دو ساعت تئاتر، چهار ماه قسط! | فرهنگ از هزینه مردم حذف شد

کار به جایی رسیده که برای تماشای یک نمایش دوساعته باید چهار ماه قسط پرداخت کرد! قسطیشدن بلیت تئاتر و کنسرت شاید در ظاهر راهکاری برای افزایش قدرت خرید مخاطبان باشد، اما در واقع نشانهای از بحرانی عمیقتر است. تفریح و فرهنگ بهتدریج از دسترس بخش بزرگی از خانوارهای ایرانی خارج میشود. مهدی صفیآبادی، نویسنده و کارگردان، در گفتوگو با «جهانصنعت» قسطیشدن بلیت کنسرت و تئاتر را «فاجعه» توصیف میکند. به اعتقاد او، وقتی مردم حتی برای چند ساعت تفریح فرهنگی ناچار به خرید اعتباری شوند، ممکن است بهجای استقبال از فروش اقساطی، بهکلی از تماشای نمایش و کنسرت صرفنظر کنند.
نادر نینوایی- جهان صنعت نیوز : قسطیشدن بلیت تئاتر و کنسرت، زنگ خطر حذف فرهنگ از سبد خرید خانوار ایرانی است؛ وقتی مردم برای تماشای یک نمایش یا شنیدن موسیقیزنده باید چند ماه قسط بدهند، دیگر نمیتوان گرانی بلیت را مسالهای صرفا اقتصادی دانست. اینجا پای حق دسترسی به فرهنگ در میان است؛ حقی که زیر فشار تورم و افزایش هزینههای زندگی، آرامآرام به امتیازی برای طبقات برخوردار تبدیل میشود. در همین رابطه، یکی از فعالان حوزه فرهنگ و هنر در گفتوگو با «جهانصنعت»، با هشدار درباره پیامدهای این وضعیت، قسطی شدن بلیت کنسرت و نمایش را «فاجعه» میداند و معتقد است این روند به مخاطبگریزی و در نهایت، بیکاری بخشی از فعالان هنری منجر میشود.
مساله فقط این نیست که مخاطب توان پرداخت یکجای بلیت را ندارد؛ مساله این است که چرا باید برای تجربهای فرهنگی که قرار است بخشی از کیفیت زندگی باشد، به خرید اعتباری و پرداخت قسطی متوسل شود. وقتی هزینه مسکن، خوراک، درمان و آموزش هر روز سهم بیشتری از درآمد خانوار را میبلعد، نخستین قربانیان این فشار، هزینههای فرهنگی و هنری هستند. فروش قسطی شاید موقتا امکان حضور در سالنهای کنسرت و تئاتر را حفظ کند اما نمیتواند جای خالی قدرت خرید ازدسترفته را پر کند. خطر بزرگتر آن است که هنر زنده به کالایی لوکس تبدیل شود و همانطور که امروز شاهد آن هستیم، حتی بخش بزرگی از مخاطبان با درآمدمتوسط نیز از سالنها حذف شوند.
البته گرانی بلیت را نمیتوان جدا از افزایش هزینههای تولید و اجرا بررسی کرد. افزایش هزینههای تولید کنسرت و نمایش، به گرانی بلیت، کاهش مخاطب و دشوارترشدن ادامه فعالیت گروههای هنری انجامیده است. آنچه مسلم است، تداوم این وضعیت از یکسو مردم را از امکان حضور در رویدادهای هنری محروم میکند و از سوی دیگر، اشتغال فعالان این حوزه فرهنگ و هنر را با تهدید مواجه میسازد.
فاجعه قسطیشدن تئاتر و کنسرت
مهدی صفیآبادی، نویسنده، کارگردان و فعال فرهنگی و هنری به «جهانصنعت» گفت: واقعا به نظرم قسطی شدن بلیت کنسرت و تئاتر فاجعه است. بلیت تئاتر و کنسرت که بهسختی در سبد فرهنگی خانوادهها جا داشت، حالا به کالایی لوکس تبدیل شده که برای خریدنش باید قسط پرداخت کرد. این وضعیت ذهنیتی در جامعه ایجاد میکند که نتیجهاش میتواند فاجعهبار باشد و به مخاطبگریزی دامن بزند. کار به جایی میرسد که افراد عطای تماشای نمایش و کنسرت را به لقایش ببخشند؛ وقتی توان پرداخت نقدی بلیت را ندارند، تمایلی هم به خرید قسطی آن نشان نخواهند داد. در چنین شرایطی، تماشای نمایشی که شاید دوساعت طول بکشد، به تعهدی مالی تبدیل میشود که مخاطب باید هزینهاش را طی چهار ماه بپردازد.
