کالابرگ برای چند روز زندگی کافی است؟ | کالابرگ ۵۰۰ هزار تومانی، پوشینه یکمیلیونی!

پس از ماهها وعده، دولت مبلغ کالابرگ را از یک میلیون به یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان افزایش داده است؛ افزایشی ۵۰۰ هزار تومانی که به گفته فعالان حقوق معلولان، حتی بخش کوچکی از هزینههای ضروری زندگی افراد دارای معلولیت را پوشش نمیدهد. افراد تحت پوشش بهزیستی و کمیته امداد زودتر مشمول افزایش کالابرگ شدهاند، اما مسئله اینجاست که بسیاری از این افراد علاوه بر هزینههای معمول زندگی، با مخارج سنگین درمان، توانبخشی و تجهیزات پزشکی مواجهاند.
پویا اصل باغ- جهان صنعت نیوز : سرانجام پس از مدتها جلسه و بررسی دولت به ایننتیجه رسید که مبلغ کالابرگ را از یکمیلیونتومان به یکمیلیونو۵۰۰هزارتومان افزایش دهد. در این میان افراد تحت پوشش بهزیستی و کمیته امداد زودتر از سایر مردم مشمول افزایش مبلغ کالابرگ شدند و سایر افراد نیز باید با پر کردن فرم خوداظهاری، شرایط دریافت این مبلغ را برای احراز به دولت اعلام کنند. در شرایطی که قیمتها نفسگیر شده و معیشت مردم بیش از هر زمان دیگری زیر فشار قرار گرفته مشخص نیست این ۵۰۰هزارتومان قرار است کدام هزینه را پوشش دهد. مساله اما برای افراد تحت پوشش بهزیستی و کمیته امداد جدیتر است چراکه بسیاری از افراد زیر نظر این سازمانها را معلولان، افراد کمتوان و دهکهای پایین جامعه تشکیل میدهند. معلولی را تصور کنید که در کنار هزینههای گزاف درمان و نداشتن شغل باید از پس هزینههای زندگی خود نیز بربیاید. چنین فردی چگونه قرار است با این ۵۰۰هزارتومان، امورات زندگی خود را بگذراند؟ خانم مهاجرانی، سخنگوی دولت میگوید که دولت کالابرگ را برای خرید پفک نمیدهد. پرسشی که میتوان از سخنگوی دولت مطرح کرد این است که با این ۵۰۰هزارتومان چه چیزی میتوان خرید؟ رقمی که معادل سه کیلو برنج در ماه است. آیا دولت خبر دارد که مردم بهویژه افراد کمتوان و دهکهای پایین جامعه چگونه باید با این هزینهها و حمایتهای خندهدار امورات خود را بگذرانند؟
عدم پوشش هزینههای ضروری
شهرام مبصر، فعال حقوق معلولان و فعال اجتماعی درباره افزایش ۵۰۰هزارتومانی کالابرگ افراد تحت پوشش سازمان بهزیستی و کمیته امداد به «جهانصنعت» گفت: واقعیت این است که افراد تحت پوشش این دو نهاد حمایتی، قاعدتا از بضاعت مالی کافی برخوردار نیستند و به همین دلیل ناچار شدند زیر پوشش این سازمانها قرار بگیرند. اگر بخواهیم درباره وضعیت افراد تحت پوشش بهزیستی صحبت کنیم باید توجه داشته باشیم که افراد دارای معلولیت، علاوه بر هزینههای جاری زندگی با مخارج سنگین دیگری نیز روبهرو هستند. هزینههای جاری زندگی شامل اجارهخانه، خوردوخوراک، پوشاک و مخارج روزمرهای است که هر فردی در زندگی شخصی خود دارد اما افراد دارای معلولیت، بهویژه افراد دارای معلولیت شدید و خیلی شدید، علاوه بر این هزینهها باید مخارج سنگین توانبخشی مانند کاردرمانی، فیزیوتراپی و گفتاردرمانی را نیز پرداخت کنند. هزینه این خدمات بسیار بالاست و نمیتوان آن را نادیده گرفت.
