[ads1]

دو هفته تا فروپاشی ایران؛ چرا پیش‌بینی‌های وزیر ترامپ دیگر خریدار ندارد؟ | بلومبرگ: بسنت، وزیر پیش‌بینی‌های ناموفق

بازار مسکن قرار بود ظرف چند هفته از انجماد خارج شود، تورم باید به‌سرعت به هدف ۲ درصدی فدرال‌رزرو نزدیک می‌شد، قیمت بنزین می‌توانست دوباره به سه دلار برسد، رشد اقتصادی شتاب بگیرد و پس از پایان جنگ ایران، نفت حتی تا ۴۰ دلار سقوط کند. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، طی ۲۰ ماه حضور خود در این سمت مجموعه‌ای از پیش‌بینی‌های خوش‌بینانه را مطرح کرده است؛ اما بلومبرگ می‌نویسد بسیاری از این پیش‌بینی‌ها با واقعیت فاصله داشته‌اند. مسئله اکنون فراتر از چند برآورد اشتباه است.

جهان صنعت نیوز – اسکات بسنت از ابتدای حضور در وزارت خزانه‌داری آمریکا برخلاف بسیاری از پیشینیان خود علاقه زیادی به ارائه پیش‌بینی‌های اقتصادی نشان داده است. او در فوریه ۲۰۲۵ گفت بازار مسکن آمریکا ظرف چند هفته از وضعیت انجماد خارج خواهد شد و تورم نیز می‌تواند به‌سرعت به هدف ۲ درصدی فدرال‌رزرو بازگردد. چند ماه بعد، در آوریل، وعده‌ای مطرح کرد که مستقیماً با هزینه زندگی خانوارهای آمریکایی ارتباط داشت و ابراز امیدواری کرد بین ۲۰ ژوئن تا ۲۰ سپتامبر قیمت بنزین بار دیگر به سه دلار در هر گالن برسد. پیش‌بینی‌های مشابهی نیز درباره رشد اقتصادی، کسری بودجه و سایر متغیرهای اقتصاد آمریکا مطرح شد. مشکل اینجاست که به نوشته بلومبرگ، بسیاری از این پیش‌بینی‌ها محقق نشده‌اند.

بازار برخلاف پیش‌بینی وزیر حرکت کرد

بازار مسکن آمریکا همچنان کم‌رمق باقی مانده است. افزایش هزینه استقراض یکی از عوامل اصلی این وضعیت معرفی شده و فروش خانه‌های موجود در آگوست به پایین‌ترین سرعت در بیش از یک سال رسیده است. ساخت‌وساز مسکونی نیز به پایین‌ترین سطح از دوران همه‌گیری سقوط کرده است.

در بازار انرژی نیز شرایط برخلاف پیش‌بینی سه‌دلاری بسنت حرکت کرد. جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، متوسط قیمت بنزین را به بیش از ۴.۵۰ دلار در هر گالن رسانده و فشار بیشتری بر بحران استطاعت مالی خانوارها وارد کرده است؛ همان مسئله‌ای که دونالد ترامپ در کارزار انتخاباتی خود وعده رسیدگی به آن را داده بود.

تورم نیز اگرچه کاهش یافته، داده‌های منتشرشده در ۳۰ سپتامبر نشان می‌دهد همچنان به میزان قابل توجهی بالاتر از هدف فدرال‌رزرو قرار دارد.

البته وزیر خزانه‌داری کنترل مستقیمی بر بسیاری از این متغیرها ندارد. بلومبرگ نیز بر این محدودیت تأکید می‌کند. قیمت بنزین تحت تأثیر عرضه و تقاضای جهانی و تحولات ژئوپلیتیکی قرار دارد و رفتار روزمره خانوارها و بنگاه‌ها معمولاً اثر بیشتری بر عملکرد اقتصاد دارد تا بازخرید اوراق دولتی یا تغییر مقررات مالی. با این حال، مسئله مورد توجه بلومبرگ صرفاً میزان قدرت وزیر خزانه‌داری برای کنترل اقتصاد نیست؛ مسئله فاصله میان پیش‌بینی‌های علنی و آن چیزی است که در نهایت اتفاق افتاده است.

