ممنوعیت معاملات آنلاین طلا برای بانکها، حقوق مشتریان را از بین نمیبرد

یک کارشناس حقوق بانکی با تأکید بر ضرورت نظارت سازمانیافته بر معاملات برخط طلا گفت: ممنوعیت فعالیت مؤسسات اعتباری در خریدوفروش آنلاین طلا، بهتنهایی برای مهار مخاطرات این بازار کافی نیست و باید در کنار آن، وضعیت دارایی مشتریان، تعهدات پیشین سکوها و سازوکارهای مقابله با پولشویی نیز بهصورت شفاف تعیین تکلیف شود.
جهان صنعت نیوز، علی نظافتیان با اشاره به بخشنامه اخیر بانک مرکزی درباره ممنوعیت ارائه خدمات خریدوفروش برخط طلا توسط مؤسسات اعتباری اظهار کرد: بازار طلا همواره یکی از پناهگاههای مردم برای حفظ ارزش پساندازهایشان بوده است، اما ورود فناوری به این بازار، در کنار تسهیل معاملات، پرسشهای تازهای درباره اعتبار قراردادها، امنیت داراییها و مسئولیت عرضهکنندگان ایجاد کرده است.
وی افزود: امروز مردم میتوانند با چند لمس ساده روی صفحه تلفن همراه خود طلا بخرند یا بفروشند، بیآنکه لزوماً با طلای واقعی روبهرو شوند یا از چگونگی نگهداری و پشتوانه دارایی ثبتشده در حسابشان اطلاع دقیقی داشته باشند. فاصله میان آنچه در سامانه نمایش داده میشود و آنچه در عالم واقع وجود دارد، نقطه آغاز بسیاری از دغدغههای حقوقی و نظارتی این بازار است.
این کارشناس حقوق بانکی ادامه داد: بانک مرکزی اخیراً با صدور بخشنامهای، ارائه خدمات خریدوفروش برخط طلا توسط مؤسسات اعتباری، اعم از مباشرت یا مشارکت، را ممنوع و توقف این خدمات را مطالبه کرده است. نگرانی از تضعیف سیاستهای کنترلی و نظارتی، تبدیل سریع وجوه ریالی به دارایی حافظ ارزش و فراهمشدن زمینه لایهگذاری و پنهانسازی منشأ وجوه، از جمله ملاحظات مطرحشده در این تصمیم است.
نظافتیان با بیان اینکه اهمیت موضوع به خروج بانکها از این فعالیت محدود نمیشود، گفت: سه پرسش اساسی در این زمینه مطرح است؛ نخست اینکه معاملات برخط طلا از منظر فقه و حقوق چه شرایطی دارند، دوم اینکه این بازار چگونه ممکن است در خدمت پولشویی قرار گیرد و سوم اینکه دارایی مردمی که پیشتر به این بازار اعتماد کردهاند، چه سرنوشتی خواهد داشت.
معاملات برخط طلا از منظر فقه و حقوق
وی با تأکید بر اینکه الکترونیکیبودن یک معامله نه دلیل بطلان آن است و نه بهتنهایی صحت آن را تضمین میکند، اظهار کرد: معیار اصلی، ماهیت واقعی قرارداد و رعایت شرایط شرعی و قانونی آن است. در خریدوفروش طلا باید روشن باشد موضوع معامله چیست، فروشنده یا مؤجر طلا چه مالکیتی بر آن دارد، مقدار و عیار طلا چگونه احراز میشود، ثمن و مثمن چه وضعیتی دارند و انتقال مالکیت و قبض، با رعایت ضوابط خاص معاملات طلا، چگونه تحقق مییابد.
این کارشناس حقوق بانکی افزود: نمایش یک عدد در حساب کاربری، بهخودیخود اثبات نمیکند که مشتری مالک طلای معین یا سهمی معتبر و قابل احراز از موجودی واقعی است. ممکن است پشتوانه این عدد، طلای موجود و قابل تحویل باشد؛ ممکن است صرفاً تعهدی برای تحویل در آینده وجود داشته باشد؛ و حتی ممکن است میان موجودی واقعی و تعهدات ثبتشده به نام مشتریان، فاصلهای معنادار شکل گرفته باشد.
