کارشناس مسائل بینالملل: روبیو میخواهد جنگ علیه ایران را به جنگ تمدنها تبدیل کند

کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به سخنرانی اخیر وزیر خارجه آمریکا در آتن و طرح روایت تاریخی جنگهای ایران و یونان، گفت: روبیو با پیوند دادن جنگ اخیر علیه ایران به جنگهای تاریخی ایران و یونان، درصدد ایجاد مشروعیت و مبنای فکری برای این جنگ و فراهم کردن یک ادبیات روایی برای همراه کردن اروپا با سیاستهای آمریکا است.
جهان صنعت نیوز، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، روز چهارشنبه ۱۵ مهرماه در سخنرانی خود در آتن و در نزدیکی آکروپولیس، با اشاره به جنگهای ایران و یونان در دوران باستان، بهویژه لشکرکشی خشایارشا به یونان، روایتی از تقابل تاریخی ایران و یونان ارائه کرد و این رویارویی را در چارچوب شکلگیری هویت و تمدن غرب مورد توجه قرار داد.
او با یادآوری این رخدادهای تاریخی و برجسته کردن میراث یونان باستان، تلاش کرد میان تجربه تاریخی یونان و هویت تمدنی غرب پیوند برقرار کند؛ روایتی که در آن، ایران باستان در جایگاه طرف مقابل تمدن یونانی قرار میگیرد.
وزیر امور خارجه آمریکا همچنین با طرح اظهاراتی درباره تمدن ایران و مقایسه آن با ارزشها و میراث تمدنی غرب، به موضوع تقابل ایران و غرب از منظر تاریخی و فرهنگی پرداخت.
این بخش از سخنان روبیو، با توجه به ارجاع به جنگهای باستانی و بازنمایی ایران بهعنوان طرف مقابل یونان، این پرسش را مطرح میکند که آیا واشنگتن درصدد است با بازخوانی گزینشی تاریخ، تقابلهای گذشته را به مناسبات کنونی تعمیم دهد و از این طریق، زمینهای تاریخی و تمدنی برای سیاستهای امروز خود در قبال ایران ایجاد کند؟
«حمیدرضا غلامزاده» کارشناس مسائل آمریکا در گفتوگو با ایسنا، در پاسخ به این پرسش که هدف وزیر خارجه آمریکا از این نوع سخنرانی در آتن چیست، آیا تأکید او بر جنگهای ایران و یونان در دوران باستان، اهداف سیاسی و راهبردی خاصی را دنبال میکند؟ اظهار کرد: مبانی فلسفی و سیاسی آمریکا و غرب تا حد زیادی بر میراث تمدنی و فکری یونان و روم باستان استوار است. البته آمریکاییها بیشتر بر روم باستان تمرکز داشتهاند، اما یونان نیز بهعنوان یکی از ریشههای اندیشه فلسفی و سیاسی غرب اهمیت زیادی دارد.
وی با اشاره به نقش ادبیات کلاسیک در نظام آموزشی غرب افزود: برای نمونه، برخی اندیشمندان غربی معتقد بودند انسان متمدن کسی است که ادبیات کلاسیک، بهویژه آثار اندیشمندان یونان باستان، را خوانده باشد و کسی که با این آثار آشنا نیست، تمدن را درک نکرده است. چنین دیدگاههایی در شکلگیری مبانی نظام آموزشی آمریکا نیز تأثیر داشته است.
این کارشناس مسائل بینالملل با بیان اینکه روبیو در سخنرانی خود در آتن به همین ریشههای فکری و تمدنی اشاره کرده است، گفت: اظهارات او علیه ایران و تمدن ایرانی به دوره جنگهای تاریخی ایران و یونان بازمیگردد. در واقع، او تلاش میکند جنگ کنونی آمریکا علیه ایران را به جنگهای آن دوره پیوند بزند و از طریق یادآوری آن وقایع تاریخی و طرح اظهاراتی درباره تاریخ ایران، برای جنگ اخیر مشروعیت و مبنای فکری ایجاد کند.
روبیو از رویکرد ایرانهراسانه رژیم صهیونیستی، تأثیر گرفته است
غلامزاده در پاسخ به این پرسش که آیا شاهد تغییر رویکرد آمریکا از اسلامهراسی و جمهوری اسلامیهراسی به ایرانهراسی هستیم و سخنان روبیو چه نسبتی با ایجاد تقابل تمدنی میان ایران و غرب دارد، اظهار کرد: میتوان گفت: رویکرد آمریکا در قبال ایران به شدت تحت تاثیر مواضع رژیم صهیونسیتی است.
وی با اشاره به انتشار مقالهای در روزنامه جروزالم پست درباره ایران با نگاه ایران هراسی گفت: در این رویکرد، موضوع صرفاً جمهوری اسلامی یا تغییر نظام سیاسی ایران نیست، بلکه خود ایران و ظرفیتهای آن هدف قرار گرفته است. بر اساس این دیدگاه، با هر نظام سیاسی در ایران، این جغرافیا و کلیت ایران همچنان میتواند در مسیر تبدیل شدن به یک قدرت منطقهای حرکت کند و این مسئله از نگاه رژیم صهیونیستی تهدیدی برای منافع آن به شمار میرود.