هزینه خوش‌بینی برای اعتبار وزارت خزانه‌داری

داگلاس هولتز-ایکین، رئیس امریکن اکشن فروم، معتقد است این وضعیت به اعتبار بسنت آسیب زده است. او می‌گوید این آسیب به اعتبار وزیر «تردیدی ندارد» و چنین اتفاقی برای وزارت خزانه‌داری نیز مناسب نیست.

بلومبرگ تأکید می‌کند هر وزیر خزانه‌داری تا حدی ناچار است مدافع سیاست‌های اقتصادی رئیس‌جمهور باشد، اما بسنت در ارائه پیش‌بینی‌های خوش‌بینانه به شکلی غیرمعمول صریح بوده است؛ رفتاری که بسیاری از وزیران خزانه‌داری پیشین از آن اجتناب می‌کردند تا خود را گرفتار پیش‌بینی‌هایی نکنند که ممکن است محقق نشود. وزارت خزانه‌داری نیز از اظهارنظر برای این گزارش خودداری کرده است.

این مسئله برای بسنت اهمیت بیشتری دارد، زیرا او در ابتدای کار خود اعتبار قابل توجهی در میان سرمایه‌گذاران داشت. پس از اعلام تعرفه‌های موسوم به روز آزادی ترامپ در آوریل ۲۰۲۵ که نرخ برخی تعرفه‌ها را تا ۵۰ درصد افزایش داد، بازار سهام آمریکا بزرگ‌ترین سقوط دوروزه خود از زمان همه‌گیری را تجربه کرد. بسنت توانست ترامپ را به عقب‌نشینی متقاعد کند و بازارها ظرف یک هفته بازیابی شدند. همین اتفاق جایگاه او را در میان سرمایه‌گذاران، قانون‌گذاران آمریکایی و مقام‌های خارجی تقویت کرد.

وال‌استریت نیز از ابتدا به بسنت نگاه مثبتی داشت. او دهه‌ها در صندوق‌های پوشش ریسک فعالیت کرده بود و سرمایه‌گذاران او را فردی از جنس خود می‌دیدند. عقب‌نشینی ترامپ از تعرفه‌ها نیز این تصور را تقویت کرد که وزیر خزانه‌داری می‌تواند در برابر تصمیم‌های غیرقابل پیش‌بینی کاخ سفید نقش یک نیروی متعادل‌کننده را ایفا کند.

متیو اکس، مقام سابق وزارت خزانه‌داری در دولت جو بایدن و استراتژیست ارشد کنونی اورکور ISI، می‌گوید بسنت خود را به‌عنوان وزیری حامی بازار و کسب‌وکار تثبیت کرده بود، اما مداخلات اخیر و ابهام درباره اهداف او اکنون آن برداشت اولیه را با چالش مواجه کرده است.

وقتی حرف وزیر دیگر برای بازار کافی نیست

اعتبار برای وزیر خزانه‌داری آمریکا فقط یک مسئله شخصی نیست. این وزارتخانه مسئول مدیریت مالی دولت فدرال و بازار ۳۲ تریلیون دلاری اوراق خزانه‌داری است؛ بازاری که نرخ‌های آن از هزینه وام مسکن در آمریکا گرفته تا هزینه تأمین مالی شرکت‌ها و دولت‌ها در سراسر جهان اثرگذار است.

وزیری که اعتماد سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی و همچنین مقام‌های اقتصادی کشورهای دیگر را در اختیار داشته باشد، می‌تواند در دوره‌های بحران حتی با چند جمله حساب‌شده به آرام‌کردن بازار کمک کند. بلومبرگ بحران مالی ۲۰۰۸، آغاز همه‌گیری در ۲۰۲۰ و سقوط سیلیکون‌ولی بانک و تعدادی از بانک‌های منطقه‌ای در ۲۰۲۳ را نمونه‌هایی از اهمیت این نقش می‌داند.

