[ads1]

فشار اقتصادی علیه ایران نتیجه معکوس می‌دهد | هرمز، باب‌المندب و نفت عربستان؛ سه نقطه انفجار یک جنگ بزرگ‌تر

راهبرد فشار اقتصادی و محاصره ایران، به‌جای نزدیک‌کردن سریع تهران به مصالحه، ممکن است دامنه رویارویی را به نقاط حساس دیگری در خاورمیانه گسترش دهد. مارک چمپیون در بلومبرگ استدلال می‌کند که تشدید فشار اقتصادی، ایران را به پذیرش خطرهایی سوق داده که پیش‌تر از آنها اجتناب می‌کرد. هم‌زمان، پیشروی حوثی‌ها در یمن و نزدیک‌شدن آنها به باب‌المندب، خطر اتصال بحران تنگه هرمز به دریای سرخ را افزایش داده است؛ تحولی که می‌تواند علاوه بر گسترش جنگ، مسیرهای جایگزین صادرات انرژی را مختل و هزینه تجارت جهانی و فشارهای تورمی را تشدید کند. تحولات اخیر بازار نفت و درگیری ایران و آمریکا نیز نشان می‌دهد که جنگ و اختلال در هرمز همچنان از عوامل اصلی فشار بر بازار انرژی است.

جهان صنعت نیوز – راهبرد جایگزین دولت دونالد ترامپ برای مقابله با ایران بر فشار اقتصادی و محدودکردن شدید منابع درآمدی تهران استوار شده است، اما در دل این راهبرد یک تناقض وجود دارد. هرچه فشار اقتصادی مؤثرتر شود، انگیزه ایران برای پذیرش خطرهای بیشتر در مقابله با آن نیز افزایش می‌یابد. از این منظر، تحریم‌ها و محاصره آمریکا در واردکردن فشار به ایران مؤثر بوده‌اند، اما هم‌زمان سطح مخاطرات رویارویی را به محدوده‌ای رسانده‌اند که ممکن است از هزینه‌ای که واشنگتن قصد پذیرش آن را دارد، فراتر رود.

ترامپ انتظار دارد رویارویی تا انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا ادامه پیدا کند و پس از آن، با ازبین‌رفتن اهرم انتخاباتی ایران، امکان دستیابی سریع به توافق فراهم شود. چمپیون این تصور را خوش‌بینانه می‌داند. براساس گزارشی که شهریور ماه منتشر شد، شماری از مشاوران ارشد ترامپ به او گفته‌اند این درگیری حتی ممکن است از دوره ریاست‌جمهوری او نیز فراتر رود. مسئله مهم‌تر این است که جنگ نه‌تنها می‌تواند طولانی شود، بلکه ظرفیت گسترش جغرافیایی نیز دارد و آنچه به‌عنوان یک جنگ محدود آغاز شده، ممکن است به رقابتی بر سر آینده خاورمیانه و نقش آمریکا در منطقه تبدیل شود.

البته متغیرهای تعیین‌کننده همچنان با عدم‌قطعیت زیادی همراه‌اند. میزان موشک‌ها و پرتابگرهای باقی‌مانده ایران، توان تولید یا تأمین تسلیحات جدید، مسیر آینده بازار انرژی، فشارهای سیاسی داخلی بر دولت آمریکا و تحولات اجتماعی در ایران مشخص نیست. با وجود این، تحولات اخیر از افزایش آمادگی ایران برای استفاده از گزینه‌هایی حکایت دارد که پیش‌تر به دلیل احتمال واکنش شدید آمریکا از آنها اجتناب می‌شد.

 عبور از خطوط قرمز پیشین

یکی از مهم‌ترین این گزینه‌ها حمله به ناوهای جنگی آمریکاست. نابودی یک شناور نظامی آمریکا می‌تواند به کشته یا زخمی‌شدن صدها نظامی منجر شود و واکنش شدید واشنگتن را در پی داشته باشد. ایران از ۱۳ شهریور چندین موشک بالستیک به سوی شناورهای نظامی آمریکا شلیک کرده است. هرچند ارتش آمریکا مدعی است که هیچ‌یک به هدف اصابت نکردند، در واکنش پنج نفتکش ایرانی را هدف قرار داد.

مسیر خطرناک دیگر به یمن و باب‌المندب مربوط می‌شود. عربستان سعودی روزانه حدود پنج میلیون بشکه نفت خام را از مسیری به دریای سرخ منتقل می‌کند که جایگزینی برای خروج نفت از خلیج فارس از طریق تنگه هرمز محسوب می‌شود. بنابراین، اختلال در باب‌المندب می‌تواند اثر محدودیت‌های هرمز را چند برابر کند و پیامدهای قابل توجهی برای هزینه تجارت جهانی و تورم داشته باشد.

