی و بررسی داده‌های واقعی نشان دادند.

گسترش روش‌هایی مانند تفاضل در تفاضل و آزمایش‌های کنترل‌شده تصادفی باعث شد پژوهش‌های کاربردی با سرعت زیادی رشد کنند. در نتیجه، حوزه‌های نظری نه لزوماً کنار گذاشته شدند، بلکه در مقایسه با رشد سریع مطالعات تجربی، سهم نسبی کمتری پیدا کردند.

این تحول باعث شد اقتصاد بیش از گذشته به دنبال پاسخ‌های علّی باشد؛ یعنی به جای بررسی صرف همبستگی میان متغیرها، تلاش کند مشخص کند یک عامل مشخص چه اثری بر نتیجه اقتصادی دارد.

پژوهشی از پرشانت گارگ، پژوهشگر دانشگاه بوکونی، و تیئمو فتزر، استاد اقتصاد دانشگاه وارویک، نشان می‌دهد سهم ادعاهای علّی در مقالات اقتصادی از ۷.۷ درصد در سال ۱۹۹۰ به ۳۲.۶ درصد در سال ۲۰۲۳ افزایش یافته است. همچنین مقالاتی که ادعاهای علّی بیشتری دارند، احتمال بیشتری برای دریافت استناد و انتشار در پنج مجله برتر اقتصادی دارند. از این منظر، اقتصاد بیش از گذشته به ویژگی‌های علوم تجربی نزدیک شده است.

با وجود این پیشرفت‌ها، حرکت اقتصاد به سمت تجربه‌گرایی چالش‌های جدیدی ایجاد کرده است. یکی از مهم‌ترین مسائل، قابلیت بازتولید نتایج پژوهش‌هاست؛ یعنی اینکه آیا پژوهشگران دیگر می‌توانند با استفاده از همان داده‌ها و روش‌ها، به نتایج مشابهی دست پیدا کنند یا خیر.

برخی پژوهش‌ها نشان می‌دهند تا ۷۰ درصد از مقالات اقتصادی بررسی‌شده در سال‌های اخیر، دست‌کم دارای بخشی از نتایجی هستند که امکان بازتولید آن‌ها وجود ندارد. در برخی موارد، علت این مسئله مشکلات مربوط به داده‌ها یا نبود دسترسی سایر پژوهشگران به اطلاعات مورد استفاده است. با این حال، عواملی مانند فشار برای انتشار مقاله، دستکاری داده‌ها، الگوهای تأمین مالی و مشوق‌های ساختاری دانشگاه‌ها نیز به عنوان دلایل احتمالی مطرح شده‌اند.

برخی موارد نیز به رفتارهای پژوهشی نامناسب یا حتی ساخت داده‌های جعلی مربوط می‌شود؛ مسائلی که اعتبار علمی اقتصاد تجربی را با چالش مواجه می‌کند.

 هوش مصنوعی؛ مرز جدید اقتصاد

هوش مصنوعی اکنون به یکی از مهم‌ترین حوزه‌های تحول در پژوهش اقتصادی تبدیل شده است. اقتصاددانان از این فناوری برای پردازش و جمع‌آوری داده‌ها استفاده می‌کنند و بسیاری از کارهایی که پیش‌تر نیازمند هفته‌ها کار تیمی پژوهشی بود، اکنون در چند ساعت انجام می‌شود.

همچنین برخی پژوهشگران از یادگیری ماشین برای تحلیل داده‌های غیرمتنی مانند تصاویر و صداها یا شناسایی روابط غیرخطی میان متغیرها استفاده می‌کنند. با این حال، هوش مصنوعی هم‌زمان مشکلاتی نیز ایجاد کرده و تولید محتوای علمی کم‌کیفیت، فشار بیشتری بر تیم‌های داوری و سردبیری مجلات وارد کرده است.

لری کتز، استاد اقتصاد دانشگاه هاروارد و سردبیر فصلنامه اقتصاد آمریکا، معتقد است مقالات تولیدشده با هوش مصنوعی در شرایط فعلی معمولاً با یک بررسی اولیه قابل شناسایی هستند و می‌توانند به سرعت رد شوند. به گفته او، افزایش تعداد ارسال مقالات فقط ناشی از هوش مصنوعی نیست و رشد تعداد پژوهشگران اقتصادی در جهان، به‌ویژه در چین، نیز در این روند نقش دارد.

در عین حال، کتز معتقد است کیفیت مقالات دریافتی نیز افزایش یافته است؛ زیرا هوش مصنوعی می‌تواند به اصلاح نگارش، قالب‌بندی و شناسایی خطاهای فنی کوچک کمک کند.

در مجموع، اقتصاد امروز دیگر رشته‌ای محدود به مدل‌های نظری و پیش‌بینی‌های کلان نیست، بلکه به علمی مبتنی بر داده، تجربه، همکاری میان‌رشته‌ای و فناوری‌های نوین تبدیل شده است. آینده این رشته به میزان توانایی جامعه علمی در حفظ استانداردهای سختگیرانه پژوهشی، هم‌زمان با بهره‌گیری از روش‌های جدید، بستگی خواهد داشت.

 

اخبار برگزیدهاقتصاد کلان
شناسه : 605975
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

[ads2]