جنگ ایران و آمریکا در بنبست دو محاسبه | ترامپ منتظر تسلیم ایران، تهران منتظر عقبنشینی آمریکا

هفت ماه حملات نظامی، محاصره دریایی و تشدید تحریمها نتوانسته ایران را به پذیرش خواستههای واشنگتن وادار کند. دولت ترامپ معتقد است فشار اقتصادی سرانجام جمهوری اسلامی را به عقبنشینی وادار خواهد کرد، اما نشریه فارنافرز تصویری کاملاً متفاوت ارائه میدهد. بر اساس این تحلیل، تهران نهتنها خود را شکستخورده نمیداند، بلکه معتقد است میتواند با ادامه مقاومت، افزایش هزینه حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس و ایجاد اختلال در بازار جهانی انرژی، واشنگتن را به پذیرش خواستههای خود مجبور کند.
جهان صنعت نیوز – دولت دونالد ترامپ پس از ماهها حملات نظامی و مذاکرات بینتیجه، اکنون امیدوار است با استفاده از محاصره دریایی و تحریمهای جدید، ایران را به عقبنشینی وادار کند. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در اول سپتامبر اعلام کرد هدف واشنگتن «خفهکردن اقتصادی» حکومت ایران است. اما به نوشته فارنافرز، محاسبات تهران با این تصور تفاوت اساسی دارد. مقامهای ایرانی معتقدند توانستهاند از شدیدترین حملات آمریکا و اسرائیل جان سالم به در ببرند و با پاسخهای نظامی خود هزینه قابل توجهی به طرف مقابل تحمیل کنند.
همین تفاوت در برداشت دو طرف از نتیجه جنگ، یکی از عوامل اصلی تداوم منازعه است. واشنگتن تصور میکند ایران در آستانه تسلیم قرار دارد، در حالی که تهران معتقد است میتواند با ادامه فشار نظامی و اقتصادی، آمریکا را به تغییر سیاستهایش وادار کند. در این تحلیل، راهبرد ایران بر سه هدف استوار است. خروج نیروهای آمریکایی از خلیج فارس، لغو تمامی تحریمها و پذیرش جایگاه ایران بهعنوان یک قدرت بزرگ. این اهداف با وجود آسیبهای گسترده اقتصادی و نظامی، از نگاه مقامهای ایرانی دستیافتنی تلقی میشوند.
چرا فشار نظامی نتیجه مورد انتظار آمریکا را نداشت؟
فارنافرز مینویسد حملات آمریکا و اسرائیل خسارتهای سنگینی به صنایع و زیرساختهای ایران وارد کردهاند. بیکاری افزایش یافته، جمعیت بیشتری به فقر کشیده شده و تحریمها و محاصره دریایی نیز به تشدید تورم منجر شدهاند. اما میان موفقیتهای تاکتیکی و دستیابی به اهداف راهبردی تفاوت وجود دارد.
واشنگتن امیدوار بود بمباران گسترده و تضعیف اقتصاد ایران، حکومت را به تسلیم وادار کند. همچنین انتظار داشت ترور رهبر جمهوری اسلامی زمینه شکلگیری اعتراضات گسترده ضدحکومتی را فراهم کند. اما هیچیک از این اهداف محقق نشده است. در مقابل، حملات خارجی باعث افزایش احساسات ملیگرایانه شده و گروههایی از جامعه را که پیشتر منتقد حکومت بودند، به حمایت از کشور در برابر حملات خارجی سوق داده است.
جنگ چگونه معادلات اجتماعی را تغییر داد؟
یکی از محورهای مهم تحلیل فارنافرز، تغییر نگرش بخشی از جامعه ایران نسبت به آمریکا است. افزایش احساسات ملیگرایانه به معنای تأیید عملکرد جمهوری اسلامی نیست. بسیاری از ایرانیان همچنان از وضعیت سیاسی و اقتصادی کشور ناراضیاند، اما خشم ناشی از حملات خارجی بر مخالفت آنها با حکومت سایه انداخته است. تهدیدهای ترامپ علیه ایران و بمباران شهرها باعث شده بخشهایی از جامعه که پیشتر به بهبود روابط با آمریکا امیدوار بودند، اکنون نسبت به اهداف واشنگتن بدبین شوند. نشریه فارن افرز این ارزیابی را بر گفتوگوهای طولانیمدتی استوار کردهاند که از ژوئن ۲۰۲۵ با ایرانیان دارای گرایشهای سیاسی مختلف آغاز کرده و تا زمان انتشار مقاله ادامه دادهاند.