نظافتیان ادامه داد: این وضعیتها از نظر حقوقی و فقهی یکسان نیستند و نمیتوان همه آنها را زیر عنوان واحد «خرید طلا» قرار داد. بنابراین، نمیتوان همه معاملات برخط طلا را صرفاً به دلیل مجازیبودن بستر آنها نامعتبر دانست؛ همانگونه که درج عنوان «خرید طلا» در یک سامانه نیز برای احراز صحت معامله کافی نیست.
وی با اشاره به دستورالعمل اجرایی خریدوفروش طلا و نقره بهصورت برخط، مصوب هیئت وزیران در ۲۷ مهر ۱۴۰۴، گفت: این دستورالعمل برای ساماندهی بازار، چارچوب مشخصی پیشبینی کرده است. بر اساس ماده یک، «سامانه ناظر» وظیفه پایش معاملات و تطبیق تعهدات سکوها با موجودی طلا و نقره تحویلی به خزانه را بر عهده دارد و ماده هفت نیز خزانه را موظف به تأیید اصالت و مقدار فلزات تحویلی میکند.
وی افزود: همچنین، به موجب مواد ۱۰ و ۱۱ این دستورالعمل، فروش باید به موجودی متعلق به سکوی معاملاتی نزد خزانه متکی باشد و پیش از دریافت وجه از مشتری، اطلاعات معامله برای بررسی شرایط لازم به سامانه ناظر ارسال شود.
این کارشناس حقوق بانکی تصریح کرد: این الزامات از نظر حقوقی و مبانی فقهی اهمیت فراوانی دارند؛ زیرا میکوشند فاصله میان موجودی نمایشدادهشده در سامانه و دارایی واقعی پشتوانه آن را به حداقل برسانند. بااینحال، وجود مقررات بهتنهایی کافی نیست و اعتبار هر معامله همچنان به ماهیت قرارداد، احراز مالکیت، رعایت الزامات شرعی و قانونی و امکان واقعی اجرای تعهدات بستگی دارد.
اجاره طلا؛ عنوان قرارداد یا ماهیت واقعی آن؟
نظافتیان یکی دیگر از موضوعات نیازمند بررسی دقیقتر را اجاره طلا برای ساخت زیورآلات دانست و گفت: در این زمینه بای د میان اجاره واقعی عین طلا، قرض طلا و توافق بر تأمین مواد اولیه و ساخت مصنوعات تمایز قائل شد.
وی افزود: اجاره در مفهوم حقوقی و فقهی، ناظر بر واگذاری منفعت مال است، نه تملک یا مصرف خود آن. بنابراین، اگر طلای مورد اجاره در فرایند ساخت ذوب شود، تغییر شکل دهد یا با مواد دیگر ترکیب شود، باید بررسی کرد که آیا قرارداد واقعاً واجد شرایط اجاره است یا ماهیت حقوقی دیگری دارد؛ زیرا نامگذاری یک رابطه اقتصادی بهعنوان اجاره، بهتنهایی ماهیت آن را تغییر نمیدهد.
این کارشناس حقوق بانکی ادامه داد: اگر هدف، تأمین طلای موردنیاز کارگاه در قالب قرض، سفارش ساخت یا قراردادی مرکب از تأمین مواد اولیه و پرداخت اجرت ساخت باشد، آثار و الزامات هر یک باید جداگانه بررسی شود. حدود اختیار سازنده، مسئولیت استرداد، تضمین وزن و عیار و شیوه جبران کسری یا تلف نیز باید در قرارداد روشن باشد.
وی با بیان اینکه این موضوع صرفاً بحثی نظری نیست، اظهار کرد: گسترش بازار دیجیتال طلا فرصتی برای بازنگری در قراردادهای تأمین مالی و تولید مصنوعات طلا فراهم آورده است؛ فرصتی که باید از آن برای انطباق عنوان و ساختار قرارداد با واقعیت اقتصادی و الزامات شرعی بهره گرفت.
