جنگ ایران و آمریکا وارد مرحله تازهای شد؛ عربستان در خط مقدم

جنگ ایران و آمریکا که طی ماههای گذشته میان درگیری نظامی و تلاش برای دستیابی به راهحل دیپلماتیک در نوسان بود، با ورود فعالتر حوثیها و گسترش درگیری به عربستان وارد مرحله تازهای شده است. پیشروی حوثیها در سواحل دریای سرخ، حمله به زیرساختهای انرژی عربستان و توقف خط لوله شرق-غرب، مسیر جایگزین صادرات نفت خلیج فارس را با تهدید روبهرو کرده است. فایننشالتایمز استدلال میکند که جنگ اکنون در سه جبهه نظامی، اقتصادی و نبرد روایتها جریان دارد و تحولات اخیر میتواند هم برنامههای اقتصادی محمد بنسلمان را تحت فشار قرار دهد و هم هزینههای اقتصادی و سیاسی جنگ را برای دولت دونالد ترامپ افزایش دهد.
جهان صنعت نیوز – جنگ ایران و آمریکا در ماههای گذشته وضعیتی میان جنگ و صلح داشته است؛ دورههای درگیری با تلاشهایی برای یافتن راهحل دیپلماتیک همراه شده، اما طی هفته گذشته دامنه نبرد در خلیج فارس به شکل محسوسی گسترش یافته و همزمان تلاشهای صلح نیز با مشکل روبهرو شده است.
تصرف بخش عمده سواحل دریای سرخ یمن از سوی حوثیها، که متحد ایران معرفی میشوند، جبهه جدیدی در این جنگ ایجاد کرده است. همزمان، زیرساختهای انرژی عربستان هدف قرار گرفته و یک حمله پهپادی نیز خط لوله شرق-غرب عربستان را از مدار خارج کرده است. این حمله ظاهراً از عراق انجام شده است؛ جایی که گروههای شیعه مورد حمایت ایران فعالیت دارند. چند روز بعد نیز مذاکرات ایران و کشورهای خلیج فارس برای یافتن راهی جهت بازگشایی تنگه هرمز به تعویق افتاد. گزارشهای مستقل نیز تعطیلی خط لوله شرق-غرب و خودداری واشنگتن از مداخله نظامی مستقیم علیه حوثیها را تأیید کردهاند.
گسترش جنگ، عربستان را بیش از گذشته در خط مقدم قرار داده است. این وضعیت نهتنها توانایی این کشور برای صادرات نفت، بلکه برنامههای توسعهای محمد بنسلمان را نیز در معرض فشار قرار میدهد. اهمیت این تحول زمانی بیشتر میشود که کشورهای غربی در آستانه فصل زمستان قرار دارند و محدودیت بیشتر عرضه انرژی میتواند هزینههای اقتصادی جنگ را افزایش دهد.
سه جبهه یک جنگ
برای توضیح شرایط کنونی، جنگ ایران و آمریکا را باید منازعهای سهبعدی دانست. نخست میدان نظامی، دوم جنگ اقتصادی و سوم نبرد روایتها. این سه بعد به یکدیگر وابستهاند و تحولات اخیر محاسبات آمریکا را دشوارتر کرده است.
هنگامی که آمریکا و اسرائیل در اسفند سال گذشته جنگ را آغاز کردند، برتری نظامی آنها این تصور را ایجاد کرده بود که جنگ میتواند بهسرعت پایان یابد. اما توانایی ایران برای تحمل حملات اولیه و سپس ایجاد اختلال در تنگه هرمز و حمله به کشورهای خلیج فارس، تصور جنگ کوتاه را از میان برد.
اختلال در تردد هرمز و محاصره متقابل ایران از سوی آمریکا، بعد دوم جنگ یعنی نبرد اقتصادی را برجسته کرد. ایران با محدودکردن صادرات نفت و گسترش فشار بر کشورهای خلیج فارس به دنبال افزایش هزینه اقتصادی جنگ بوده است. در مقابل، آمریکا پس از آنکه با دشواری بازگشایی کامل تنگه هرمز از طریق نظامی روبهرو شد، فشار اقتصادی را تشدید کرد و محاصره ایران را با هدف محدودکردن صادرات نفت و افزایش فشار بر اقتصاد این کشور در پیش گرفت.
تا پیش از ورود گستردهتر حوثیها، کاخ سفید درباره نتیجه این نبرد اقتصادی اعتماد بیشتری نشان میداد. نفت کافی به بازار جهانی میرسید تا قیمت هر بشکه زیر ۱۰۰ دلار باقی بماند و تلاش آمریکا برای حفاظت از کشتیهای عبوری از هرمز، صادرات نفت از این مسیر را به حدود یکسوم سطح پیش از جنگ رسانده بود.
