از وعده فلجکردن اقتصاد ایران تا جنگ فرسایشی | جنگ اقتصادی ترامپ تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟

دولت دونالد ترامپ با وعده واردکردن ضربهای سریع به اقتصاد ایران، دور تازهای از فشارهای اقتصادی را آغاز کرد؛ اما اکنون، با گذشت بیش از یک ماه، واشنگتن خود را برای رویارویی طولانیتری آماده میکند. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، وعده داده بود تمامی شرکتهای هواپیمایی ایران تا پایان سپتامبر از فعالیت بینالمللی بازبمانند و ایران تا پایان هفته جاری نفتی برای فروش نداشته باشد. با این حال، گزارش واشنگتنپست نشان میدهد هیچیک از این اهداف در زمانبندی اعلامشده بهطور کامل محقق نشده است.
جهان صنعت نیوز – پس از آنکه دولت ترامپ تصمیم گرفت به جای اتکای بیشتر به نیروی نظامی، از فشار اقتصادی برای بازگرداندن ایران به مذاکرات استفاده کند، اسکات بسنت مجموعهای از اهداف مشخص و زمانبندیشده را اعلام کرد. وزیر خزانهداری آمریکا وعده داد شرکتهای هواپیمایی ایران در سراسر جهان زمینگیر خواهند شد و صادرات نفت کشور نیز بهسرعت متوقف میشود. این وعدهها بخشی از عملیاتی موسوم به «طرد اقتصادی» بود که هدف آن قطع ارتباطات مالی، تجاری و حملونقلی ایران با اقتصاد جهانی اعلام شد.
اما به نوشته واشنگتنپست، تحقق این اهداف دشوارتر از برآوردهای اولیه دولت آمریکا بوده است. اقتصاد ایران تحت فشار قرار گرفته، اما حکومت ایران همچنان حاضر نشده خواستههای خود را در مذاکرات تعدیل کند. ترامپ اعلام کرده است کارزار فشار اقتصادی که وارد دومین ماه خود شده، با هدف وادارکردن ایران به بازگشت به میز مذاکره پس از انتخابات میاندورهای آمریکا در نوامبر دنبال میشود. با این حال، مذاکرات همچنان متوقف مانده است.
در همین زمان، تنشهای نظامی نیز پایان نیافتهاست. بر اساس گزارش واشنگتنپست، ایران حملات خود به تردد کشتیها در تنگه هرمز را افزایش داده و در یک هفته بیش از ۹ شناور هدف حمله قرار گرفتهاند. این حملات پس از گسترش عملیات آمریکا در منطقه رخ دادهاند؛ عملیاتی که جریان انتقال نفت را افزایش داده، اما نتوانسته قیمت جهانی انرژی را جابهجا کند.
شکست وعده زمینگیرشدن هواپیماها
یکی از مشخصترین وعدههای بسنت به صنعت هوانوردی ایران مربوط میشد. دولت آمریکا در ۸ سپتامبر تحریمهای گستردهای علیه بخش هوانوردی ایران اعلام کرد و به شرکتهای خارجی ارائهدهنده خدمات به خطوط هوایی ایران هشدار داد که ممکن است مشمول تحریمهای ثانویه شوند. بسنت همان زمان در گفتوگو با شبکه CNBC اعلام کرد تمامی شرکتهای هواپیمایی ایران تا ۲۳ سپتامبر در سراسر جهان از فعالیت بازخواهند ماند. او تأکید کرد واشنگتن شرکتها و نهادهایی را که به ادامه فعالیت خطوط هوایی ایران کمک میکنند، شناسایی کرده و قصد دارد فعالیت آنها را متوقف کند.
