مرحله چهارم جنگ؛ آمریکا چگونه مهمترین اهرم ایران را هدف گرفته است؟

این تصور که ایران در جنگ ششماهه با آمریکا دست بالا را پیدا کرده، بهگفته برت مکگورک، تحلیلگر امور جهانی شبکه CNN، ممکن است زودهنگام باشد. استدلال او این است که با ورود جنگ به مرحله چهارم، آمریکا توانسته همزمان صادرات نفت ایران را محدود کند و بخش مهمی از کشتیرانی در تنگه هرمز را احیا کند؛ تغییری که در صورت تداوم، مهمترین اهرم فشار تهران یعنی توانایی مختل کردن تجارت انرژی جهان را تضعیف خواهد کرد. با این حال، افزایش فشار اقتصادی میتواند ایران را به تشدید دوباره درگیری سوق دهد و هنوز برای تعیین برنده این تقابل زود است.
جهان صنعت نیوز – پس از شش ماه جنگ، این برداشت در حال تقویت است که ایران توانسته در برابر فشار نظامی آمریکا و اسرائیل مقاومت کند و در نهایت برنده این رویارویی باشد. استدلال حامیان این دیدگاه این است که آمریکا و اسرائیل هفتهها ایران را بمباران کردند، خسارت گستردهای وارد شد و خواستههای مهمی از تهران مطرح شد، اما ایران تسلیم نشد. حکومت همچنان برقرار است، توان موشکی ایران همچنان برای منطقه تهدید محسوب میشود و مهمتر از همه، تهران هنوز میتواند با ایجاد اختلال در تردد کشتیها از تنگه هرمز، هزینه انرژی را برای آمریکا و بخش بزرگی از جهان افزایش دهد.
برت مکگورک معتقد است این نتیجهگیری ممکن است زودهنگام باشد. از نگاه او، جنگها بیش از هر چیز رقابت بر سر اهرم فشار و توان استمرار هستند و موازنه این دو عامل اکنون با چند ماه قبل تفاوت قابلتوجهی دارد. مهمترین تحول نیز در تنگه هرمز رخ داده است؛ جایی که ایران تلاش کرده از موقعیت جغرافیایی خود بهعنوان ابزار فشار اقتصادی بر آمریکا استفاده کند، اما واشنگتن اکنون در پی خنثی کردن همین ابزار است.
جنگی که تاکنون چهار مرحله داشته است
مکگورک جنگ ششماهه را به چهار مرحله تقسیم میکند. مرحله نخست از ۹ اسفند با حملات هوایی گسترده آغاز شد و شش هفته عملیات نظامی با شدت بالا ادامه یافت. مرحله دوم با آتشبس ۱۸ فروردین و آغاز مذاکرات شکل گرفت و سرانجام به امضای تفاهمنامه ۲۷ خرداد میان دونالد ترامپ و مسعود پزشکیان انجامید.
چند هفته بعد، مرحله سوم آغاز شد؛ زمانی که ایران بار دیگر کشتیهای تجاری در تنگه هرمز را هدف قرار داد و در نتیجه دور تازهای از حملات متقابل نظامی شکل گرفت. در آن مقطع حتی درخواستهایی مطرح شد که آمریکا عملاً از تلاش برای کنترل شرایط دست بکشد و تسلط بر تنگه را به ایران واگذار کند. به نظر میرسید گزینههای واشنگتن برای تغییر وضعیت محدود شده است.
اما از اواسط تیر، مرحله چهارم آغاز شده است. آمریکا بار دیگر محاصره نظامی بنادر ایران و تحریم تجارت نفت این کشور را برقرار کرده و همزمان نیروهای نظامی آمریکا برای پاکسازی مسیرهای کشتیرانی و حفاظت از کشتیهای تجاری عبوری از هرمز فعالیت کردهاند.
نتیجه این راهبرد از نگاه مکگورک، شکلگیری محدودیتی مؤثر بر صادرات نفت ایران در کنار احیای تدریجی کشتیرانی جهانی بوده است. جریان نفت از تنگه هرمز اکنون به حدود دوسوم سطح پیش از جنگ بازگشته و در عین حال قیمت انرژی بهطور قابلتوجهی باثبات مانده است.
اهمیت این تحول در آن است که اگر آمریکا بتواند صادرات نفت ایران را محدود کند، اما همزمان اجازه دهد نفت سایر تولیدکنندگان از هرمز عبور کند، فشار اقتصادی بهجای اقتصاد جهانی بهطور فزایندهای بر ایران متمرکز خواهد شد. در چنین شرایطی، توانایی تهران برای استفاده از هرمز بهعنوان اهرم فشار نیز بهسرعت کاهش مییابد.
فشار اقتصادی؛ ضلع اصلی مرحله چهارم جنگ
ایران پیش از آغاز جنگ نیز تحت تأثیر سالها تحریم و سوءمدیریت اقتصادی در موقعیت ضعیفی قرار داشت و وضعیت آن اکنون بهمراتب دشوارتر شده است. اقتصاد ایران در سال جاری بیش از ۵ درصد کوچک خواهد شد و تورم به حدود ۷۰ درصد نزدیک میشود. ارزش پول ایران نیز بهشدت کاهش یافته و قیمت کالاهای اساسی افزایش قابلتوجهی داشته است.
یکی از مقامهای وزارت کار ایران نیز اخیراً برآورد کرده که تنها در سه ماه نخست جنگ بیش از یک میلیون شغل از بین رفته است. این ارقام از آن جهت اهمیت دارند که توانایی ایران برای ادامه جنگ صرفاً به تعداد موشکهای باقیمانده وابسته نیست و استمرار درگیری به منابع اقتصادی نیز نیاز دارد.
