جنگ ایران چگونه نقشه تجارت نفت را تغییر داد؟ | پشت پرده تخفیفهای سنگین نفتی عربستان

جنگ ایران و آمریکا، علاوه بر افزایش قیمت جهانی نفت، ساختار تجارت این کالا را نیز دگرگون کرده است. هزینه حمل هر بشکه نفت از خلیج فارس به چین که پیش از جنگ حدود چهار دلار بود، در اواخر سپتامبر به ۳۳ دلار رسید. با احتساب هزینههای حمل، بیمه و سایر مخارج، قیمت تحویل نفت خاورمیانه در چین به حدود ۱۴۰ دلار و در ژاپن و کره جنوبی به ۱۴۵ دلار برای هر بشکه افزایش یافته است. این وضعیت تولیدکنندگان بزرگ نفت، از جمله عربستان سعودی، را ناچار کرده برای حفظ مشتریان خود تخفیفهای بیشتری ارائه دهند. همزمان، هند به مقصد جذابتری برای نفت آمریکای لاتین و غرب آفریقا تبدیل شده و پالایشگاههای چینی خرید نفت از مسیرهای کوتاهتر و کمخطرتر را در اولویت قرار دادهاند.
جهان صنعت نیوز – قیمت جهانی نفت دیگر بهتنهایی تعیینکننده رقابت میان تولیدکنندگان نیست. در شرایطی که جنگ ایران و آمریکا مسیرهای اصلی انتقال انرژی را با اختلال مواجه کرده، هزینه حملونقل، بیمه جنگ و تأخیر در تحویل محمولهها به عوامل تعیینکننده تجارت جهانی نفت تبدیل شدهاند. نتیجه این تحول، شکلگیری وضعیتی کمسابقه است که در آن قیمت نفت افزایش یافته، اما برخی تولیدکنندگان برای فروش محصولات خود ناچار به ارائه تخفیفهای سنگین شدهاند.
براساس گزارش اویلپرایس، جهش هزینه حمل نفتکشها موجب شده قیمت نهایی نفت تحویلی به پالایشگاههای آسیایی به سطوحی برسد که بسیاری از خریداران حاضر به پذیرش آن نیستند. در چنین شرایطی، تولیدکنندگان برای حفظ سهم بازار خود دو گزینه اصلی دارند. کاهش قیمت فروش یا انتقال محمولهها به بازارهایی که هزینه حمل به آنها کمتر است. این وضعیت بهتدریج مسیرهای سنتی تجارت نفت را تغییر داده و رقابت تازهای میان صادرکنندگان برای دسترسی به بازارهای آسیایی ایجاد کرده است.
جهش هشتبرابری هزینه حمل نفت از خلیج فارس
مهمترین عامل تغییر شرایط بازار، افزایش شدید هزینه حمل نفتکشها از خلیج فارس به آسیاست. پیش از آغاز جنگ، هزینه حمل هر بشکه نفت با نفتکشهای غولپیکر از خلیج فارس به چین حدود چهار دلار بود. اما پس از آغاز درگیریها، این رقم در نخستین موج افزایش به ۱۷ دلار رسید. در فاصله آوریل تا ژوئیه، هزینه حمل تا حدود ۱۱ تا ۱۲ دلار کاهش یافت؛ بااینحال، پایان آتشبس ایران و آمریکا موج دوم افزایش هزینهها را رقم زد. در اواخر سپتامبر، هزینه حمل هر بشکه نفت از خلیج فارس به چین به ۳۳ دلار رسید؛ رقمی که بیش از هشت برابر سطح پیش از جنگ است. این افزایش باعث شده قیمت نفت تحویلی از خلیج فارس به چین به حدود ۱۴۰ دلار برای هر بشکه برسد. هزینه تحویل نفت به ژاپن و کره جنوبی حتی بیشتر بوده و به حدود ۱۴۵ دلار رسیده است.
اهمیت این ارقام زمانی روشن میشود که آنها را با قیمت شاخصهای جهانی نفت مقایسه کنیم. در نگارش گزارش، قیمت نفت برنت حدود ۱۰۸ دلار و نفت وستتگزاس اینترمدیت نزدیک به ۱۰۰ دلار بود. به این ترتیب، هزینههای حمل و مخاطرات مرتبط با جنگ شکاف قابلتوجهی میان قیمت نفت در مبدأ و هزینه نهایی تحویل آن به پالایشگاهها ایجاد کرده است. این شکاف، رقابتپذیری نفت خاورمیانه را در بازار آسیا تحت فشار قرار داده است.