با این حال، دادههای پروازی تصویر متفاوتی نشان میدهند. شرکتهای رهگیری پرواز گزارش دادهاند تعداد پروازهای بینالمللی به مقصد و مبدأ ایران در روزهای پس از اعلام تحریمها حدود ۵۰ درصد کاهش یافته است؛ کاهشی قابل توجه که از اثرگذاری محدودیتها حکایت دارد. اما پروازها بهطور کامل متوقف نشدهاند. در ماه اکتبر همچنان پروازهایی میان ایران و کشورهایی مانند چین، عراق و ترکیه برقرار بوده است. دادههای اخیر فرودگاه بینالمللی امام خمینی نیز ورود پروازهایی از اسلامآباد، استانبول، مسکو و شانگهای را نشان میدهد.
بنابراین، تحریمها توانستهاند فعالیت بینالمللی صنعت هوانوردی ایران را بهشدت محدود کنند، اما وعده تعطیلی کامل آن در موعد اعلامشده محقق نشده است.
جنگی که ممکن است سالها ادامه یابد
واشنگتن برای اجرای این فشارها تنها به اقدامات یکجانبه متکی نبوده است. مقامهای آمریکایی پیش از اعلام تحریمهای هوانوردی با نمایندگان دهها کشور دیدار کردند. مسئولان وزارت خزانهداری نیز برای هماهنگی اقدامات مربوط به بخشهای هوانوردی و بانکی به امارات متحده عربی، بریتانیا و عمان سفر کردند. با این حال، یکی از نگرانیهای متحدان آمریکا مدتزمان لازم برای نتیجهدادن این سیاست بوده است.
یک مقام ارشد دولت ترامپ که نخواست نامش فاش شود، به واشنگتنپست گفته است آمریکا خواهان دستیابی هرچه سریعتر به نتیجه است و هرچه مسیرهای ارتباط اقتصادی ایران زودتر بسته شوند، احتمال رسیدن به نتیجه افزایش خواهد یافت. اما کارشناسان و مقامهای سابق آمریکایی درباره سرعت اثرگذاری این سیاست تردید دارند.
متیو لویت، مقام سابق وزارت خزانهداری و پژوهشگر ارشد مؤسسه واشنگتن، معتقد است کارزارهای تحریمی از این نوع ممکن است ماهها یا سالها طول بکشند. او تأکید میکند اثربخشی چنین اقداماتی به میزان آمادگی دولت برای حفظ و اجرای مستمر آنها وابسته است.
این ارزیابی با وعدههای اولیه دولت ترامپ تفاوت مهمی دارد. در حالی که بسنت برای توقف فعالیت شرکتهای هواپیمایی و فروش نفت ایران ضربالاجلهای چندهفتهای تعیین کرده بود، کارشناسان از فرایندی سخن میگویند که ممکن است بسیار طولانیتر باشد.
تشدید فشار بر شبکه بانکی ایران
در بخش مالی، دولت آمریکا تلاش کرده دامنه فشارها را از نهادهای ایرانی به بانکها و مؤسسات خارجی مرتبط با آنها گسترش دهد. بسنت هنگام اعلام عملیات «طرد اقتصادی» خواستار تعطیلی تمامی شعب بانک ملی ایران شد و هشدار داد هر نهادی که به گفته واشنگتن در پولشویی به نفع ایران نقش داشته باشد، از نظام دلاری آمریکا کنار گذاشته خواهد شد.
وزارت خزانهداری آمریکا ماه گذشته مدیر یکی از شعب بانک ملی در امارات را تحریم کرد. چند روز بعد، امارات متحده عربی تمامی شعب این بانک در خاک خود را از پردازش تراکنشهای ورودی و خروجی مرتبط با ایران منع کرد.
فشارها به همینجا محدود نمانده است. وزارت خزانهداری آمریکا روز دوشنبه با صدور هشداری اعلام کرد مؤسسات مالی خارجی ممکن است از این پس بدون اطلاع قبلی مشمول تحریمهای ثانویه شوند. در میان دیگر مؤسسات هدفگرفتهشده، شعبه اماراتی یک بانک مصری و بانک VTB، دومین مؤسسه مالی بزرگ روسیه، قرار دارند.