این فعال حقوق معلولان با اشاره به هزینه وسایل بهداشتی مورد نیاز برخی افراد دارای معلولیت افزود: بسیاری از این افراد به وسایلی مانند پوشینه بزرگسالان نیاز دارند و باید بهصورت روزانه از آنها استفاده کنند. برای مثال، قیمت یک بسته پوشینه بزرگسالان بسته به نوع و تعداد آن، میتواند بیش از یکمیلیونتومان هم باشد. اگر فردی روزانه چهار عدد پوشینه مصرف کند، یک بسته حدودا ۱۰عددی تنها برای دو روز و نیم کافی است. حالا تصور کنید این فرد باید در طول ماه چه هزینهای برای تامین همین نیاز ضروری بپردازد. اینها فقط بخشی از مخارج افراد دارای معلولیت است. هزینههای درمان، توانبخشی، خرید وسایل کمکتوانبخشی مانند ویلچر، عصا و پروتز نیز به این مخارج اضافه میشود بنابراین وقتی درباره حمایت معیشتی صحبت میکنیم باید تمام این هزینهها را در نظر بگیریم نه اینکه صرفا مبلغی را به کالابرگ اضافه کنیم و تصور کنیم مشکل حل شده است. اگر فردی دارای معلولیت به زخم بستر مبتلا شود هزینههای پانسمان و درمان او میتواند سرسامآور باشد. پانسمانهای نوین ازجمله پانسمانهای آلژینات نقره، هزینه بالایی دارند. پیشنهاد میکنم هزینه درمان این زخمها را حتی در بیمارستانهای دولتی بررسی کنید. فردی که دچار ضایعه نخاعی یا زخم دیابتی شده ممکن است برای درمان به مراجعات مکرر نیاز داشته باشد و هربار با هزینههای سنگینی روبهرو شود.
وی افزود: حالا تمام این هزینهها را کنار هم بگذارید و حساب کنید که فرد دارای معلولیت چقدر باید برای زندهماندن و گذران زندگی هزینه کند. بعد از آن بپرسید این ۵۰۰هزارتومان افزایش کالابرگ قرار است کدام بخش از مخارج او را پوشش دهد. واقعیت این است که این رقم حتی درحدی نیست که بخواهیم درباره کافی یا ناکافی بودن آن بحث کنیم. ما هنوز به مرحلهای نرسیدیم که بتوانیم آن را یک حمایت موثر بدانیم. به نظر من نیازهای واقعی این افراد اساسا نادیده گرفته میشود.
مسوولان در میان مردم زندگی میکنند؟
این فعال اجتماعی با انتقاد از تصمیمگیریهای اقتصادی اظهار کرد: واقعا نمیدانم مسوولان دولت و مشاوران اقتصادی آنها در چه فضایی زندگی میکنند. آیا به بازار میروند؟ آیا خودشان خرید روزانه انجام میدهند و قیمتها را میبینند؟ اگر خودشان خرید نمیکنند آیا از خانواده، دوستان و اطرافیانشان نمیپرسند که هزینههای زندگی چقدر شده است؟ آیا واقعا درمیان مردم زندگی میکنند و شرایط آنها را میبینند؟ اگر کسی حتی اندکی از اقتصاد سر دربیاورد و هزینههای واقعی زندگی را ببیند، باید از اعلام چنین ارقامی خجالت بکشد. من واقعا به این نتیجه رسیدم که شاید در دولت مشاور اقتصادی وجود ندارد که شرایط واقعی زندگی مردم را به مسوولان منتقل کند. انگار اعداد و ارقامی از دور به آنها ارائه میشود و مسوولان نیز همان اعداد را میپذیرند و تصور میکنند همهچیز درست است. من دیدم یکی از همکاران رسانهای شما با خانم مهاجرانی صحبت کرده بود و موضوع قیمت پفک مطرح شده بود. سخنگوی دولت هم بلافاصله واکنش نشان داده و گفته بود که این پول برای خرید پفک نیست. پرسش من این است که با این مبلغ دقیقا چه چیزی میتوان خرید؟ این پول قرار است کدام بخش از هزینههای زندگی را پوشش دهد؟
مبصر ادامه داد: مسوولان مدام درباره اینکه مردم چه چیزی بخورند و چه چیزی نخورند صحبت میکنند. یک زمانی کارشناسان میگفتند گوشت نخورید، بعد گفتند میوه نخورید اما اصلا مساله این نیست که مردم از چه چیزی صرفنظر کنند بلکه مساله این است که چرا مردم باید مدام از نیازهای اولیه خود دست بکشند؟ چقدر باید از خواستههای طبیعی زندگی صرفنظر کنند تا بتوانند با درآمدشان دوام بیاورند؟ برخی هزینهها دیگر مانند گوشت و میوه نیست که بتوانیم به مردم بگوییم مصرف نکنند. وسایل بهداشتی، پوشینه و تجهیزات مورد نیاز افراد دارای معلولیت با سلامت و جان آنها ارتباط مستقیم دارد. اگر فردی نتواند وسایل بهداشتی مورد نیازش را تهیه کند، ممکن است با عفونت و مشکلات جدی سلامت روبهرو شود. اگر زخم بستر درمان نشود، احتمال عفونت و گسترش آن وجود دارد و در شرایطی میتواند جان فرد را به خطر بیندازد. اینها هزینههایی نیستند که بتوان از آنها صرفنظر کرد.