عربستان و سایر کشورهای خلیج فارس نیز برای دورزدن محدودیت هرمز، بخشی از نفت خود را از طریق خطوط لوله به بنادر دریای سرخ و دریای عمان منتقل میکردند. اما پیشروی حوثیها و حمله به خط لوله شرق-غرب، این مسیر جایگزین را نیز در معرض تهدید قرار داده است. خط لوله شرق-غرب پیش از حمله روزانه حدود چهار تا پنج میلیون بشکه نفت منتقل میکرد و نقشی کلیدی در دورزدن هرمز داشت. اگر حملات بیشتری به این خط لوله صورت گیرد یا کشتیهای عبوری از بابالمندب هدف قرار گیرند، امکان انتقال انرژی خلیج فارس به غرب بیش از گذشته محدود خواهد شد.
نقطه آسیبپذیر جنگ اقتصادی
اقتصاد ایران، تحت فشار شدید قرار گرفته و با افزایش تورم و کاهش ارزش پول ملی مواجه است. با این حال، فشار اقتصادی زمانی میتواند نتیجه جنگ را تغییر دهد که به فشار سیاسی مؤثر تبدیل شود اما ساختار سیاسی ایران توانایی بیشتری برای تحمل این فشار داخلی دارد. در مقابل، دولت ترامپ با انتخابات میاندورهای روبهروست و افزایش شدید قیمت بنزین میتواند پیامدهای سیاسی داخلی داشته باشد. کشورهای خلیج فارس نیز به تحمل چنین سطحی از فشار اقتصادی عادت ندارند و حمله به خط لوله عربستان آسیبپذیری زیرساختهای منطقه را آشکار کرده است. گزارشهای تازه نیز نشان میدهند که گسترش درگیری و افزایش قیمت انرژی به یکی از مسائل سیاسی پیش روی دولت ترامپ در آستانه انتخابات میاندورهای تبدیل شده است.
در این شرایط، تحولات نظامی و اقتصادی مستقیماً بر بعد سوم جنگ یعنی نبرد روایتها اثر میگذارد. هر دو طرف نیاز دارند افکار عمومی داخلی و جامعه بینالمللی را متقاعد کنند که در حال بهدستآوردن برتری هستند. از دستدادن این نبرد میتواند به معنای از دسترفتن ابتکار سیاسی و دیپلماتیک نیز باشد. از این منظر، ورود عربستان به خط مقدم و تهدید مسیرهای جایگزین صادرات نفت میتواند روایت آمریکا درباره افزایش تدریجی فشار بر ایران را با چالش مواجه کند.
چرا آمریکا مستقیماً وارد جنگ با حوثیها نشد؟
یکی از مهمترین نشانههای پیچیدهترشدن وضعیت، واکنش آمریکا به درخواست عربستان است. ترامپ با وجود درخواست محمد بنسلمان برای اقدام نظامی فوری علیه حوثیها، با حمله مستقیم آمریکا موافقت نکرد. گزارش رویترز نیز تأیید کرده که بنسلمان از آمریکا درخواست کمک نظامی کرده و ترامپ پس از دستکم دو گفتوگوی تلفنی با او با حمله مستقیم موافقت نکرده است؛ واشنگتن در عوض کمک اطلاعاتی و هدفگیری را پیشنهاد کرده است. فایننشال تایمز این تصمیم را نشانهای از آگاهی بیشتر واشنگتن نسبت به محدودیت استفاده از نیروی نظامی میداند. حوثیها بیش از دو دهه است که بهصورت متناوب درگیر جنگ بودهاند و با وجود رویارویی با نیروهایی بسیار ثروتمندتر و مجهزتر، از جمله عربستان، امارات، آمریکا و اسرائیل، از میان نرفتهاند.
فایننشال تایمز برای توضیح این وضعیت میان حوثیها و طالبان مقایسهای برقرار میکند. در هر دو مورد، برتری تسلیحاتی طرف مقابل بهتنهایی برای شکست نیرویی که از انگیزه بالا و شناخت محیط محلی برخوردار است کافی نبوده است. از این منظر، مقایسه صرف تعداد و کیفیت تجهیزات نظامی نمیتواند نتیجه چنین جنگهایی را توضیح دهد. همین مسئله آمریکا را با انتخاب دشواری روبهرو کرده است. ورود مستقیم به جنگ با حوثیها میتواند جبههای تازه در کنار جنگ ایران ایجاد کند؛ در حالی که خودداری از مداخله نیز عربستان را در برابر تهدیدهای جدید آسیبپذیرتر میکند.
ترامپ در دوره نخست ریاستجمهوری خود نیز به این نتیجه رسید که طالبان را نمیتوان از طریق نظامی شکست داد و وارد مذاکراتی شد که در نهایت مسیر خروج آمریکا از افغانستان را فراهم کرد. اکنون، رئیسجمهور آمریکا بار دیگر با مسئلهای مشابه اما در شرایطی متفاوت روبهروست. آیا آمریکا در کنار جنگ با ایران باید وارد رویارویی گسترده با حوثیها نیز شود، یا هزینه گسترش بیشتر جنگ، واشنگتن را به سمت محدودکردن درگیری سوق خواهد داد؟
پیشنهاد ویژهسیاسی
لینک کوتاه :