[ads1]

گازوئیل ۲۰۰ دلاری و ذخایر رو به پایان؛ زمستان سخت اقتصاد جهانی در راه است؟

بحران انرژی ناشی از جنگ ایران برخلاف شوک‌های نفتی گذشته عمل می‌کند. مسئله اصلی دیگر فقط قیمت نفت خام نیست؛ کمبود فرآورده‌های پالایشی، افزایش شدید قیمت گازوئیل، اختلال در پالایشگاه‌های خاورمیانه و روسیه، کاهش ذخایر نفت و گاز و نبود اطلاعات دقیق درباره موجودی انبارها، اقتصاد جهان را با مرحله تازه‌ای از بحران روبه‌رو کرده است. فایننشال‌تایمز پنج ویژگی این شوک را برجسته می‌کند.

جهان صنعت نیوز، اقتصاد جهان در حالی وارد پاییز و زمستان می‌شود که آرامش نسبی تابستان جای خود را به نگرانی دوباره درباره انرژی داده است. قیمت نفت خام در شهریور از ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کرده و فشارهای تورمی در آمریکا، اتحادیه اروپا و بریتانیا افزایش یافته است. هم‌زمان، اعتراض به قیمت سوخت از سوریه تا گواتمالا گسترش یافته و هند و فیلیپین به اقدامات اضطراری برای کاهش مصرف انرژی روی آورده‌اند.

این شرایط با فضای ابتدای تابستان تفاوت محسوسی دارد. در خرداد، آمریکا و ایران برای تمدید آتش‌بس شکننده و بازگشایی تنگه هرمز به توافق رسیدند و بیش از ۱۳۰ نفتکش توانستند از خلیج فارس خارج شوند. اما توافق دوام نیاورد و اکنون چشم‌انداز پایان سریع جنگ ضعیف‌تر شده است. جنگ روسیه و اوکراین نیز هم‌زمان فشار دیگری بر بازار انرژی وارد کرده است.

به همین دلیل برخی اقتصاددانان درباره ورود جهان به مرحله‌ای تازه از شوک انرژی هشدار می‌دهند. جو بروسوئلاس، اقتصاددان ، شرایط کنونی را «شوک نفتی ۲.۰» توصیف می‌کند و معتقد است بانک‌های مرکزی برای مهار دوباره تورم ناچار خواهند بود سرعت اقتصاد جهانی را کاهش دهند.

مقاومت اقتصاد جهانی در معرض آزمونی تازه

در نخستین ماه‌های جنگ، پیش‌بینی‌ها بسیار بدبینانه‌تر از آن چیزی بود که عملاً اتفاق افتاد. پس از آغاز حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، رئیس آژانس بین‌المللی انرژی، بحران ایجادشده را بزرگ‌ترین تهدید امنیت انرژی در تاریخ توصیف کرد. با وجود قطع بخش بزرگی از عرضه نفت و گاز، قیمت‌ها به رکوردهای تاریخی نرسیدند.

چند عامل به مهار بحران کمک کردند. آزادسازی هماهنگ ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر راهبردی، کاهش خرید نفت خام از سوی چین و انعطاف‌پذیری شبکه جهانی تجارت انرژی از جمله این عوامل بود. اقتصاد جهان در سه‌ماهه دوم تقریباً با همان آهنگ سالانه سه‌ماهه نخست رشد کرده است؛ هرچند این محاسبات شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس را در بر نمی‌گیرد.

ایزابل ماتئوس ای لاگو، اقتصاددان، مقاومت اقتصاد را حاصل کشمکش میان دو نیروی متضاد می‌داند. رونق هوش مصنوعی که سرمایه‌گذاری و رشد را تقویت کرده و بحران انرژی که در جهت مخالف عمل می‌کند.

اما فشار قیمت‌ها اکنون آشکارتر شده است. فدرال‌رزرو در شهریور برای نخستین‌بار از سال ۲۰۲۳ نرخ بهره را افزایش داد و دامنه هدف نرخ وجوه فدرال را ۰.۲۵ واحد درصد بالا برد. بانک مرکزی اروپا نیز درباره افزایش خطر تورم و کاهش رشد هشدار داده و نرخ بهره را برای دومین‌بار از آغاز جنگ افزایش داده است. بانک مرکزی ژاپن هم نرخ خود را به بالاترین سطح ۳۱ سال گذشته رسانده است.

اگر قیمت نفت طی شش ماه آینده در محدوده ۱۱۰ تا ۱۲۰ دلار باقی بماند، برآوردها این است که رشد جهانی می‌تواند به حدود ۲ درصد کاهش یابد که در مقایسه با رشد ۳.۵ درصدی سال گذشته، کاهش ۱.۵ واحد درصدی را نشان می دهد.