معاملات برخط طلا چگونه ممکن است به پولشویی منجر شوند؟
نظافتیان با اشاره به مخاطرات پولشویی در بازار طلا گفت: طلا داراییای با قابلیت حفظ ارزش، انتقال و تبدیل مجدد به پول است. هنگامی که خریدوفروش آن در بسترهای دیجیتال و از طریق تراکنشهای متعدد انجام میشود، ردیابی مسیر وجوه و تشخیص رابطه میان پول اولیه و دارایی نهایی میتواند پیچیدهتر شود. از همین رو، مخاطرات پولشویی یکی از مهمترین ابعاد نظارتی این بازار است.
وی افزود: البته خرید طلا، انجام معاملات متعدد یا تبدیل پول به دارایی، بهخودیخود به معنای پولشویی نیست. مسئله زمانی جدی میشود که معامله برای پنهانکردن منشأ مجرمانه وجوه، مخفیساختن مالک واقعی دارایی یا گسستن پیوند میان منبع اولیه پول و دارایی نهایی به کار گرفته شود.
این کارشناس حقوق بانکی ادامه داد: عملیات مالی نامتناسب با سطح فعالیت مورد انتظار مشتری، استفاده از حسابهای اشخاص ثالث و معاملات فاقد توجیه اقتصادی روشن، بسته به اوضاعواحوال و سایر قرائن، میتوانند بررسی دقیقتر و گزارشدهی مقتضی را ضروری سازند.
نظافتیان با اشاره به برخی الگوهای معاملاتی پرخطر اظهار کرد: خردکردن مبالغ بزرگ به تراکنشهای متعدد، خریدوفروشهای پیاپی، استفاده از حسابهای واسطه و تبدیل وجوه به طلا و سپس فروش مجدد آن، از جمله الگوهایی هستند که در صورت همراهی با قرائن دیگر میتوانند ظن به عملیات مشکوک را تقویت کنند.
وی افزود: هرچه شناسایی مشتری، پایش رفتار معاملاتی و تطبیق گردش مالی با سطح فعالیت اقتصادی او ضعیفتر باشد، امکان کشف چنین الگوهایی نیز کاهش مییابد.
این کارشناس حقوق بانکی با بیان اینکه نگرانی بانک مرکزی درباره احتمال لایهگذاری و پنهانسازی منشأ وجوه قابل اعتناست، گفت: بااینحال، باید میان ضرورت کنترل مخاطرات و این ادعا که هر معامله برخط طلا ذاتاً مشکوک است، تفاوت گذاشت. سیاست مبارزه با پولشویی باید بر شناسایی رفتارهای پرخطر، ردیابی جریان وجوه و رسیدگی مبتنی بر قرائن استوار باشد، نه بر پیشداوری درباره همه فعالان بازار.
نظافتیان تصریح کرد: خروج بانکها از فعالیت مستقیم در بازار، بهتنهایی این مخاطرات را از میان نمیبرد. حتی اگر بانک در خریدوفروش طلا مشارکت نداشته باشد، وجوه مربوط به معاملات ممکن است همچنان از شبکه بانکی عبور کند. بنابراین، کنترل مؤثر به همکاری بانک مرکزی، شبکه بانکی کشور، مرکز اطلاعات مالی، مراجع صدور مجوز و نهادهای ناظر بر سکوهای معاملاتی نیاز دارد.
ضرورت شفافیت در خدمات بانکی و نظارت بر سکوها
وی با اشاره به سازوکارهای پیشبینیشده در دستورالعمل اجرایی خریدوفروش برخط طلا و نقره گفت: بر اساس ماده هشت، پرداخت مشتری به سکوی معاملاتی باید از طریق درگاه مورد تأیید بانک مرکزی انجام شود و استفاده از ابزارهای تسویه غیربانکی مانند رمزارز یا کیف پولهای بدون مجوز ممنوع است.
این کارشناس حقوق بانکی افزود: ماده ۱۲ نیز بر تطبیق شماره تلفن همراه و حساب بانکی با شناسه ملی مشتری و انجام پرداختها از حساب متعلق به خود او تأکید دارد. مواد ۱۳ و ۱۴ نیز بهترتیب، رهگیری و ثبت معاملات و اعلام پیشاپیش هزینهها و کارمزدها را مورد توجه قرار میدهند.