وی افزود: متاسفانه مخاطبانی را که تماشای تئاتر یا کنسرت موسیقی سهم کوچکی از سبد فرهنگیشان را به خود اختصاص میداده، به سمت گزینههای جایگزین سوق میدهیم. وقتی خانوادهها برای تامین سبدفرهنگی خود ناچار به خرید قسطی شوند و این شیوه خرید در جامعه رواج پیدا کند و بهتدریج پذیرفته شود، نتیجه میتواند برخلاف انتظار باشد یعنی نهتنها بر شمار مخاطبان تئاتر یا موسیقی افزوده نمیشود بلکه با افت مخاطب نیز مواجه میشویم. در چنین شرایطی، مردم به سمت حوزههای دیگر برای پرکردن اوقات فراغت خود میروند و به مرور تماشای تئاتر و کنسرت از سبد خرید خانوارهای ایرانی حذف میشود.
کاهش مخاطبان کنسرت و تئاتر در پی افزایش سرسامآور قیمت بلیت
این فعال فرهنگی و هنری با اشاره به تجربه برگزاری کنسرت و نمایش اظهار کرد: پیش از آغاز هر پروژه، با یک تیم اقتصادی مشورت میکنیم تا امکان برگزاری آن را بسنجیم. برای مثال، بررسی میکنیم که یک گروه هنری در شهری مشخص تا چه اندازه مورد استقبال قرار گرفته است. سپس با درنظرگرفتن میزان استقبال از آن گروه، هزینه بلیت پیشنهادی و دستمزدی را که گروه مطالبه میکند با میزان فروش احتمالی مقایسه میکنیم تا مشخص شود اجرای برنامه از نظر اقتصادی توجیه دارد یا خیر. او ادامه داد: بررسیهای اخیر نشان میدهد هزینههای بالایی که بسیاری از گروهها برای اجرا مطالبه میکنند بر میزان استقبال مخاطبان تاثیر گذاشته است. برای نمونه، برخی کنسرتهایی که پیشتر با حدود ۵۰درصد ظرفیت برگزار میشدند، اکنون تنها ۳۰ تا ۳۲درصد ظرفیت سالن را پر میکنند. این فعال فرهنگی و هنری با تاکید بر اینکه این ارقام حاصل بررسیهای میدانی است، گفت: با همکاری یک تیم تحلیل، وضعیت گروهها را بررسی کردهایم و تعداد اجراهای آنها را در بازههای زمانی مختلف، از جمله در دو سال گذشته، با شرایط کنونی مقایسه کردهایم و آمار به دستآمده همان است که عرض کردم.
او افزود: البته شرایط بحرانی و جنگ نیز بهطور طبیعی از تعداد اجراها کاسته است اما براساس بررسیهای ما، یکی از عوامل اصلی کاهش استقبال مخاطبان، قیمت سرسامآور بلیتها است.
عوامل افزایش قیمت بلیتها
صفیآبادی درباره عوامل افزایش قیمت بلیت تئاتر و کنسرت گفت: باید تورم حاکم بر جامعه را در نظر گرفت. بازیگر تئاتر هم مانند کارمند و کارگر، مایحتاج روزانه خود را با قیمتهای جدید میخرد بنابراین، تورم بر انتظارات درآمدی شاغلان این حوزه نیز تاثیر میگذارد.
او در توضیح این موضوع افزود: تهیهکننده میگوید اگر تا دیروز میتوانستم با بلیت ۲۰۰هزارتومانی، هزینههای زندگی خودم و ۱۰نفر از اعضای گروهم را تامین کنم، امروز دیگر با همان مبلغ نمیتوانم اثری تولید کنم، آن را به اجرا ببرم و سه ماه، ۱۰نفر را بهصورت تماموقت به کار بگیرم و دستمزدشان را بپردازم. در چنین شرایطی، ناچارم قیمتها را متناسب با تورم افزایش دهم.
این فعال فرهنگی و هنری با اشاره به تلاش بخشی از جامعه تئاتر برای جلوگیری از افزایش قیمت بلیتها اظهار کرد: واقعیت این است که اگر بخواهیم قیمت بلیت تئاتر را با تورم همسانسازی کنیم، بخشی از فعالان این حوزه برای پایین نگه داشتن قیمتها از درآمد خود میگذرند و هزینه آن را شخصا تحمل میکنند. با این حال، برخی گروهها این روند را کنار میگذارند و بهجای همراهی با این تلاش جمعی، درآمدزایی بیشتر را در اولویت قرار میدهند. در نتیجه، میان کسانی که برای تئاتر ازخودگذشتگی میکنند و کسانی که صرفا با هدف کسب درآمد وارد این حوزه شدهاند، دوگانگی به وجود میآید. در این میان، گروههایی که برای حفظ امکان تماشای تئاتر با قیمت مناسب از درآمد خود میگذرند، با این پرسش روبهرو میشوند که تا چه زمانی باید این هزینه را بهتنهایی تحمل کنند.
صفیآبادی تامین منابع مالی کافی را برای تولید آثار باکیفیت ضروری دانست و گفت: تولید یک اثر باکیفیت به امکاناتی مانند نور و صدای مناسب، شرایط کاری مطلوب برای بازیگران، دستمزد منصفانه برای نویسنده و امکانات دیگر نیاز دارد. تامین این نیازها برای گروه اجرایی ضروری است اما متاسفانه قیمت بلیتها متناسب با افزایش هزینههای تولید تعدیل نشده است. بلیت تئاتر ناگزیر باید گرانتر شود اما نه تا جایی که تماشاگر برای خرید آن مجبور به پرداخت قسطی شود.