تیم آدامز که با چهار وزیر خزانه‌داری آمریکا همکاری کرده است، می‌گوید جهان آمریکا را زیر نظر دارد و از آن انتظار راهنمایی دارد. از نگاه او، وزیر خزانه‌داری صرفاً یک تکنوکرات یا متخصص بازار نیست؛ باید احساس اطمینان و اعتماد ایجاد کند. اما بازارها در ماه‌های اخیر نشان داده‌اند که بیش از اظهارات وزیر خزانه‌داری، به عوامل بنیادین و داده‌ها توجه می‌کنند.

شکست در مهار بازده اوراق

نمونه روشن این مسئله در بازار ارز و اوراق دیده شده است. بسنت در ژوئیه تلاش کرد با مداخله در بازار ارز مانع سقوط بیشتر ین ژاپن شود، اما اثر این اقدام کمی بیش از یک هفته دوام آورد. چند هفته بعد، تلاش او برای مهار بازده اوراق خزانه‌داری نیز نتیجه مورد انتظار را ایجاد نکرد. با وجود اظهارات مداخله‌جویانه و افزایش قابل توجه بازخرید اوراق بلندمدت، بازده اوراق ۳۰ساله خزانه‌داری همچنان افزایش یافت و در ۳۰ سپتامبر به ۵.۶۳ درصد رسید که بالاترین سطح از سال ۲۰۰۲ محسوب می شود. بسنت در جلسه ۱۵ سپتامبر کنگره مداخله در بازار اوراق را موفق توصیف کرد. با این حال، معامله‌گران همچنان نگران باقی مانده‌اند.

به نوشته بلومبرگ، آنها هم در انتظار نتیجه مشخص جنگ ایران هستند و هم پیشرفت در مهار بدهی عمومی آمریکا را دنبال می‌کنند. این بدهی در آگوست رسماً از مرز ۴۰ تریلیون دلار عبور کرد؛ رقمی تقریباً دو برابر میزان بدهی در زمان نخستین ورود ترامپ به کاخ سفید در ژانویه ۲۰۱۷.

آیا آمریکا می‌تواند با رشد از بدهی فرار کند؟

یک روز پس از انتشار رقم ۴۰ تریلیون دلاری بدهی، بسنت گفت آمریکا می‌تواند با رشد اقتصادی از مشکل بدهی خود خارج شود؛ دیدگاهی که به نوشته بلومبرگ، چند اقتصاددان آن را دور از واقعیت ارزیابی کردند. بسنت در واکنش به انتقادها اعلام کرد او و دیگر اعضای دولت روی برنامه‌ای برای مهار بدهی و کاهش شکاف بودجه کار می‌کنند. کسری بودجه سالانه آمریکا اکنون معادل نزدیک به ۶ درصد تولید ناخالص داخلی است.

اما هم‌زمان یک تناقض سیاسی نیز شکل گرفت. چند هفته بعد، ترامپ در گردهمایی میان‌دوره‌ای جمهوری‌خواهان در دالاس وعده داد در صورت حفظ کنترل کنگره توسط جمهوری‌خواهان، به هر فرد بزرگسال آمریکایی پنج هزار دلار پرداخت کند. هزینه چنین برنامه‌ای بیش از یک تریلیون دلار برآورد شده است.

مارتین وتون، رئیس استراتژی بازارهای مالی در وست‌پک، در یادداشتی به مشتریان خود نوشت وعده چک‌های پنج هزار دلاری نشان می‌دهد با بازار خزانه‌داری آمریکا مانند یک «اسباب‌بازی» برخورد می‌شود؛ وضعیتی که از نگاه او هیچ سرمایه‌گذار عاقلی حاضر نیست آرزوی آن را داشته باشد.