نظافتیان ادامه داد: این تدابیر میتوانند به افزایش قابلیت ردیابی معاملات کمک کنند، اما اثرگذاری آنها به اجرای دقیق، تبادل اطلاعات میان نهادهای مسئول و رسیدگی به موارد مشکوک وابسته است. ممنوعیت مشارکت مؤسسات اعتباری در معاملات نیز جایگزین این وظایف نظارتی نمیشود.
وی با تأکید بر ضرورت مشخصشدن مرز میان فعالیت معاملاتی ممنوع و خدمات بانکی مجاز اظهار کرد: ممنوعیت مشارکت در معام
له نباید به ابهام درباره هرگونه خدمت بانکی بینجامد؛ همانگونه که عنوان «خدمت بانکی» نیز نباید پوششی برای مشارکت غیرمجاز در فعالیت معاملاتی باشد. تعیین این مرز، هم برای اجرای صحیح تصمیم بانک مرکزی و هم برای جلوگیری از برداشتهای متعارض در شبکه بانکی ضروری است.
ممنوعیت فعالیت بانکها به معنای از بین رفتن حقوق مشتریان نیست
نظافتیان با بیان اینکه در میان دغدغههای موجود، سرنوشت دارایی مشتریان اهمیت ویژهای دارد، گفت: برای بسیاری از مردم، طلای خریداریشده از یک سکوی برخط صرفاً ابزاری برای معامله نیست، بلکه حاصل سالها پسانداز، پشتوانه خانواده یا ذخیرهای برای روزهای دشوار است. ازاینرو، هر تصمیم نظارتی درباره این بازار باید تکلیف حقوق این گروه را نیز روشن کند.
وی افزود: در این زمینه باید میان توقف ارائه خدمات جدید، ممنوعیت ادامه فعالیت معاملاتی و اجرای تعهدات پیشین تفکیک قائل شد. ممنوعیت فعالیت آتی، بهخودیخود به معنای زوال مالکیت مشتری یا سقوط تعهدات معتبر گذشته نیست؛ هرچند نحوه اجرای این تعهدات باید با توجه به مقررات حاکم، مفاد قراردادها و وضعیت واقعی داراییها تعیین شود.
این کارشناس حقوق بانکی با اشاره به ماده پنج دستورالعمل اجرایی گفت: این ماده تصریح میکند که معاملات سکوها با پذیرش ریسک از سوی طرفین انجام میشود و مشمول ضمانت دولت و نظام بانکی نیست. این حکم باید در جایگاه واقعی خود تفسیر شود؛ به این معنا که مشتری نمیتواند صرف انجام معامله در یک سکوی مجاز، دولت یا نظام بانکی را ضامن سود یا جبران هرگونه نوسان قیمت بداند.
نظافتیان ادامه داد: بااینحال، از این حکم نیز نمیتوان نتیجه گرفت که تعهدات قراردادی سکوها بیاثر است یا تخلف و نقض تعهد، مسئولیتی در پی ندارد. پذیرش ریسک سرمایهگذاری با پذیرش خطر فقدان دارایی یا نقض تعهدات یکسان نیست. مشتری ممکن است نوسان قیمت طلا را بپذیرد، اما این پذیرش لزوماً به معنای قبول خطر نبودن طلای خریداریشده یا ناتوانی عرضهکننده در ایفای تعهداتش نیست.
وی افزود: ماده پنج را باید در کنار سایر مواد دستورالعمل، بهویژه مقررات مربوط به نگهداری دارایی، ثبت معاملات و تحویل فیزیکی، خواند؛ نه بهعنوان مجوزی برای نادیدهگرفتن حقوق قانونی مشتریان.
این کارشناس حقوق بانکی با اشاره به الزامات مربوط به موجودی و تحویل طلا اظهار کرد: بر اساس مواد ۱۰ و ۱۱، سکوی معاملاتی باید پیش از فروش، طلا یا نقره را به خزانه تحویل دهد و فروش آن نیز به موجودی تأییدشده محدود است. ماده ۱۳ امکان رهگیری معامله و مشاهده اطلاعات ثبتشده را برای مشتری پیشبینی میکند.