کاری استاینباور، مقام سابق وزارت خزانهداری آمریکا و مشاور کنونی شرکتها در زمینه رعایت تحریمها، میگوید علاقه و توجه به رعایت مقررات تحریمی در سراسر جهان افزایش یافته است. او بخشی از این تغییر را ناشی از پیامهای کاخ سفید میداند؛ پیامهایی که بر ادامه و تشدید فشار اقتصادی علیه ایران تأکید دارند. به گفته استاینباور، نشانهای نمیبیند که دولت آمریکا قصد عقبنشینی از این سیاست یا کاهش توجه به آن را داشته باشد.
محاصره نفتی؛ ضربه سنگین بدون توقف کامل فروش
مهمترین بخش جنگ اقتصادی جدید آمریکا علیه ایران، محاصره بنادر و محدودکردن صادرات نفت است. ایالات متحده در ژوئیه، پس از فروپاشی توافق موقت پایان جنگ، محاصره ایران را دوباره برقرار کرد. از آن زمان، این عملیات صادرات نفت ایران را به سطوح بسیار پایین رسانده و کشور را از میلیاردها دلار درآمد ماهانه محروم کرده است.
با این حال، واشنگتنپست تأکید میکند که کاهش شدید صادرات به معنای توقف کامل فروش نفت نیست. ایران در دوره توافق موقت صلح، از میانه ژوئن تا میانه ژوئیه، بیش از ۶۰ میلیون بشکه نفت از بنادر خود خارج کرده بود. این محمولهها به ایران امکان دادهاند حتی پس از برقراری دوباره محاصره، بخشی از نفت صادراتی قبلی را به فروش برساند.
بر اساس برآورد برخی تحلیلگران نفتی، در ماه گذشته حدود ۳۰ میلیون بشکه از این نفت هنوز به فروش نرسیده بود و ایران روزانه نزدیک به ۵۰۰ هزار بشکه از ذخایر موجود را میفروخت. گزارش روز پنجشنبه رویترز نیز نشان میدهد حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت ایران همچنان روی شناورهای خارج از محدوده محاصره باقی مانده است. در نتیجه، اگرچه محاصره توانسته جریان صادرات جدید از بنادر ایران را بهشدت محدود کند، ذخایر نفتی خارجشده در دوره آتشبس همچنان امکان کسب درآمد را فراهم کردهاند.
علاوه بر این، دادههای شرکت اطلاعاتی کپلر نشان میدهد ایران روزانه حدود ۲۵۰ هزار بشکه نفت را از مسیر زمینی از کشور خارج میکند. این آمار یکی دیگر از محدودیتهای عملی محاصره دریایی را آشکار میکند. مسدودکردن بنادر لزوماً به معنای قطع تمامی مسیرهای خروج نفت نیست.
چرا دولت آمریکا همچنان به موفقیت امیدوار است؟
با وجود محققنشدن برخی ضربالاجلها، دولت ترامپ معتقد است گذشت زمان به نفع واشنگتن خواهد بود. یک مقام ارشد دولت آمریکا به واشنگتنپست گفته است شرایط زمانی تغییر کرده و ایران دیگر مانند دورههای پیشین تحریم نمیتواند با اتکا به درآمدهای نفتی، فشار اقتصادی را تحمل کند. از نگاه این مقام، محاصره نفتی امکان استفاده از درآمدهای صادراتی برای جبران آثار تحریمها را محدود کرده و در نتیجه، اثربخشی فشار اقتصادی را افزایش داده است.
این استدلال بر تفاوت مهم کارزار جدید با تحریمهای پیشین تکیه دارد. واشنگتن اکنون تنها به محدودکردن مبادلات مالی و تجاری بسنده نکرده، بلکه تلاش کرده با محاصره بنادر، جریان اصلی درآمدهای نفتی ایران را نیز کاهش دهد.
با این حال، گزارش واشنگتنپست نشان میدهد میان افزایش فشار اقتصادی و دستیابی به نتیجه سیاسی فاصله وجود دارد. اقتصاد ایران آسیب دیده و درآمدهای نفتی کاهش یافتهاند، اما این تحولات تاکنون به تغییر مواضع اعلامشده تهران در مذاکرات منجر نشدهاند.