حوثی‌ها اکنون به این نقطه نزدیک‌تر شده‌اند. آنها با پشتیبانی ایران، چندین موشک به عربستان سعودی شلیک کرده‌اند که بیش از ۷۰ نفر را زخمی کرده و نیروهای زمینی آنها نیز بندر مخا و چند جزیره اطراف را تصرف کرده‌اند. تثبیت این مناطق می‌تواند امکان استقرار پرتابگرهای موشکی و قایق‌های تندرو حوثی را در فاصله کمتر از ۵۰ مایلی بخش باریک باب‌المندب فراهم کند. در صورت تثبیت این دستاوردها، حوثی‌ها ممکن است به ظرفیتی برای اعمال نفوذ دائمی بر باب‌المندب دست پیدا کنند؛ مشابه کنترلی که ایران خواهان آن در هرمز است. نتیجه بالقوه، قرارگرفتن دو گذرگاه حیاتی انتقال نفت، گاز طبیعی مایع و کودهای شیمیایی تحت فشار هم‌زمان نیروهای همسو خواهد بود.

 از دو جبهه به یک بحران واحد

محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، در هفته گذشته دو بار با ترامپ تماس گرفته و خواستار حملات هوایی آمریکا علیه مواضع حوثی‌ها شده است، اما ترامپ با این درخواست موافقت نکرد. هدف او جلوگیری از گشوده‌شدن جبهه دوم جنگ است، ولی تسلط حوثی‌ها بر باب‌المندب عملاً دو جبهه را به یکدیگر متصل خواهد کرد و تصرف مخا چنین سناریویی را دست‌یافتنی‌تر کرده است.

هم‌زمان، پهپادهایی که از عراق پرتاب شدند و احتمالاً به یک گروه مورد حمایت ایران تعلق داشتند، خط لوله شرق به غرب عربستان را که نفت را به دریای سرخ منتقل می‌کند هدف قرار دادند. این حمله موجب توقف فعالیت خط لوله و افزایش دوباره قیمت نفت شد. این وضعیت عربستان را در برابر دو انتخاب دشوار قرار می‌دهد. ورود به جنگ با حوثی‌ها که احتمالاً به حمایت آمریکا یا یک قدرت نظامی دیگر نیاز دارد، یا دستیابی به توافق با آنها. مسیر دوم نیز احتمالاً مستلزم تنش‌زدایی با ایران خواهد بود و می‌تواند موازنه قدرت در خلیج فارس و شبه‌جزیره عربستان را تغییر دهد.

 پرونده هسته‌ای دوباره به نقطه تنش تبدیل می‌شود

با وجود تمرکز فعلی بر هرمز و مسیرهای انرژی، برنامه هسته‌ای ایران همچنان بخشی از این منازعه گسترده‌تر است. براساس تحلیل تصاویر ماهواره‌ای منتشرشده، ساخت‌وساز پیرامون تأسیسات هسته‌ای در حال احداث ایران در نزدیکی نطنز طی سال جاری به شکل محسوسی افزایش یافته و فعالیت در این محل بیش از هر زمان دیگری بوده است. در همان روز نیز نهاد ناظر هسته‌ای سازمان ملل پرونده ایران را به دلیل رعایت‌نکردن تعهدات معاهده‌ای به شورای امنیت ارجاع داد. در چنین شرایطی، نشانه چندانی از پایان سریع جنگ یا آمادگی ایران برای مصالحه دیده نمی‌شود. سخنگوی سپاه پاسداران نیز بار دیگر مطالبات حداکثری ایران برای صلح را تکرار و اعلام کرده است محدوده حمله به کشتی‌های غیرمجاز در هرمز گسترش خواهد یافت.

جنگ هم برای ایران و هم برای حوثی‌ها فرصت‌های راهبردی تازه‌ای ایجاد کرده است. تجربه ایران در هرمز الگویی برای حوثی‌ها فراهم کرده تا از کنترل مسیرهای دریایی برای کسب درآمد و افزایش قدرت چانه‌زنی استفاده کنند. در سطحی گسترده‌تر نیز تهران می‌تواند شرایط کنونی را فرصتی برای پیگیری یکی از اهداف راهبردی خود، یعنی کاهش سلطه و حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه، تلقی کند.

از این منظر، خودداری ترامپ از ورود به جنگ دیگری در یمن با هدف جلوگیری از شکل‌گیری یک جنگ بی‌پایان قابل توضیح است؛ اما جنگ ایران ممکن است دیگر یک منازعه محدود نباشد. اتصال احتمالی هرمز و باب‌المندب، فشار بر زیرساخت‌های انرژی عربستان و بازگشت پرونده هسته‌ای به کانون تنش، می‌تواند رویارویی موجود را به بحرانی گسترده‌تر بر سر مسیرهای انرژی و موازنه قدرت در خاورمیانه تبدیل کند.

پیشنهاد ویژهسیاسی
شناسه : 612203
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


[ads2]