یکی از مصاحبهشوندگان، مردی ۴۵ساله به نام علی است که سالها به دلیل فعالیتهای اجتماعی و سیاسی زندانی بوده است. او میگوید پیشتر به وعدههای آمریکا امیدوار بوده، اما جنگ و اظهارات مقامهای آمریکایی باعث شده به این نتیجه برسد که واشنگتن خواهان تسلیم کامل ایران است. مهسا، نویسنده و هنرمندی در دهه سوم زندگی، نیز با وجود انتقاد از حکومت تأکید میکند که هیچ کشور خارجی حق ندارد رهبران ایران را ترور کند یا شهروندان آن را هدف بمباران قرار دهد.
با این حال، مقاله تأکید دارد که نارضایتی داخلی از میان نرفته است؛ بلکه در شرایط جنگی، مخالفت با حملات خارجی به عاملی مهم در شکلگیری رفتار سیاسی جامعه تبدیل شده است.
اقتصاد مقاوم در برابر تحریم؛ ادعای تهران تا کجا معتبر است؟
فارنافرز معتقد است یکی از خطاهای محاسباتی واشنگتن، انتظار فروپاشی سریع اقتصاد ایران تحت فشار تحریمها است. ایران طی ۱۵ سال گذشته ساختار اقتصادی خود را با هدف مقاومت در برابر فشارهای آمریکا تغییر داده است.گسترش ارتباطات تجاری با کشورهای همسایه و افزایش خودکفایی در تأمین مواد غذایی از جمله این اقدامات است. بر اساس این ارزیابی، با وجود افزایش شدید قیمتها و فشار اقتصادی بر خانوارها، شهرها و مناطق مختلف ایران تاکنون با کمبود گسترده کالاها و خدمات ضروری مواجه نشدهاند.
یکی از مصاحبهشوندگان، مهندسی به نام حمیدرضا که میان تهران و اصفهان رفتوآمد میکند، میگوید قیمتها افزایش یافتهاند، اما کمبود فراگیر کالا مشاهده نمیشود. نشریه فارن افرز از این مشاهدات نتیجه میگیرند که فشار اقتصادی لزوماً به معنای فروپاشی سریع ظرفیت اداره کشور نیست. البته تصریح میکند که مردم ایران نسبت به آینده نگراناند و خواهان بازگشت آرامش و کاهش فشارهای اقتصادی هستند. در نتیجه، تابآوری اقتصادی به معنای رضایت عمومی از وضعیت موجود نیست، بلکه به توانایی ادامه فعالیت اقتصاد و حکومت در شرایط فشار شدید اشاره دارد.
اختلاف در حکومت؛ توافق بر سر تسلیمنشدن
فارنافرز به اختلاف دیدگاه میان جریانهای سیاسی ایران نیز میپردازد. رهبر جدید جمهوری اسلامی، تعدادی از چهرههای نزدیک و مورد اعتماد خود را در مسئولیتهای کلیدی منصوب کرده است. این افراد عمدتاً دارای گرایشهای سختگیرانه و ارتباط نزدیک با سپاه پاسداران هستند. محسن رضایی، مشاور امنیت ملی، و حسین طائب، فرمانده نیروهای شبهنظامی داخلی، از جمله چهرههایی معرفی شدهاند که معتقدند جلوگیری از حملات آینده مستلزم پاسخ قاطع و تهاجمی به اقدامات آمریکا است. این جریان به امکان دستیابی به توافق دیپلماتیک با واشنگتن بدبین است. استدلال آنها این است که آمریکا دو بار در جریان مذاکرات به ایران حمله کرده و سپس از تفاهمنامهای که در ژوئن امضا شده بود، عقبنشینی کرده است. در مقابل، چهرههایی مانند مسعود پزشکیان، محمدباقر قالیباف، حسن روحانی و محمدجواد ظریف همچنان بر ضرورت پیگیری راهحل دیپلماتیک تأکید دارند.