آیا تحریمها میتوانند اقتصاد ایران را از پا درآورند؟
ریچارد نفیو، مذاکرهکننده سابق آمریکا با ایران در دولت جو بایدن، معتقد است دورهای متعدد درگیری ایران با اسرائیل و آمریکا پیش از آغاز کارزار جدید نیز ارتباطات اقتصادی ایران را محدود کرده بودند. از نگاه او، یکی از دلایلی که اکنون واشنگتن میتواند اقدامات سختگیرانهتری اجرا کند، این است که بسیاری از ارتباطات اقتصادی ایران از قبل تضعیف شدهاند.
نفیو اقدامات جدید علیه نهادهای مالی و تجاری مرتبط با ایران را مهم ارزیابی میکند، اما درباره توان آنها برای واردکردن ضربه نهایی به اقتصاد ایران تردید دارد. او در پاسخ به این پرسش که آیا اقدامات انجامشده تاکنون میتوانند ضربهای تعیینکننده به اقتصاد ایران وارد کنند، میگوید احتمالاً چنین نیست. تحریمهای جدید ممکن است هزینه فعالیت اقتصادی را افزایش دهند، مسیرهای مبادلاتی را محدود کنند و منابع درآمدی دولت را کاهش دهند؛ اما از دید نفیو، نمیتوان اقدامات انجامشده را معادل ازکارافتادن کامل اقتصاد ایران دانست.
فرسایش اقتصادی به جای پیروزی سریع
گزارش واشنگتنپست تصویری از جنگ اقتصادی ارائه میکند که در آن هر دو طرف با محدودیتهایی روبهرو هستند. از یک طرف، دولت آمریکا توانسته با محاصره بنادر، تحریم خطوط هوایی و فشار بر مؤسسات مالی خارجی، محدودیتهای قابل توجهی بر اقتصاد ایران تحمیل کند. صادرات نفت بهشدت کاهش یافته، درآمدهای ماهانه میلیاردها دلار افت کرده، پروازهای بینالمللی تقریباً نصف شده و برخی مسیرهای بانکی مسدود شدهاند.
از طرف دیگر، هیچیک از این تحولات تاکنون به تحقق کامل اهداف اعلامشده در ضربالاجلهای اولیه منجر نشده است. شرکتهای هواپیمایی ایران همچنان پروازهای خارجی انجام میدهند، نفت ذخیرهشده در خارج از محدوده محاصره فروخته میشود، انتقال زمینی نفت ادامه دارد و مذاکرات نیز متوقف مانده است.
در چنین شرایطی، واشنگتن به جای اعلام موفقیت سریع، با ضرورت تداوم فشار در دورهای طولانیتر مواجه شده است. این تغییر، پرسش اصلی درباره کارزار جدید را نیز دگرگون میکند. دیگر مسئله صرفاً این نیست که آمریکا تا چه اندازه میتواند صادرات نفت، فعالیت بانکها یا ارتباطات هوایی ایران را محدود کند. مسئله مهمتر این است که آیا ادامه این فشارها میتواند تصمیم سیاسی تهران را تغییر دهد.
دولت ترامپ معتقد است کاهش منابع درآمدی ایران سرانجام قدرت مقاومت اقتصادی کشور را محدود خواهد کرد. اما کارشناسانی که واشنگتنپست با آنها گفتوگو کرده، هشدار میدهند چنین کارزاری ممکن است ماهها یا سالها ادامه پیدا کند و حتی اقدامات مهم اقتصادی نیز الزاماً به نتیجه تعیینکننده منجر نشوند.
به این ترتیب، فاصله میان وعدههای اولیه بسنت و نتایج فعلی، نشانهای از دشواری تبدیل فشار اقتصادی به دستاورد سیاسی است؛ دشواریای که اکنون دولت آمریکا را در برابر چشمانداز یک جنگ اقتصادی طولانیتر با ایران قرار داده است.
اخبار برگزیدهاقتصاد کلانلینک کوتاه :