وی افزود: ماده ۱۷ نیز سکوی معاملاتی را ملزم میسازد طلا یا نقره را ظرف یک هفته بهصورت فیزیکی تحویل دهد. همچنین، به موجب تبصره این ماده، مشتری میتواند با خزانه قرارداد نگهداری دارایی منعقد کند.
نظافتیان تصریح کرد: این الزامات، حقوق و تعهداتی مشخص ایجاد میکنند؛ اما برای اطمینان از حمایت عملی از مشتریان، باید روشن شود که موجودی واقعی هر سکو با تعهدات ثبتشده آن تطبیق دارد و امکان اجرای تعهدات در عمل فراهم است.
تعیین تکلیف شفاف دارایی مشتریان ضروری است
وی با تأکید بر ضرورت پیشبینی سازوکاری شفاف برای تعیین تکلیف دارایی مشتریان گفت: اجرای تصمیم بانک مرکزی باید با سازوکاری همراه باشد که میزان تعهدات و موجودی متناظر با آنها را روشن کند، مهلت و شیوه استرداد وجه یا تحویل طلا را مشخص سازد، سوابق معاملات را حفظ کند و مسیر رسیدگی به اختلافات را در اختیار مشتریان قرار دهد.
این کارشناس حقوق بانکی افزود: مردم نباید برای پاسخ به پرسشهای ابتدایی درباره دارایی خود، میان بانک، سکوی معاملاتی و نهادهای ناظر سرگردان بمانند.
نظافتیان ادامه داد: اگر طلای متناظر با تعهدات مشتریان موجود باشد، باید امکان تحویل آن یا اجرای تعهدات مطابق مقررات فراهم شود. اما اگر میان موجودی واقعی و تعهدات ثبتشده کسری وجود داشته باشد، موضوع از یک مشکل اجرایی فراتر میرود و احتمال نقض قرارداد، ورود زیان و ضرورت تعیین مسئولیت اشخاص ذیربط مطرح میشود. در چنین وضعی، حمایت از حقوق مشتریان و بررسی راهکارهای قانونی جبران خسارت باید در اولویت قرار گیرد.
وی با بیان اینکه مسئولیت همه بازیگران این بازار یکسان نیست، گفت: بانکی که صرفاً خدمت پرداخت ارائه کرده، لزوماً در موقعیتی مشابه بانکی نیست که در معامله مشارکت داشته یا تعهد مستقلی درباره دارایی پذیرفته است. مسئولیت هر شخص باید با توجه به نقش واقعی او، مفاد قرارداد، تعهدات قانونی و رابطه سببیت میان رفتار وی و زیان واردشده تعیین شود.
تجربه شرکتهای مضاربهای؛ هشداری برای بازارهای مالی نوپدید
این کارشناس حقوق بانکی با اشاره به تجربه شرکتهای مضاربهای در دهه ۱۳۶۰ اظهار کرد: کسانی که تحولات اقتصادی آن دوران را به یاد دارند، احتمالاً با شنیدن خبر گسترش فعالیتهای مالی نوپدید، تجربه شرکتهای مضاربهای را نیز به خاطر میآورند؛ تجربهای که نشان داد وعده سود و اعتماد عمومی، اگر از نظارت مؤثر و شناخت دقیق ماهیت فعالیت جدا شود، میتواند هزینههای سنگینی بر جامعه تحمیل کند.
وی افزود: البته نمیتوان معاملات برخط طلا را صرفاً به دلیل برخی شباهتهای ظاهری با شرکتهای مضاربهای یکسان دانست؛ زیرا ساختار قراردادها، ماهیت فعالیت و وضعیت داراییهای پشتوانه ممکن است تفاوتهای اساسی داشته باشند.
نظافتیان ادامه داد: بااینحال، تجربه تاریخی یک هشدار روشن در خود دارد؛ هرگاه سرعت گسترش یک فعالیت مالی از سرعت شکلگیری نظارت مؤثر پیشی بگیرد، این احتمال وجود دارد که هزینه خطا در نهایت بر دوش مردم قرار گیرد.