بحران اصلی در پالایشگاه‌هاست، نه فقط چاه‌های نفت

یکی از مهم‌ترین نکات این است که تمرکز صرف بر قیمت نفت خام می‌تواند تصویری گمراه‌کننده از بحران ارائه کند. مصرف‌کنندگان نفت خام خریداری نمی‌کنند؛ آنها بنزین، گازوئیل و سوخت هواپیما مصرف می‌کنند. در نتیجه آنچه مستقیماً به تورم منتقل می‌شود، قیمت فرآورده‌های پالایش‌شده است.

در طول جنگ، بازار سوخت بسیار محدودتر از بازار نفت خام شده است. ظرفیت ناکافی پالایش و افزایش هزینه انتقال فرآورده‌ها به بازارهای مصرف، شکاف میان قیمت نفت خام و فرآورده‌های نفتی را افزایش داده است.

در خرداد ماه، پالایشگاه‌های مستقل چین پس از ممنوعیت صادرات سوخت، تولید خود را به پایین‌ترین سطح ۹ سال گذشته رساندند. در روسیه نیز حملات پهپادی مستمر اوکراین تولید پالایشگاه‌ها را طی یک سال ۳۰ درصد کاهش داده و آن را به پایین‌ترین سطح بیش از دو دهه رسانده است. براساس گزارش، از ۳۲ پالایشگاه بزرگ روسیه تنها چهار پالایشگاه در شرق سیبری از حملات مصون مانده‌اند.

در خاورمیانه نیز صادرات گازوئیل پالایشگاه‌های بزرگ تا مرداد به یک‌چهارم سطح پیش از جنگ کاهش یافته است. در مجموع، تولید جهانی فرآورده‌های پالایش‌شده در مرداد بیش از ۴ میلیون بشکه در روز کمتر از یک سال قبل بوده است.

پیامد آن در قیمت‌ها آشکار است. قیمت گازوئیل در آمریکا و اروپا در شهریور از ۲۰۰ دلار در هر بشکه عبور کرده و قیمت گازوئیل آمریکا برای نخستین‌بار از ۶ دلار در هر گالن گذشته است که تقریباً دو برابر سطح پیش از جنگ محسوب می‌شود. اهمیت این موضوع زمانی بیشتر می‌شود که گازوئیل نزدیک به یک‌سوم تقاضای جهانی نفت را تشکیل می‌دهد و علاوه بر حمل‌ونقل، در گرمایش زمستانی نیز نقش دارد.

اگر چین که در تابستان دوباره اجازه صادرات سوخت داده بود، به دلیل کاهش ذخایر داخلی بار دیگر صادرات را متوقف کند، فشار بر بازار فرآورده‌ها می‌تواند شدیدتر شود.

چرا این بحران شبیه شوک نفتی دهه ۱۹۷۰ نیست؟

با وجود شدت بحران، نفت در مقیاس تاریخی هنوز به گرانی برخی دوره‌های گذشته نرسیده است. رکورد اسمی نفت برنت در سال ۲۰۰۸ معادل ۱۴۷.۵ دلار بود که با تعدیل تورم امروز حدود ۲۳۰ دلار می‌شود. میانگین بیش از ۱۱۰ دلاری نفت در سال‌های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ نیز به قیمت امروز حدود ۱۶۵ دلار بوده است.

افزایش قیمت کنونی از نظر سرعت نیز با شوک ۱۹۷۳ و ۱۹۷۴ قابل مقایسه نیست؛ زمانی که پس از تحریم نفتی کشورهای عربی، قیمت نفت چهار برابر شد.

ساختار اقتصاد جهانی نیز تغییر کرده است. تولید نفت دیگر مانند گذشته در خاورمیانه متمرکز نیست. آمریکا بزرگ‌ترین تولیدکننده نفت جهان است و کانادا، برزیل، گویان و ونزوئلا نیز در طول بحران ایران تولید خود را افزایش داده‌اند.

مهم‌تر اینکه وابستگی اقتصاد جهانی به نفت کاهش یافته است. سهم نفت از تقاضای جهانی انرژی از اوج ۴۶ درصدی حدود نیم‌قرن قبل به کمتر از ۳۰ درصد رسیده و میزان انرژی لازم برای تولید هر واحد تولید ناخالص داخلی نیز از سال ۱۹۹۰ بیش از یک‌سوم کاهش یافته است.

هنگام آغاز جنگ، جهان برخلاف دهه ۱۹۷۰ دارای ذخایر راهبردی، مازاد نفت، عرضه رو به رشد LNG و شبکه پیچیده‌ای از تجارت و حمل‌ونقل جهانی بود. با این حال، بحران در حال تغییر رفتار مصرف‌کنندگان و بنگاه‌هاست. فروش خودروهای برقی در اروپا و آسیا سریع‌تر شده، کارخانه‌های پتروشیمی چین تولید را کاهش داده‌اند، شرکت‌های هواپیمایی برخی مسیرهای کم‌اهمیت را حذف کرده‌اند و تعدادی از کشورهای آسیایی از گاز به سوخت‌های دیگر، از جمله زغال‌سنگ، روی آورده‌اند. قیمت گاز نیز از آغاز جنگ ۱۶۰ درصد افزایش یافته است.