مکگورک معتقد است آمریکا شاید از ابتدا میتوانست بهجای تمرکز اولیه بر جنگ گسترده، راهبردی اقتصادی را دنبال کند. اما اداره کشور از طریق قدرت نظامی نیز به منابع مالی نیاز دارد و تفاوت مرحله چهارم با فشارهای گذشته دقیقاً در همین نقطه است. از زمان انقلاب تاکنون، این نخستین بار است که ایران با نوعی قرنطینه نظامی علیه شریان اقتصادی خود در هرمز روبهرو شده است.
سی ان ان مدعی است که مسیر خروج ایران از این وضعیت، توقف تهدید کشتیها در تنگه و کنار گذاشتن آنچه از برنامه غنیسازی هستهای باقی مانده است؛ توافقی که ترامپ حاضر به پذیرش آن خواهد بود. با این حال، انجام هر یک از این اقدامات از منظر ایران میتواند نشانه ضعف تلقی شود.
گزینههای تهران برای شکستن فشار
در چنین شرایطی، احتمال دارد تهران تلاش کند از طریق تشدید درگیری از فشار کنونی خارج شود. راهبرد ایران در سه مرحله نخست جنگ بر زنجیره استوار بود که شامل تهدید تجارت در هرمز، افزایش قیمت جهانی انرژی و قیمت بنزین در آمریکا، تشدید فشار اقتصادی جهانی و در نهایت وادار کردن ترامپ به عقبنشینی می شد. بهویژه در شرایطی که انتخابات میاندورهای آمریکا نزدیک میشود.
ایران همچنین زیرساختهای انرژی کشورهای خلیج فارس را هدف قرار داده و امکان تکرار چنین حملاتی وجود دارد. حوثیهای یمن نیز بهعنوان نیروی نیابتی ایران تهدید کردهاند با استفاده از موشکها و پهپادهای ایرانی، تجارت در دریای سرخ را متوقف کنند.
با این حال، مکگورک معتقد است بازگشت به همین ابزارها تاکنون از نظر راهبردی برای ایران نتیجه مورد انتظار را ایجاد نکرده است. کشورهای خلیج فارس اگرچه از ادامه جنگ ناراضیاند، اما اغلب آنها حاضر نیستند در برابر خواستههای ایران در تنگه هرمز عقبنشینی کنند.
به همین دلیل، با افزایش فشار اقتصادی نمیتوان احتمال تشدید اقدامات ایران را نادیده گرفت. مسئله این است که چنین تشدیدی ممکن است در شرایط کنونی برای کاهش فشار اقتصادی کافی نباشد؛ زیرا میزان تعهد ترامپ به ادامه این سیاست بیش از آن چیزی به نظر میرسد که رهبران ایران پیشبینی کرده بودند.
نقطه شکست کجاست؟
مقامهای ایرانی و برخی تحلیلگران غربی معمولاً بر این فرض تکیه دارند که فشار خارجی قادر به تغییر سیاستهای اصلی تهران نیست. براساس این نگاه، ایران از برنامه هستهای، ادعاهای خود درباره تنگه هرمز یا نیروهای نیابتی منطقهای عقبنشینی نخواهد کرد. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، هفته گذشته نیز اعلام کرد که محاصره و فشار تحریمها همانند تلاشهای پیشین برای تغییر سیاست ایران محکوم به شکست است.
مکگورک با این فرض مخالف است و معتقد است همه طرفهای یک منازعه در نهایت نقطه شکستی دارند. به تعبیر او، ایران تصور میکرد نقطه شکست ترامپ را پیدا کرده است؛ اما اکنون ممکن است ترامپ در حال یافتن نقطه شکست تهران باشد. با وجود این، هنوز برای نتیجهگیری قطعی زود است.
این تقابل حتی ممکن است تا پایان ریاستجمهوری ترامپ و پس از آن ادامه پیدا کند؛ چراکه منازعه ایران و آمریکا نزدیک به پنج دهه قدمت دارد. سه مرحله نخست جنگ از طرف آمریکا با اهداف متغیر و نامشخص، مواضع متناقض و اظهارات غیرمنسجم همراه بود، اما از نگاه مکگورک، مرحله چهارم ویژگی متفاوتی دارد.
هدف نظامی آمریکا اکنون مشخصتر شده است: اجرای محاصره ایران و تسهیل عبور کشتیهای تجاری. مکگورک معتقد است هدف سیاسی واشنگتن نیز باید به همان اندازه روشن باشد؛ ایران باید ادعای خود بر تنگه هرمز را کنار بگذارد و از برنامه غنیسازی هستهای صرفنظر کند و تا زمانی که چنین اتفاقی رخ نداده، وضعیت کنونی ادامه یابد.
بر این اساس، استدلال اصلی مکگورک این نیست که ایران شکست خورده یا پایان جنگ نزدیک است. نتیجه محتاطانهتر است. هنوز نمیتوان برنده این جنگ را تعیین کرد، اما مرحله چهارم برای نخستین بار ممکن است مهمترین اهرم اقتصادی ایران را تضعیف کند. اگر آمریکا بتواند همزمان صادرات نفت ایران را محدود، جریان تجارت سایر کشورها از هرمز را حفظ و قیمت جهانی انرژی را مهار کند، موازنه فشار به سود واشنگتن تغییر خواهد کرد. به همین دلیل، وضع موجود از نگاه مکگورک اکنون بیش از تهران به نفع واشنگتن است.
اخبار برگزیدهسیاسیلینک کوتاه :