وی گفت: بازاری که با پسانداز خانوارها سروکار دارد، نمیتواند تنها بر ظاهر دیجیتال، تبلیغات یا اطمینانبخشی عرضهکنندگان استوار باشد. وجود دارایی واقعی، شفافیت قراردادها، قابلیت احراز مالکیت و توانایی ایفای تعهدات، عناصر بنیادی اعتماد عمومیاند. نظارت پیشگیرانه نیز نه مانعی در برابر نوآوری، بلکه شرط تداوم فعالیت سالم و حمایت از حقوق مردم است.
ممنوعیت بهتنهایی کافی نیست
نظافتیان با بیان اینکه تصمیم بانک مرکزی را میتوان اقدامی احتیاطی برای جلوگیری از گسترش مخاطرات در شبکه بانکی دانست، اظهار کرد: موفقیت این تصمیم به نحوه اجرا و تکمیل چارچوب نظارتی وابسته است. اگر سیاست جدید صرفاً به توقف خدمات بانکی محدود بماند، بیآنکه وضعیت دارایی مشتریان و استمرار کنترلهای مبارزه با پولشویی روشن شود، بخش مهمی از مسئله همچنان حلنشده باقی خواهد ماند.
وی افزود: در این مسیر، سه اقدام اهمیت اساسی دارد؛ تعیین دقیق مرز میان فعالیت معاملاتی ممنوع و خدمات بانکی مجاز، نظارت مستمر بر موجودی واقعی طلا و تطبیق آن با تعهدات سکوها و ایجاد سازوکاری شفاف و قابل پیگیری برای تعیین تکلیف دارایی مشتریان و رسیدگی به ادعاهای احتمالی آنان. بررسی فقهی قراردادهای رایج و تقویت پایش رفتارهای مالی مشکوک نیز باید مکمل این اقدامات باشد.
این کارشناس حقوق بانکی ادامه داد: بازار برخط طلا در نقطه تلاقی سه حوزه حساس قرار دارد؛ اعتبار فقهی و حقوقی قراردادها، سلامت جریانهای مالی و صیانت از حقوق مالکیت مردم. ورود بانکها به فعالیتهای معاملاتی پرریسک میتواند مخاطرات تازهای برای شبکه بانکی ایجاد کند و مقابله با سوءاستفاده از این بازار ضرورتی انکارناپذیر است؛ اما ممنوعیت فعالیت مؤسسات اعتباری نباید به ابهام در حقوق مشتریان یا نادیدهگرفتن تعهدات پیشین بینجامد.
نظافتیان با تأکید بر اینکه معیار موفقیت سیاست جدید صرفاً توقف یک خدمت نیست، گفت: توانایی نظام نظارتی در مهار مخاطرات، پیشگیری از پولشویی، صیانت از دارایی مردم و روشنکردن مسئولیت هر یک از بازیگران بازار، معیار اصلی ارزیابی این سیاست است.
وی افزود: اگر ممنوعیت با نظارت دقیق، اجرای منسجم مقررات و تعیین تکلیف شفاف تعهدات پیشین همراه شود، میتواند به حفظ سلامت شبکه بانکی و تقویت اعتماد عمومی کمک کند. در غیر این صورت، این خطر وجود دارد که مسئلهای از درون شبکه بانکی مهار شود، اما بخشی از پیامدهای آن در بیرون از این شبکه و در زندگی مردم باقی بماند.
همه معاملات برخط طلا باید تحت نظارت سازمانیافته باشند
این کارشناس حقوق بانکی در پایان گفت: معاملات برخط طلا، خواه مربوط به بازار سرمایه باشند و خواه مربوط به نظام بانکی، در هر حال باید همواره تحت نظارت سازمانیافته قرار داشته باشند تا پساندازها و سرمایههای مردم به یغما نروند.
نظافتیان تأکید کرد: در بازار طلا، مهار مخاطرات و حفظ حقوق مردم دو هدف جداگانه نیستند. نظارت زمانی موفق است که هم از سلامت نظام مالی پاسداری کند و هم نگذارد بهای بیضابطگی یا ضعف نظارت را پساندازکنندگان بیتقصیر بپردازند.
منبع: ایسنا
طلا و ارزلینک کوتاه :