اما فاصله این دو جریان درباره شروط اصلی توافق چندان زیاد نیست. به گفته یکی از تحلیلگران آشنا با این چهرهها، هیچیک از آنها خواهان تسلیم ایران نیستند.
شرط تهران برای بازگشت به مذاکرات
بر اساس روایت فارنافرز، جریانهای مختلف سیاسی ایران خواهان اجرای تفاهمنامهای هستند که به گفته تهران در ژوئن با آمریکا امضا شده است. از نگاه ایران، این تفاهمنامه واشنگتن را به آزادسازی تمامی داراییهای مسدودشده، لغو تحریمها، خودداری از حملات مجدد و پرداخت غرامت متعهد میکرد. در مقابل، تعهد ایران به برقراری آتشبس و ازسرگیری تجارت از مسیر تنگه هرمز محدود میشد؛ ضمن آنکه تهران همچنان امکان دریافت عوارض عبور از این گذرگاه را برای خود محفوظ میدانست. از پایان تابستان، محسن رضایی و محمدباقر قالیباف اعلام کردهاند آغاز دیپلماسی باید با بازگشت آمریکا به همین تفاهمنامه همراه باشد.
در این چارچوب، اختلاف اصلی میان جریانهای سیاسی ایران بیشتر درباره روش دستیابی به توافق است تا پذیرش شروط واشنگتن. از نگاه مقامهای ایرانی، ترامپ هنوز برای مذاکرات واقعی آماده نیست و تنها زمانی به توافق بازخواهد گشت که هزینه ادامه جنگ را بپذیرد.
راهبرد نظامی ایران؛ افزایش هزینه حضور آمریکا
فارنافرز معتقد است راهبرد نظامی تهران بر تحمیل هزینههای فزاینده به آمریکا استوار شده است. بر اساس این تحلیل، مقامهای ایرانی به این نتیجه رسیدهاند که رفتار محتاطانه و قابل پیشبینی، مانع افزایش فشارهای واشنگتن نخواهد شد. از این رو، در صورت آغاز دوباره جنگ، احتمال دارد ایران دامنه حملات خود را به مناطق گستردهتری از خاورمیانه گسترش دهد. هدف اصلی این راهبرد وادارکردن آمریکا به خروج نیروهایش از خلیج فارس و پذیرش جایگاه برتر ایران در منطقه است. حملات ایران به پایگاهها و تأسیسات نظامی آمریکا در اردن، سوریه و کشورهای حاشیه خلیج فارس نیز در همین چارچوب انجام شدهاند. این حملات به برخی داراییهای نظامی آمریکا خسارت وارد کرده و واشنگتن را ناچار ساخته بخشی از عملیات و تجهیزات خود را به اسرائیل و اردن منتقل کند و برای پشتیبانی لجستیکی بیشتر به پایگاهی در اقیانوس هند متکی شود.
تهدید حملات ایران باعث خروج بمبافکنهای B-۱ آمریکا از یکی از پایگاههای این کشور در بریتانیا شده است. با این حال، خروج کامل نیروهای آمریکایی از خلیج فارس همچنان بعید به نظر میرسد.
تنگه هرمز؛ ابزار فشار بر اقتصاد جهانی
در کنار فشار نظامی، تهران تلاش میکند از اختلال در بازار انرژی برای تغییر محاسبات واشنگتن استفاده کند. ایران با حمله به تأسیسات انرژی و شناورهای حامل نفت و گاز، افزایش قیمت نفت، گاز، گازوئیل، سوخت هواپیما و سایر فرآوردههای نفتی را دنبال میکند. ایران تلاش دارد کنترل خود بر تنگه هرمز را تثبیت کند و از این گذرگاه بهعنوان ابزاری برای افزایش هزینه اقتصادی جنگ استفاده کند. آمریکا نیز برای مقابله با این راهبرد عملیات گستردهای انجام داده و اخیراً توانسته عبور نفتکشها از تنگه را تسهیل کند. با این حال اجرای این عملیات به منابع دریایی بسیار زیادی نیاز دارد و واشنگتن نمیتواند برای همیشه چنین سطحی از حضور نظامی را حفظ کند.