کشورهای فقیر در خط مقدم شوک انرژی

توزیع هزینه بحران به‌شدت نامتوازن است. سوریه پس از افزایش ۴۰ درصدی قیمت گازوئیل و نزدیک به ۳۰ درصدی بنزین شاهد اعتراض بوده است. بنگلادش و پاکستان برای واردات گاز با مشکل روبه‌رو شده‌اند، برخی رستوران‌های هند به دلیل تمام‌شدن گاز مایع تعطیل شده‌اند و فیلیپین وضعیت اضطراری ملی اعلام کرده و دورکاری را الزامی کرده است.

رایج‌ترین واکنش دولت‌ها حمایت مستقیم از مصرف‌کنندگان بوده است. براساس داده‌های آژانس بین‌المللی انرژی، ۹۴ کشور مالیات سوخت را کاهش داده، قیمت‌ها را محدود کرده یا یارانه پرداخت کرده‌اند. این اقدامات تاکنون در بسیاری از کشورها از گسترش ناآرامی جلوگیری کرده، اما هزینه مالی سنگینی داشته است.

صندوق بین‌المللی پول نیز پیش‌بینی رشد چند واردکننده نفت از جمله زامبیا، مراکش، مصر و تونس را کاهش داده، در حالی که پیش‌بینی رشد صادرکنندگانی مانند نیجریه، آنگولا و الجزایر افزایش یافته است.

اقتصادهای ثروتمند تاکنون مقاومت بیشتری نشان داده‌اند. اروپا یکی از شلوغ‌ترین تابستان‌های تاریخ خود را در حمل‌ونقل هوایی پشت سر گذاشت و تعداد پروازهای روزانه بین خرداد و مرداد به حدود ۳۶ هزار پرواز رسید؛ ۲.۴ درصد بیشتر از سال قبل. آمریکایی‌ها نیز در خرداد و تیر مسافت بیشتری نسبت به دوره مشابه سال قبل با خودرو طی کردند.

با این حال، افزایش قیمت انرژی در آمریکا به موضوعی سیاسی در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای آبان تبدیل شده است.

بازار انرژی در تاریکی اطلاعاتی

شاید مهم‌ترین ویژگی بحران کنونی این باشد که حتی مدیران صنعت نفت نیز نمی‌دانند بازار دقیقاً چه مقدار ذخیره در اختیار دارد و این ذخایر تا چه زمانی دوام خواهند آورد.
بسیاری از شرکت‌ها انتظار داشتند قطع حدود یک‌پنجم عرضه جهانی نفت و گاز باعث جهش فوری قیمت‌ها شود. اما در طول هفت ماه جنگ، معامله‌گران بارها موقعیت‌های خود را کاهش داده‌اند. بازار میان نگرانی از کمبود عرضه و امید به توافق سیاسی نوسان کرده است.

مشکل اساسی، نبود اطلاعات دقیق و به‌روز درباره دو متغیر کلیدی است که عبارتند از میزان ذخایر و سطح واقعی تقاضای مصرف‌کنندگان. آمریکا اطلاعات ذخایر نفتی خود را هفتگی منتشر می‌کند، اما بسیاری از کشورها آمار ماهانه دارند و چین، بزرگ‌ترین واردکننده نفت جهان، آمار منظم ذخایر خود را منتشر نمی‌کند.

معامله‌گران برای جبران این خلأ به ردیابی نفتکش‌ها، فعالیت پالایشگاه‌ها و تصاویر ماهواره‌ای مخازن روی آورده‌اند. آژانس بین‌المللی انرژی برآورد می‌کند ذخایر «قابل مشاهده» نفت جهان از زمان آغاز جنگ ۵۰۷ میلیون بشکه کاهش یافته است؛ یعنی به‌طور متوسط نزدیک به ۳ میلیون بشکه در روز از این ذخایر کم شده است. اما بخشی از نفت در مخازن زیرزمینی قرار دارد و اندازه‌گیری آن ممکن نیست.

در نتیجه پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که نفت چند دلار خواهد شد. مسئله این است که چه مقدار از مصرف کنونی با برداشت از ذخایر تأمین می‌شود و این ذخایر تا چه زمانی می‌توانند شکاف میان عرضه و تقاضا را جبران کنند.

همین ابهام، شوک انرژی کنونی را خطرناک‌تر می‌کند. قیمت نفت خام هنوز از رکوردهای تاریخی فاصله دارد و اقتصاد جهانی تاکنون مقاومت بیشتری از انتظار نشان داده است، اما کمبود فرآورده‌های پالایشی، افزایش قیمت گاز، کاهش ذخایر و طولانی‌شدن جنگ می‌تواند این تعادل را برهم بزند. ست کارپنتر، اقتصاددان ارشد مورگان استنلی، معتقد است با طولانی‌ترشدن شوک ممکن است تحلیلگران ناچار شوند پیش‌بینی‌های اقتصادی خود را بازنگری کنند.

اخبار برگزیدهنفت و پتروشیمی
شناسه : 613523
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


[ads2]