وقتی پای سلامت و جان افراد در میان است، دیگر نمیتوان گفت مردم کمتر مصرف کنند یا نیازهایشان را کنار بگذارند. مسوولان بهزیستی و کمیته امداد باید توضیح دهند که بر چه اساسی چنین ارقامی را برای حمایت از افراد تحت پوشش در نظر میگیرند. آیا تمام هزینههای واقعی این افراد محاسبه میشود یا صرفا مبلغی تعیین میکنند و انتظار دارند مردم با همان رقم زندگی کنند؟
خوداظهاری، توهین به حق شهروندی مردم
این فعال حقوق معلولان در ادامه با انتقاد از ضرورت ثبتنام و خوداظهاری برخی خانوارها برای دریافت کالابرگ اظهار کرد: تا جایی که من اطلاع دارم، سایر مردم باید در سامانه ثبتنام کنند و با خوداظهاری شرایطشان را برای بررسی دولت اعلام کنند. به نظر من این شیوه برخورد با مردم، توهین به شعور آنها و حق شهروندیشان است. مردم در شرایطی زندگی میکنند که با مشکلات اقتصادی فراوانی روبهرو هستند اما برای دریافت حمایتی محدود باید دوباره شرایط خود را توضیح دهند و منتظر بمانند تا دولت تشخیص دهد که آیا مستحق دریافت آن هستند یا خیر. مساله اینجاست که مسوولان از زندگی واقعی مردم چقدر اطلاع دارند و با چه معیاری درباره وضعیت معیشتی آنها تصمیم میگیرند؟
مبصر با اشاره به وضعیت افرادی که دارایی محدودی دارند اما درآمد کافی ندارند توضیح داد: فرض کنید فردی یک خودروی پراید دارد و با همان خودرو در تاکسیهای اینترنتی کار میکند. ممکن است قیمت خودروی او بهدلیل شرایط بازار به چند صدمیلیونتومان رسیده باشد اما آیا این یعنی پول دارد و از نظر معیشتی بینیاز است؟ آن خودرو وسیله کار و درآمدزایی اوست. اگر آن را بفروشد بعد از آن چگونه باید زندگی کند و هزینههای درمان و رفتوآمدش را بپردازد؟ فرد دیگری را در نظر بگیرید که سالها کار کرده و با زحمت توانسته سرپناهی برای خودش فراهم کند اما حالا شغل و درآمدی ندارد. آیا صرف داشتن یک خانه کوچک به این معناست که او از پس هزینههای زندگی برمیآید؟ قرار است خانهاش را بفروشد و با پول آن زندگی کند؟ پس از تمام شدن آن پول چه اتفاقی میافتد؟
این فعال اجتماعی با اشاره به وضعیت کارگران فاقد بیمه گفت: من افراد زیادی را میشناسم که کارگر روزمزد بودهاند، بیمه نداشتهاند و بعد از سقوط از داربست یا ارتفاع، دچار آسیب و ازکارافتادگی شدهاند. این افراد نه بیمهای دارند که از آن استفاده کنند و نه درآمدی که بتوانند با آن زندگیشان را اداره کنند. بسیاری از آنها مستاجرند، شغل و درآمد ثابتی ندارند و در عین حال باید هزینه زندگی همسر و فرزندانشان را تامین کنند. برخی فرزند دانشآموز یا دانشجو دارند و با مشکلات جدی معیشتی روبهرو هستند. ما افرادی را میشناسیم که سالها کار کردهاند اما بهدلیل نداشتن بیمه و ازکارافتادگی، امروز هیچ پشتوانهای ندارند. در چنین شرایطی، صرف داشتن یک خودرو یا خانه کوچک نمیتواند معیار درستی برای سنجش وضعیت معیشتی افراد باشد. اگر دولت قرار است با خوداظهاری وضعیت مردم را بررسی کند باید شرایط واقعی زندگی آنها را ببیند نه اینکه صرفا به داراییهایشان نگاه کند.