عربستان زیر فشار تخفیفهای نفتی
عربستان سعودی یکی از مهمترین تولیدکنندگانی است که با پیامدهای افزایش هزینه حمل مواجه شده است. شرکت آرامکو برای حفظ مشتریان آسیایی خود، قیمت رسمی فروش نفت سبک عربی برای تحویل در نوامبر را پنج دلار پایینتر از شاخص عمان/دبی تعیین کرده است. این تخفیف با هدف جبران بخشی از هزینههای حمل نفت از مسیرهای پرخطر منطقه ارائه شده است. بااینحال، بسیاری از پالایشگاههای آسیایی تمایلی ندارند نفتکشهای خود را برای بارگیری به خلیج فارس اعزام کنند. در نتیجه، آرامکو ناچار شده بخشی از محمولههای خود را از طریق معاملات کشتیبهکشتی در بندر صحار عمان عرضه کند. نفت عربستان در این معاملات با قیمتی حدود پنج دلار بالاتر از شاخص دبی فروخته میشود؛ اما هزینه حمل بعدی باعث میشود قیمت نهایی تحویل آن در چین از ۱۳۰ دلار فراتر رود. این رقم همچنان بالاتر از سطحی است که پالایشگاههای چینی حاضر به پرداخت آن هستند.
در چنین شرایطی، عربستان با یک مسئله اساسی مواجه شده است. نفت باید فروخته شود، اما خریداران انتظار دارند هزینه حمل کاهش پیدا کند. یکی از راهکارهای آرامکو، توافق بر سر اختلاف قیمت فروش برای محمولههایی است که حدود دو ماه بعد بارگیری خواهند شد. این روش امکان تثبیت قرارداد فروش را فراهم میکند، اما سود نهایی تولیدکننده را به هزینه حمل در زمان تحویل وابسته میسازد. اگر هزینه حمل همچنان بالا باقی بماند، ممکن است بخش بزرگی از درآمد فروش نفت صرف حملونقل شود. در مقابل، کاهش هزینه حمل میتواند سودآوری این قراردادها را افزایش دهد.
آرامکو همچنین از ظرفیت شرکت ملی کشتیرانی عربستان استفاده میکند. این شرکت که آرامکو مالک ۲۰ درصد سهام آن است، میتواند بخشی از درآمد حملونقل را در مجموعه شرکتهای وابسته به عربستان حفظ کند و فشار ناشی از افزایش هزینههای حمل را تا اندازهای جبران کند.
بحران دریای سرخ و محدودشدن مسیر جایگزین عربستان
عربستان برای کاهش وابستگی به مسیر تنگه هرمز، از پایانه نفتی ینبع در ساحل دریای سرخ نیز استفاده میکند. این مسیر در ماههای نخست جنگ مزیت قابلتوجهی داشت. هزینه حمل نفت از ینبع به چین پس از فروکشکردن موج اولیه افزایش قیمتها، در محدوده شش تا هفت دلار برای هر بشکه قرار گرفته بود. اما تشدید محدودیتهای حوثیها علیه محمولههای عربستان در مسیر بابالمندب، شرایط را تغییر داد. تا اواسط اکتبر، هزینه حمل نفت از ینبع به چین به ۲۸ دلار برای هر بشکه افزایش یافت و قیمت نهایی نفت تحویلی از این مسیر نیز به حدود ۱۴۰ دلار رسید.
همزمان، تشدید حملات حوثیها به زیرساختهای انرژی در سواحل دریای سرخ موجب کاهش بارگیری نفت از ینبع شده است. براساس گزارش های منتشر شده، حجم بارگیری روزانه از این پایانه به حدود ۱.۶ تا ۱.۸ میلیون بشکه رسیده که تقریباً نصف میانگین دوره مارس تا ژوئیه است. در نتیجه، بخش عمده صادرات نفت عربستان بار دیگر از مسیر خلیج فارس انجام میشود.
تغییر مسیر صادرات نفت برزیل و غرب آفریقا
افزایش هزینه حمل نفتکشها تنها به خاورمیانه محدود نمانده است. تا اواسط اکتبر، هزینه حمل نفت از برزیل به چین به حدود ۳۶ دلار برای هر بشکه رسید. این افزایش باعث شد قیمت نفت برزیل در مقصد چین به حدود ۱۴۰ دلار برسد. در مقابل، پالایشگاههای چینی به دنبال خرید نفت با قیمت تحویلی نزدیک به ۱۳۰ دلار هستند. این اختلاف موجب شده عرضه نفت برزیل به چین کاهش یابد و هند به مقصد جذابتری برای تولیدکنندگان برزیلی تبدیل شود.
وضعیت مشابهی در غرب آفریقا مشاهده میشود. نفت دجنو با تخفیفی حدود ۱۰ دلار نسبت به شاخص برنت در مبدأ عرضه میشود، اما هزینه حمل آن از غرب آفریقا به چین حدود ۳۴ دلار برای هر بشکه است. این هزینه تقریباً ۹ دلار بیشتر از هزینه انتقال همان نفت به هند است. در نتیجه، صادرکنندگان غرب آفریقا انگیزه بیشتری برای فروش نفت به پالایشگاههای هندی پیدا کردهاند. آمارها نیز این تغییر مسیر را نشان میدهند. واردات نفت هند از آنگولا که در سپتامبر حدود ۳۵ هزار بشکه در روز برآورد شده بود، انتظار میرود در اکتبر به ۳۱۵ هزار بشکه در روز برسد. همزمان، محمولههای بیشتری از گابن و کنگو نیز به سمت سواحل غربی هند در حرکت هستند.