نفت ۴۰ دلاری و اقتصاد ایران

پیش‌بینی‌های اخیر بسنت درباره ایران نیز مورد توجه قرار گرفته است. او در اوایل سپتامبر اعلام کرد پس از پایان درگیری ایران، قیمت نفت می‌تواند به‌شدت سقوط کند و حتی به حدود ۴۰ دلار در هر بشکه برسد. این اظهارات در شرایطی مطرح شد که حملات نظامی تازه میان آمریکا و ایران قیمت نفت برنت را به ۹۵ دلار در هر بشکه رسانده بود.

بسنت سپس در مصاحبه ۲۸ سپتامبر با فاکس‌نیوز پیش‌بینی دیگری مطرح کرد که اقتصاد ایران حدود دو هفته با فروپاشی فاصله دارد. این دو اظهارنظر در امتداد همان الگویی قرار می‌گیرند که بلومبرگ در سراسر گزارش دنبال می‌کند. وزیر خزانه‌داری آمریکا تمایل دارد درباره آینده متغیرهایی که تحت تأثیر عوامل متعدد اقتصادی، سیاسی و ژئوپلیتیکی قرار دارند، پیش‌بینی‌های صریح و بعضاً بسیار خوش‌بینانه ارائه کند.

با وجود افزایش انتقادها، بسنت همچنان از اعتماد بالای ترامپ برخوردار است. رئیس‌جمهور مدیریت رابطه اقتصادی مهم آمریکا و چین را به او سپرده و اخیراً نیز در برابر انتقادها از تلاش‌های وزیر خزانه‌داری برای مهار بازده اوراق از او دفاع کرده و بسنت را فردی بسیار توانمند خوانده است. اما آزمون اصلی وزیر خزانه‌داری، بر اساس ارزیابی بلومبرگ، هنوز در پیش است.

بلومبرگ احتمال می‌دهد تغییر ترکیب سیاسی کنگره، بسنت را ناچار به همکاری با دموکرات‌ها برای تصویب سیاست‌های اقتصادی کند. مهم‌تر از آن، سقف بدهی آمریکا در سال آینده بار دیگر به یکی از موضوعات اصلی کنگره تبدیل خواهد شد.

در آن زمان، شرایط با گذشته متفاوت خواهد بود. سرمایه‌گذاران از اندازه کسری بودجه نگران هستند، بدهی از ۴۰ تریلیون دلار عبور کرده و بازار اوراق نیز نسبت به مسیر سیاست مالی آمریکا حساس‌تر شده است. در چنین فضایی، وزیر خزانه‌داری باید بتواند هم میان نیروهای سیاسی به توافق برسد و هم دارندگان اوراق خزانه‌داری در سراسر جهان را متقاعد کند که واشنگتن برای سامان‌دادن به وضعیت مالی خود جدی است.

در این نقطه است که مجموعه پیش‌بینی‌های قبلی بسنت اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. مسئله فقط این نیست که قیمت بنزین سه دلار شد یا نشد، بازار مسکن در زمان پیش‌بینی‌شده از رکود خارج شد یا نرخ اوراق مطابق خواسته وزارت خزانه‌داری حرکت کرد یا خیر. مسئله این است که وزیر خزانه‌داری در زمان بحران باید بتواند با اظهارات خود اعتماد ایجاد کند.

بلومبرگ نیز گزارش خود را بر همین نقطه متمرکز کرده است. برای مقام مسئول یکی از مهم‌ترین نهادهای اقتصادی جهان، اعتبار بخشی از قدرت سیاست‌گذاری است. بازار می‌تواند یک پیش‌بینی اشتباه را فراموش کند؛ اما اگر فاصله میان پیش‌بینی‌های مقام اقتصادی و واقعیت‌های بازار به یک الگوی تکرارشونده تبدیل شود، مسئله دیگر صرفاً خطای پیش‌بینی نیست. آنچه به آزمون گذاشته می‌شود، قدرت همان مقام برای متقاعدکردن بازاری است که در لحظه بحران باید به حرف او اعتماد کند.

 

اخبار برگزیدهاقتصاد کلان
شناسه : 617004
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


[ads2]