نسخه جدید چین برای نجات اقتصاد ؛ آیا چین میتواند بدون مصرفکننده رشد کند؟

چین برای عبور از بحرانهای جدید اقتصادی دوباره به نسخهای قدیمی بازگشته است؛ سرمایهگذاری عظیم دولتی. اما تفاوت این بار در مقیاس و هدف این سرمایهگذاریهاست. پکن دیگر مانند گذشته فقط جاده، پل و شهرهای جدید نمیسازد؛ هدف، ساخت زیرساختهایی است که اقتصاد آینده چین بر پایه آن شکل خواهد گرفت.
محمدرضا ستاری – جهان صنعت نیوز : اقتصاد چین طی سالهای گذشته با مشکلات مختلفی از بحران بازار مسکن گرفته تا کاهش مصرف داخلی و افزایش تنشهای تجاری با آمریکا و اروپا مواجه بوده است. با این حال پکن برای مقابله با این مشکلات بار دیگر بههمان ابزاری روی آورده که طی چند دهه گذشته بارها از آن برای حفظ رشد اقتصادی استفاده کرده و این ابزار سرمایهگذاری گسترده در زیرساختهاست. منتهی موضوع متفاوت این است که این بار چینیها بهجای ساخت جاده، پل، فرودگاه و شهرهای جدید، قصد دارندهزارانمیلیارد دلار برای توسعه شبکه برق، آب، مراکز داده، ارتباطات، لجستیک و زیرساختهای شهری هزینه کنند.
در همین رابطه مجله اکونومیست در گزارشی که اخیرا منتشر کرده ارزش برنامه جدید زیرساختی چین تا سال۲۰۳۰ را حدود ۲۵تریلیونیوآن معادل ۷/3تریلیون دلار برآورد کرده است. رقم بسیار بزرگی که نشان میدهد دولت چین همچنان سرمایهگذاری را یکی از مهمترین ابزارهای خود برای حفظ رشد اقتصادی میداند. براساس این برنامه حدود ۵/5تریلیون یوآن برای توسعه شبکه برق، ۶ تریلیون یوآن برای زیرساختهای آب، ۴ تریلیون یوآن برای افزایش ظرفیت محاسباتی و مراکز داده و حدود ۷/2تریلیون یوآن برای شبکههای لجستیکی هزینه خواهد شد.
در نگاه اول شاید اینگونه بهنظر برسد که پکن بار دیگر همان نسخه قدیمی خود را برای اقتصاد چین پیچیده است. نسخهای که براساس آن هر زمان رشد اقتصادی کاهش پیدا میکند، دولت با اجرای پروژههای بزرگ و تزریق سرمایه تلاش میکند موتور اقتصاد را دوباره روشن کند اما تفاوت مهم برنامه جدید این است که بخش عمده سرمایهگذاریها قرار است بهجای پروژههای سنتی بهزیرساختهایی اختصاص پیدا کند که چین برای توسعه صنایع آینده خود بهآنها نیاز دارد.
درواقع ساختار اقتصاد چین درحال تغییر است. بهعنوان مثال بازار مسکن که سالها یکی از مهمترین موتورهای رشد این کشور بود با بحران مواجه شده و دیگر نمیتواند مانند گذشته سرمایه و تقاضا ایجاد کند. از سوی دیگر صنایعی مانند خودروهای برقی، باتری، انرژیهای تجدیدپذیر، هوش مصنوعی، روباتیک و صنایع پیشرفته بهسرعت درحال گسترش هستند.
درهمینراستا صندوق بینالمللی پول نیز در ارزیابیهای اخیر خود از اقتصاد چین بههمین تغییر اشاره کرده و معتقد است صنایع فناوری، اقتصاد سبز و دیجیتالیشدن بهیکیاز منابع اصلی افزایش بهرهوری این کشور تبدیل شدند. با این حال این صنایع برای ادامه رشد بهزیرساختهای بسیار گستردهتری نیاز دارند.
بهعنوان مثال توسعه هوش مصنوعی بدون افزایش ظرفیت مراکز داده و تولید برق امکانپذیر نیست. گسترش خودروهای برقی نیز نیازمند شبکه برق و ایستگاههای شارژ گسترده است و افزایش تولید انرژی خورشیدی و بادی در مناطق غربی چین زمانی برای اقتصاد این کشور مفید خواهد بود که شبکه انتقال برق بتواند این انرژی را بهمراکز صنعتی و شهرهای بزرگ شرق منتقل کند بنابراین برخلاف بسیاری از پروژههای گذشته که گاهی صرفا برای افزایش کوتاهمدت رشد اجرا میشدند بخش مهمی از سرمایهگذاری جدید قرار است زیرساخت مورد نیاز مرحله بعدی صنعتیشدن چین را فراهم کند. نکته مهم دیگری که اکونومیست بهآن اشاره کرده این است که اجرای چنین برنامهای حتی میتواند برای اقتصاد جهانی نیز مفید باشد.