ایران امیدوار است افزایش هزینه حفاظت از مسیرهای انرژی، در کنار فشار قیمتها بر اقتصاد جهانی، آمریکا را به پذیرش توافق اقتصادی وادار کند.
گسترش فشار از خلیج فارس تا دریای سرخ
نقش متحدان منطقهای ایران نیز در این راهبرد مورد توجه قرار گرفته است. بر اساس گزارش فارنافرز، نیروهای عراقی مورد حمایت ایران به خط لوله مهم انتقال نفت عربستان سعودی به تأسیسات دریای سرخ حمله کردهاند؛ اقدامی که میتواند عرضه جهانی نفت را برای چند ماه کاهش دهد.
حوثیهای یمن نیز حملات خود به تأسیسات نفتی عربستان را ادامه دادهاند. حوثیها با گسترش مناطق تحت کنترل خود به تنگه بابالمندب رسیدهاند و میتوانند مسیر دریای سرخ را تهدید کنند؛ مسیری که حدود ۱۲ درصد تجارت جهانی از آن عبور میکند.
این تحولات نشان میدهد شبکه متحدان منطقهای ایران، با وجود آسیبهای واردشده در لبنان و سوریه، همچنان توانایی ایجاد فشار نظامی و اقتصادی در نقاط مختلف منطقه را دارد. در این چارچوب، هدف تهران افزایش هزینه جنگ برای آمریکا و متحدانش است؛ بهگونهای که ادامه فشار بر ایران برای طرف مقابل نیز پرهزینهتر شود.
آیا ایران میتواند دستاورد نظامی را به پیروزی سیاسی تبدیل کند؟
فارنافرز در جمعبندی خود تأکید میکند که ایران با چالشهای بسیار بزرگی مواجه است. اقتصاد کشور آسیب دیده، زیرساختها خسارت دیدهاند و فشار بر زندگی مردم همچنان ادامه دارد. مهمتر آنکه تهران هنوز نتوانسته دستاوردهایی را که از جنگ برای خود قائل است، به منافع پایدار اقتصادی و سیاسی در دوران صلح تبدیل کند. با این حال، مقامهای ایرانی خود را در موقعیت شکست نمیبینند.
از نگاه آنها، تهران تصور میکند عملکرد نظامیاش جایگاه بینالمللی کشور را تقویت کرده و دیگر بازیگران را به پذیرش قدرت منطقهای ایران واداشته است. فارن افرز به استقبال از هیئت ایرانی در نشستهای سپتامبر سازمان همکاری شانگهای و گروه بریکس اشاره میکند که مقامهای ایرانی آن را نشانهای از افزایش احترام بینالمللی به کشور تلقی کردهاند. به گفته یکی از تحلیلگران ارشد نزدیک به سیاستگذاران ایرانی، حکومت معتقد است مردم حاضرند برای دستیابی به پیروزی، فشار اقتصادی و دشواریهای ناشی از جنگ را تحمل کنند. از این منظر، راهبرد تهران نه عقبنشینی فوری، بلکه ادامه مقاومت و افزایش هزینههای طرف مقابل است.با این همه، تفاوت مهمی میان تصور پیروزی و تحقق آن وجود دارد. ایران هنوز نتوانسته نتایج جنگ را به دستاوردهای ماندگار دوران صلح تبدیل کند.
تحلیل فارنافرز بر این نتیجه استوار است که دو طرف برداشتهای کاملاً متفاوتی از وضعیت کنونی دارند. واشنگتن تصور میکند با ادامه محاصره و تحریمها، ایران سرانجام تسلیم خواهد شد؛ در مقابل، تهران معتقد است میتواند با تحمل فشار اقتصادی و گسترش هزینههای نظامی و انرژی، آمریکا را به تغییر سیاستهایش وادار کند. همین تضاد در محاسبات، چشمانداز پایان سریع منازعه را پیچیده کرده است. تا زمانی که هر طرف تصور کند گذشت زمان به سود اوست، انگیزه عقبنشینی کاهش مییابد و خطر تداوم درگیری باقی خواهد ماند.
اخبار برگزیدهسیاسیلینک کوتاه :