بسیاری از افراد دارای مدارک تحصیلی بالا هم امروز با خودروی شخصی در تاکسیهای اینترنتی کار میکنند. ممکن است خودروی آنها در اثر افزایش قیمتها ارزش اسمی بالایی پیدا کرده باشد اما این به معنای توانایی مالی آنها نیست. همین خودرو هزینه تعمیر، تعویض روغن و نگهداری دارد و صاحب آن ممکن است حتی از پس مخارج خودرو هم بهسختی بربیاید. آیا قرار است اگر فردی در فرم خوداظهاری اعلام کرد خودرو یا خانه دارد از دریافت حمایت محروم شود؟ به نظر من چنین رویکردی خجالتآور است.
کالابرگ رقم قابلتوجهی نیست
مبصر در پاسخ به این پرسش که کالابرگ چه نقشی در تامین هزینههای معیشتی افراد دارای معلولیت دارد گفت: واقعیت این است که در شرایط فعلی، کالابرگ رقم قابلتوجهی نیست. بسیاری از هزینههای ضروری زندگی از توان مردم خارج شده و سفرههایشان روزبهروز کوچکتر میشود. دوستان و آشنایان ما مدتهاست که دیگر گوشت نمیخورند و از بسیاری از نیازهای اولیه خود صرفنظر کردهاند اما مساله اینجاست که بعضی هزینهها را نمیتوان کنار گذاشت چون مستقیما با سلامت و جان افراد ارتباط دارد. همین هزینه خوراک را در نظر بگیرید. قیمت مواد غذایی بهگونهای شده که حتی تامین یک وعده ساده نیز برای بسیاری از خانوادهها دشوار است. برای مثال اگر قیمت هر عدد تخممرغ را حدود ۲۰هزارتومان در نظر بگیریم، هزینه مصرف شش عدد تخممرغ در روز به ۱۲۰هزارتومان میرسد. نان و سایر مواد غذایی هم به این مبلغ اضافه میشود. بنابراین، یک نفر ممکن است برای تامین حداقل خوراک روزانه خود به حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰هزارتومان نیاز داشته باشد آن هم صرفا برای اینکه بتواند غذای روزانهاش را تامین کند. این فعال اجتماعی ادامه داد: حالا خانوادهای چهار نفره را تصور کنید که پدر خانواده بهدلیل معلولیت یا اتفاقی دیگر ازکارافتاده شده، شغل و درآمدی ندارد، بیمه نیست و مستاجر است. دو فرزند مدرسهای هم دارد و باید هزینه اجارهخانه، خوراک، پوشاک، تحصیل و درمان خانواده را بپردازد. اگر خود او نیز بهدلیل معلولیت به وسایل بهداشتی، تجهیزات کمکتوانبخشی یا درمان زخم بستر نیاز داشته باشد، هزینهها چند برابر میشود. در چنین شرایطی، یک میلیون یا یکمیلیون و ۵۰۰هزارتومان کالابرگ قرار است کدام بخش از این مخارج را پوشش دهد؟ اگر قرار باشد یک نفر بخش عمده کالابرگ خود را صرف تامین تخممرغ و مواد غذایی ساده کند، برای سایر روزهای ماه چه چیزی باقی میماند؟ این حمایت قرار است کدام هزینه را پوشش دهد؟ خوراک، اجارهخانه، درمان یا وسایل بهداشتی؟ زندگی فقط خوردن چند عدد تخممرغ نیست. افراد هزینههای دیگری هم دارند که نمیتوانند از آنها صرفنظر کنند.