یک مشکل بزرگ چین
با تمامی این احوال چین طی سالهای اخیر با یک مشکل بزرگ مواجه بوده یعنی ظرفیت تولید صنایع این کشور بسیار بیشتر از میزان مصرف داخلی است و بههمین دلیل بخش قابلتوجهی از تولیدات چینی راهی بازارهای خارجی میشود. همین مساله یکی از دلایل اصلی افزایش تنش تجاری پکن با آمریکا و اتحادیه اروپا بوده است. درواقع آمریکاییها و اروپاییها معتقدند حمایتهای دولتی باعث شده شرکتهای چینی بیش از نیاز بازار داخلی تولید کنند و سپس کالاهای ارزان خود را بهبازارهای جهانی بفرستند. چین نیز این ادعا را رد کرده و موفقیت صادراتی خود را نتیجه رقابتپذیری صنایع این کشور میداند.
درچنینشرایطی برخی از کارشناسان معتقدند برنامه جدید زیرساختی میتواند بخشی از این مشکل را کاهش دهد زیرا اجرایهزارانمیلیارد دلار پروژه جدید بهحجم بزرگی از فولاد، مس، تجهیزات برقی، باتری، ماشینآلات و فناوری نیاز دارد. درنتیجه بخشی از ظرفیت تولید صنایع چین بهجای بازارهای خارجی در داخل این کشور مصرف خواهد شد.
درهمینرابطه سوال مهمی که مطرح میشود این است که آیا اجرای یک برنامه ۷/3تریلیون دلاری میتواند مشکل اصلی اقتصاد چین را حل کند؟ برای پاسخ بهاین سوال میتوان گفت که این برنامه احتمالا بهحفظ رشد اقتصادی و توسعه صنایع جدید چین کمک خواهد کرد اما مشکل اصلی اقتصاد این کشور جای دیگری است.
مساله اساسی بهگفته تحلیلگران کمبود سرمایهگذاری نیست بلکه پایینبودن مصرف خانوارهاست. خانوارهای چینی بخش قابلتوجهی از درآمد خود را پسانداز میکنند زیرا هزینههای درمان، آموزش، مسکن و نگرانی درباره دوران بازنشستگی باعث شده مردم ترجیح دهند پول بیشتری برای آینده کنار بگذارند. بحران بازار مسکن نیز که بخش مهمی از ثروت خانوارهای چینی در آن قرار دارد این وضعیت را تشدید کرده است. درنتیجه دولت میتواند هزارانمیلیارد دلار برای شبکه برق، مراکز داده و پروژههای جدید هزینه کند اما تا زمانی که مردم چین سهم بیشتری از درآمد خود را مصرف نکنند عدم تعادل اصلی اقتصاد این کشور باقی خواهد ماند.
این مساله زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم اقتصاد چین طی دهههای گذشته بیش از اندازه بهسرمایهگذاری و صادرات وابسته بوده بنابراین اگر مصرف داخلی افزایش پیدا نکند صنایع جدید نیز دیر یا زود با همان مشکلی مواجه خواهند شد که امروز در خودروهای برقی، پنلهای خورشیدی و برخی صنایع دیگر دیده میشود یعنی تولید بیشتر از نیاز داخلی خواهد بود و وابستگی روزافزون بهبازارهای خارجی نیز تشدید میشود.
به همین دلیل اکونومیست معتقد است چین علاوه بر ساخت زیرساختهای جدید باید اصلاحات دیگری نیز انجام دهد. افزایش مستمریها، تقویت بیمه درمانی، حمایت بیشتر از خانوادهها و کاهش هزینههایی که خانوارها را مجبور بهپسانداز میکند میتواند اعتماد مصرفکنندگان را افزایش دهد.
درواقع مشکل چین این نیست که نمیداند چگونه پول خرج کند. این کشور طی چند دهه گذشته نشان داده توانایی بسیار بالایی در ساخت کارخانه، نیروگاه، راهآهن، شهر و شبکههای عظیم زیرساختی دارد بنابراین مساله این است که دولت چین هنوز نتوانسته مردم را بههمان اندازهای که خود سرمایهگذاری میکند بهخرجکردن پول ترغیب کند. درنتیجه برنامه ۷/3تریلیون دلاری جدید میتواند برای اقتصاد چین مفید باشد. این طرح زیرساخت لازم برای هوش مصنوعی، انرژی پاک و صنایع پیشرفته را فراهم میکند، بخشی از ظرفیت تولید داخلی را جذب کرده و حتی میتواند فشار کالاهای چینی بر بازارهای جهانی را کاهش دهد اما نمیتواند جای اصلاح ساختار مصرف را بگیرد. علاوه بر این چین اکنون تقریبا همه چیز را در مقیاسی بزرگ مانند شبکههای برق، قطارهای سریعالسیر، خودروهای برقی، باتری و مراکز داده میسازد. با این حال ادامه رشد اقتصادی این کشور دیگر تنها بهتوانایی دولت برای ساختن وابسته نبوده و مرحله بعدی رشد چین زمانی آغاز خواهد شد که صدهامیلیون خانوار این کشور نیز احساس کنند بهاندازه کافی امنیت اقتصادی دارند که بهجای پسانداز بخش بزرگی از درآمد خود آن را خرج کنند.
اخبار برگزیدهاقتصاد کلانلینک کوتاه :