هزینههای اجرایی و دستمزدها؛ حلقههای زنجیره گرانی
این نویسنده و کارگردان با اشاره به عوامل موثر در افزایش قیمت بلیت تئاتر و کنسرت افزود: متاسفانه در هر حوزهای از واژه «مافیا» استفاده میکنیم در حالی که افزایش قیمتها را باید با بررسی عوامل موثر بر هزینهها توضیح داد.
او با اشاره به سه گروه اثرگذار بر هزینه برگزاری اجراها گفت: نخست، افرادی که خدمات اجرایی ارائه میکنند، حاضر نیستند از دستمزد خود کم کنند. دوم، سالنهای میزبان اجرا شرایط و هزینههای مشخصی برای برگزاری برنامهها دارند. سوم، افرادی که تجهیزات نور، صدا و امکانات دیگر را تامین میکنند نیز به دلیل افزایش شدید قیمت وسایل و تجهیزات، امکان کاهش دستمزد خود را ندارند. در نتیجه هزینههای هر سهبخش روی هم جمع میشود و قیمت نهایی اجرا را افزایش میدهد.
کارگروه هنرمندان؛ راهکار ساماندهی بازار آشفته
صفیآبادی درباره راهکار کاهش هزینهها و حفظ امکان حضور مخاطبان با درآمد متوسط در رویدادهای فرهنگی گفت: بخشی از راهحل به حمایت نهادهای دولتی و سازمانها برمیگردد. برای مثال یک شرکت فولادی را در نظر بگیرید که بخشی از بودجه رفاهی کارکنانش را به فعالیتهای فرهنگی اختصاص میدهد؛ برای آنها کنسرت برگزار میکند یا امکان تماشای یک نمایش را فراهم میآورد. به این ترتیب، کارکنان میتوانند در طول ماه از برنامههای فرهنگی و هنری استفاده کنند. او ادامه داد: این نوع برنامهها نیز اکنون کاهش یافتهاند. شرایط بحرانی و جنگ، توان مالی بسیاری از شرکتها را محدود کرده است؛ در نتیجه، برخی از آنها حتی برای پرداخت دستمزدها با مشکل مواجهند، چه برسد به اینکه بتوانند بودجه اختصاصیافته به فعالیتهای فرهنگی کارکنان خود را حفظ کنند.
این فعال فرهنگی و هنری با تاکید بر ضرورت ساماندهی بازار اجراها اظهار کرد: به نظر من، تنها راه پیشرو تشکیل یک کارگروه متشکل از خود هنرمندان است، نه یک نهاد دولتی؛ کارگروهی که بتواند برای این بازار آشفته راهحلی پیدا کند. هرچه تئاتر و کنسرت بیشتر به کالاهایی لوکس تبدیل شوند که مردم برای خرید بلیت آنها ناچار به پرداخت قسطی باشند، احتمال حذف این برنامهها از سبد فرهنگی خانوادهها بیشتر میشود. پیامد این وضعیت نیز تنها به کاهش مخاطبان محدود نمیماند و میتواند به بیکاری بخشی از فعالان این حوزه منجر شود.
صفیآبادی در پایان با اشاره به رقابت فعالیتهای فرهنگی با دیگر گزینههای هزینهکرد و سرمایهگذاری گفت: «مردم برای حفظ ارزش دارایی یا کسب سود، سرمایه خود را به سمت بازارهایی مانند طلا میبرند. در حوزه مصرف فرهنگی نیز اگر تئاتر و کنسرت به کالاهایی گران و دور از دسترس تبدیل شوند، مردم بهتدریج گزینههای دیگری را جایگزین آنها میکنند و این برنامهها از سبد فرهنگی و تفریحی خانوادهها کنار میروند.»
درنهایت، قسطیشدن بلیت تئاتر و کنسرت را باید فراتر از یک شیوه تازه فروش، نشانهای از دشوارتر شدن دسترسی به فرهنگ دانست. وقتی افزایش هزینههای تولید و اجرا از توان پرداخت مخاطبان پیشی میگیرد، نه فروش اقساطی بهتنهایی میتواند مشکل را حل کند و نه افزایش قیمتها بدون توجه به قدرت خرید مردم ادامهپذیر خواهد بود. حاصل این چرخه، کوچکتر شدن سبد فرهنگی خانوادهها، خالیماندن بخشی از ظرفیت سالنها و به خطر افتادن معیشت کسانی است که در این حوزه کار میکنند. در چنین شرایطی، ساماندهی هزینههای اجرا و یافتن راههایی برای حمایت از مخاطبان، ضرورتی برای جلوگیری از فاصلهگرفتن بیشتر مردم از فرهنگ و هنر است و لازم است که از سوی متولیان فرهنگی کشور جدی گرفته شود.
اجتماعی و فرهنگیاخبار برگزیدهلینک کوتاه :