وی افزود: شرایط بهگونهای شده که مردم حتی برای خرید لباس هم باید مدام از خودشان بپرسند آیا اکنون وقت خرید است یا باید آن را به بعد موکول کنند. چیزی را میبینند که نیاز دارند اما به دلیل هزینههای دیگر از خرید آن صرفنظر میکنند و میگویند شاید دفعه بعد بتوانیم آن را بخریم. مشکل اینجاست که معلوم نیست آن دفعه بعد چه زمانی از راه میرسد. همهچیز مدام به آینده موکول میشود در حالی که حتی چند ماه قبل نیز بسیاری از مردم توان مالی کافی نداشتند. وقتی به شرایط دو یا سه ماه قبل نگاه میکنیم، میبینیم که همان زمان هم بسیاری از مردم با مشکلات اقتصادی دستوپنجه نرم میکردند اما حالا شرایط سختتر شده است. من دوستانی را میبینم که با مشکلات تغذیهای روبهرو شدهاند و حتی برای تامین غذای روزانه خود مشکل دارند. وقتی درباره این وضعیت صحبت میکنیم، بعضیها باور نمیکنند و تصور میکنند اغراق میکنیم اما اغراقی در کار نیست.
ویلچر و پروتز، وسیلهای برای زندگی
این فعال حقوق معلولان میگوید: شما قیمت ویلچر و پروتز را بررسی کنید. برای یک فرد دارای معلولیت، ویلچر صرفا یک وسیله نیست بلکه بخشی از امکان حرکت و زندگی اوست. پروتز هم برای فردی که به آن نیاز دارد وسیلهای ضروری است. نمیتوان به کسی که برای حرکت کردن به این وسایل نیاز دارد گفت بهدلیل گرانی از خرید آنها صرفنظر کند. من باید پروتز داشته باشم تا بتوانم راه بروم. وقتی قیمت این وسایل بهشدت افزایش پیدا میکند عملا امکان استفاده از آنها برای برخی افراد دشوارتر میشود. این دیگر موضوع کوچکشدن سفره یا صرفنظر کردن از خرید لباس نیست بلکه مساله امکان حرکت و ادامه زندگی است. نمیتوان از فردی که برای حرکت کردن به وسیله کمکتوانبخشی نیاز دارد، انتظار داشت با همان امکانات قبلی زندگی کند درحالیکه هزینه تامین این امکانات از توان مالی او خارج شده است. مبصر میگوید: دولت نمیتواند از یک طرف از حمایت معیشتی صحبت کند و از طرف دیگر هزینههای ضروری افراد دارای معلولیت را نادیده بگیرد. حمایت زمانی معنا دارد که مردم بتوانند نیازهای اولیه زندگی خود را تامین کنند و در تامین هزینههای ضروری درمان و توانبخشی درمانده نباشند. وقتی تورم و بیکاری فشار زیادی به خانوادهها وارد کرده و هزینههای درمانی و وسایل کمکتوانبخشی سرسامآور شده افزایش محدود کالابرگ نمیتواند بهتنهایی پاسخگوی این شرایط باشد.
متاسفانه برخی مسوولان پشت میزهایشان و در اتاقهای بسته تصمیم میگیرند بدون اینکه به نظر برسد درک دقیقی از شرایط واقعی جامعه دارند. انگار نه انگار که در همین جامعه زندگی میکنند و باید ببینند مردم با چه مشکلاتی دستوپنجه نرم میکنند. انتظارمان این است که پیش از تعیین رقم حمایت، هزینههای واقعی زندگی مردم و بهویژه افراد دارای معلولیت بررسی شود.
وی گفت: ما نمیگوییم دولت باید تمام درآمد مردم را تامین کند اما حمایت اجتماعی زمانی معنا دارد که مردم بتوانند نیازهای اولیه زندگیشان را برطرف کنند.
اجتماعی و فرهنگیاخبار برگزیدهلینک کوتاه :