این کارشناس مسائل بینالملل ادامه داد: در چارچوب چنین نگرشی، ایران باید تجزیه و به چند بخش تقسیم شود تا دیگر یک کشور بزرگ و منسجم باقی نماند؛ چراکه از نگاه جریانهای صهیونیستی، وجود یک ایران قدرتمند و یکپارچه با منافع آنها در تضاد است و میتواند بر تواناییشان برای تضمین رشد و قدرت خود در آینده تأثیر بگذارد.
غلامزاده با بیان اینکه میتوان تأثیر این رویکرد را در اظهارات روبیو نیز مشاهده کرد، گفت: این اظهارات از رویکرد رژیم صهیونیستی الهام گرفته است؛ رویکردی که خود ایران و ظرفیتهای تمدنی و قدرت منطقهای آن را هدف قرار میدهد.
تلاش آمریکا برای پیوند دادن جنگ با تقابل تمدنی
وی در پاسخ به این پرسش که چرا روبیو روایت تاریخی جنگهای ایران و یونان را با ضرورت تقویت قدرت نظامی غرب پیوند زده و آیا این رویکرد در راستای توجیه سیاست قدرتمحور دولت ترامپ است، اظهار کرد: این اقدام علاوه بر تلاش برای توجیه جنگ علیه ایران، با هدف ایجاد اشتراک نظر میان آمریکا و اروپا نیز انجام میشود.
این کارشناس مسائل بینالملل توضیح داد: هنگامی که آمریکا تلاش میکند حمله به ایران را با ارجاع به پیوندهای تاریخی و تمدنی توجیه کند، در واقع برای کشورهای اروپایی نیز مستمسک و ادبیات روایی ایجاد میکند تا آنها را به پیوستن به این جنگ ترغیب کند یا مشارکت احتمالیشان را توجیهپذیر سازد. به این ترتیب، تلاش میشود جنگ علیه ایران نه صرفاً یک اقدام نظامی، بلکه جنگ تمدن غرب در برابر تمدن ایرانی ـ اسلامی معرفی شود؛ در حالی که به اعتقاد من، آنچه برای این جریانها موضوعیت دارد، اساساً تمدن ایران است و آنها با وجود یک تمدن ایرانی قدرتمند کنار نمیآیند و میخواهند آن را از میان بردارند.
اروپا بازیگر مستقلی در برابر آمریکا نیست
غلامزاده در پاسخ به این پرسش که روایت تقابل تاریخی ایران و غرب چه پیامدهایی برای روابط ایران و اروپا دارد و ایران چگونه میتواند با این نوع ایرانهراسی در عرصه دیپلماسی عمومی مقابله کند؟ اظهار کرد: اروپا در سالهای اخیر نشان داده است که بازیگر مستقلی نیست و تا حد زیادی زیر سلطه آمریکا قرار دارد.
وی با اشاره به خروج آمریکا از برجام در دوره نخست ریاستجمهوری دونالد ترامپ و تلاش اروپا برای راهاندازی سازوکار اینستکس گفت: اروپاییها پس از خروج آمریکا از برجام اعلام کردند که اینستکس را راهاندازی میکنند، اما با وجود تبلیغات و هیاهوی فراوان، اقدام مؤثری انجام ندادند؛ چراکه آمریکا اجازه نداد و آنها نیز از واشنگتن تبعیت کردند.
این کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به گفتوگوی خود با جک استراو، وزیر خارجه پیشین انگلیس، درباره تفاوت سرنوشت توافق سعدآباد و برجام، اظهار کرد: به خاطر دارم در گفتوگویی از استراو پرسیدم که چرا توافق اولیه هستهای که با توافق بعدی از نظر ماهوی، امتیازات و مبادلات فنی تفاوت چندانی نداشت، اما توافق نخست به نتیجه نرسید و توافق بعدی امضا و اجرا شد. او در پاسخ گفت که در آن زمان آمریکا اجازه اجرای توافق را نداده بود و به همین دلیل توافق با شکست مواجه شد.
غلامزاده ادامه داد: در موضوع اینستکس نیز چند سال بعد همین اتفاق تکرار شد و اروپاییها اقدام مؤثری انجام ندادند. در موضوع اوکراین و مسائل دیگر نیز میتوان مشاهده کرد که کشورهای اروپایی از هویت و استقلال خود فاصله گرفتهاند؛ موضوعی که خود اروپاییها نیز در مقاطع مختلف به آن اذعان کردهاند.
وی با اشاره به مباحث مطرحشده در کنفرانس امنیتی مونیخ در سال ۲۰۲۰ گفت: در آن مقطع، موضوع تضعیف هویت غربی اروپا و فاصله گرفتن این قاره از ارزشهای سنتی غرب مطرح بود. آنگلا مرکل، صدراعظم وقت آلمان، و امانوئل مکرون، رئیسجمهور فرانسه، نیز درباره جایگاه اروپا و کاهش نقش آن در نمایندگی ارزشهای غربی بحثهایی داشتند. در همان دوره، همزمان با تشدید رقابت اقتصادی و فناورانه آمریکا و چین، این بحث در اروپا مطرح بود که این قاره نهتنها در ساختار سیاسی ضعیف شده، بلکه در حوزه فناوری نیز جایگاه رقابتی خود را از دست داده است.
این کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به فشار دولت ترامپ در آن مقطع بر کشورهای اروپایی برای خودداری از خرید تجهیزات نسل پنجم ارتباطات از چین گفت: در آن مقطع، اروپاییها با یک دوگانه مواجه بودند؛ از یک سو، تجهیزات چینی ارزانتر بود، اما نگرانیهای امنیتی درباره آن وجود داشت و از سوی دیگر، تجهیزات آمریکایی گرانتر بود و در مورد امنیت آن نیز نگران بودند اماچون همچنان خود را زیر چتر امنیتی آمریکا تعریف میکردند نگرانیهای امنیتیشان کمتر بود.و این وضعیت به شکلگیری بحثهای گستردهای درباره استقلال راهبردی اروپا منجر شد.
غلامزاده تأکید کرد: بنابراین، اروپا را نمیتوان بازیگری مستقل و قدرتمند در برابر آمریکا در نظر گرفت. البته این به معنای کنار گذاشتن اروپا از محاسبات دیپلماتیک ایران نیست، بلکه باید با شناخت دقیق از موقعیت واقعی آن، روابط و تعاملات را تنظیم کرد. ایران نباید بیش از اندازه به اروپا وزن بدهد یا آن را بازیگری مستقل و تعیینکننده تصور کند، بلکه باید با در نظر گرفتن وابستگی آن به آمریکا، برای تعامل با کشورهای اروپایی برنامهریزی کند.
تنگه هرمز؛ نمونهای از امکان تفکیک مواضع اروپا و آمریکا
این کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به امکان تعریف منافع مشترک با کشورهای اروپایی گفت: در برخی موضوعات میتوان شرایطی ایجاد کرد که کشورهای اروپایی ناچار شوند برخلاف خواست آمریکا عمل کنند. تنگه هرمز نمونهای از این وضعیت است.
وی افزود: اروپاییها در جریان جنگ اخیر آمریکا و ایران، با وجود مشارکت فعال آمریکا در تحولات نظامی، حاضر نشدند به عملیات نظامی آمریکا برای باز کردن تنگه هرمز بپیوندند. به اعتقاد من، آنها به این جمعبندی رسیده بودند که ایران شکست نخورده و از نظر نظامی نیز شکست نخواهد خورد؛ بنابراین، ایران از میان نخواهد رفت و کشورهای اروپایی در آینده همچنان برای عبور از تنگه هرمز به آن نیاز خواهند داشت.
غلامزاده ادامه داد: اروپاییها میدانستند که اگر ایران به آنها اجازه عبور از تنگه هرمز را ندهد، با مشکلات جدی مواجه خواهند شد؛ ازاینرو، حاضر نشدند با ورود نظامی، چنین ریسکی را بپذیرند. این مسئله نشان میدهد که در برخی شرایط میتوان میان مواضع اروپا و آمریکا تفکیک قائل شد و از اختلاف منافع آنها برای پیشبرد اهداف دیپلماتیک استفاده کرد.
وی با اشاره به مفهوم «دیپلماسی اجبار» یا «دیپلماسی فشار» در ادبیات روابط بینالملل اظهار کرد: با استفاده از این رویکرد میتوان از کشورهای اروپایی امتیاز گرفت و در عین حال، زمینه همکاری با آنها را فراهم کرد. شرایط کنونی جهان بهگونهای است که اروپا از یک سو میان آمریکا و روسیه و از سوی دیگر میان آمریکا و ایران با محدودیتها و چالشهایی مواجه است، در داخل اروپا نیز اختلافات، رقابتها و نگرانیهایی درباره توزیع قدرت میان کشورهای این قاره وجود دارد.
ضرورت شناخت مبانی تاریخی غرب در دیپلماسی عمومی
غلامزاده با تأکید بر ضرورت شناخت دقیق تحولات اروپا و مبانی فکری و تاریخی غرب گفت: با شناخت درست از شرایط اروپا و توجه به مبانی تاریخی و تمدنی مورد استناد کشورهای غربی، میتوان رویکرد مؤثرتری در تعامل با آنها اتخاذ کرد و از ابزارهای دیپلماسی اقتدار و فشار برای پیشبرد منافع ملی بهره برد.
وی خاطرنشان کرد: از این ظرفیت میتوان در دو حوزه استفاده کرد؛ نخست، تولید محتوا در عرصه دیپلماسی عمومی و تأثیرگذاری بر افکار عمومی و دوم، تعامل هدفمند با دولتهای اروپایی و بهرهگیری از اختلاف منافع آنها با آمریکا برای ایجاد زمینه همکاری و کاهش همراهیشان با سیاستهای واشنگتن.
منبع: ایسنا
سیاسیلینک کوتاه :