این تحولات نشان میدهد که هزینه حملونقل در حال تغییر جغرافیای تجارت نفت است؛ بهگونهای که نزدیکی نسبی به بازار مصرف میتواند به مزیت رقابتی مهمتری نسبت به گذشته تبدیل شود.
تخفیف نفتی دیگر تضمینکننده فروش نیست
یکی از مهمترین نتایج افزایش هزینه حمل آن است که تخفیف در قیمت نفت خام دیگر الزاماً به معنای ارزانترشدن آن برای خریدار نهایی نیست. برای مثال، تولیدکنندگان ممکن است نفت خود را با تخفیف نسبت به شاخص برنت عرضه کنند، اما پس از اضافهشدن هزینه حمل، بیمه و تأخیر در تحویل، قیمت نهایی از نفت رقبای آنها بیشتر شود.
این مسئله بهویژه برای تولیدکنندگانی اهمیت دارد که قیمت نفت خود را براساس شاخص برنت فیزیکی دریای شمال تعیین میکنند. اختلاف قیمت میان شاخص برنت فیزیکی و قراردادهای آتی برنت به حدود ۲۰ دلار برای هر بشکه رسیده است. این اختلاف بر قیمتگذاری نفت روسیه نیز تأثیر گذاشته است. نفت اورال روسیه که پیشتر با اختلاف مثبت حدود هشت دلار نسبت به برنت فیزیکی معامله میشد، اکنون تقریباً همقیمت این شاخص عرضه میشود و احتمال کاهش بیشتر اختلاف قیمت آن وجود دارد.
این وضعیت نشان میدهد که ساختار قیمتگذاری نفت در بازار جهانی پیچیدهتر شده و مقایسه تخفیفها بدون توجه به شاخص مبنا و هزینه تحویل، میتواند گمراهکننده باشد.
هزینههای پنهان جنگ برای نفتکشها
افزایش کرایه حمل تنها بخشی از هزینههایی است که جنگ به تجارت نفت تحمیل کرده است. حملات پهپادی ایران موجب افزایش تأخیر در عملیات انتقال نفت از کشتی به کشتی در خارج از تنگه هرمز شده است. در نتیجه، هزینه توقف و تأخیر نفتکشها بهشدت افزایش یافته است. نرخ دموراژ یا جریمه تأخیر برای برخی محمولههای خروجی از خلیج فارس به یک میلیون دلار در روز رسیده است. برای یک نفتکش غولپیکر با بار کامل، این رقم معادل حدود ۵۰ سنت به ازای هر بشکه برای هر روز تأخیر است.
در کنار آن، حق بیمه خطر جنگ نیز افزایش یافته و به حدود هفت تا هشت درصد ارزش بدنه و ماشینآلات نفتکش رسیده است. برای یک نفتکش غولپیکر متوسط، این هزینه معادل حدود ۹ تا ۱۰ میلیون دلار یا چهار تا پنج دلار برای هر بشکه برآورد میشود.
بنابراین، حتی اگر دو محموله نفت از نظر قیمت خرید و کرایه حمل مشابه باشند، تفاوت در احتمال تأخیر یا هزینه بیمه میتواند قیمت نهایی آنها را بهشدت تغییر دهد. به همین دلیل، پالایشگاهها بیش از گذشته به قابلیت اطمینان مسیر حمل و زمان تحویل محموله توجه میکنند.
چین و هند؛ برندگان تغییر مسیر تجارت نفت؟
تحولات اخیر موجب شده الگوی خرید نفت دو واردکننده بزرگ آسیایی، یعنی چین و هند، تغییر کند. هند به دلیل هزینه کمتر حمل نفت از غرب آفریقا و برخی مسیرهای آمریکای لاتین، در حال جذب سهم بیشتری از صادرات این مناطق است. در مقابل، پالایشگاههای چینی تمایل بیشتری به خرید نفت از مسیرهای کوتاهتر یا تأمینکنندگانی دارند که میتوانند زمان تحویل مطمئنتری ارائه دهند.
نفت روسیه، بهویژه گرید ESPO، در این شرایط از مزیت برخوردار شده است. شرکتهای دولتی چین تا اوایل سپتامبر تمام محمولههای نفت ESPO روسیه را که قرار بود در نوامبر بارگیری شوند، خریداری کرده بودند؛ اتفاقی که بسیار زودتر از روال معمول رخ داده است. این رفتار نشان میدهد که خریداران چینی برای تضمین تأمین نفت از مسیرهای کوتاهتر و قابلاعتمادتر، حاضرند زودتر قرارداد ببندند. در مقابل، خرید محمولههایی که باید مسیرهای طولانی و پرهزینه را طی کنند، با احتیاط بیشتری انجام میشود.
البته افزایش هزینه حمل به مسیرهای دیگر نیز سرایت کرده است. برای نمونه، هزینه انتقال نفت سنگین کانادا از بندر ونکوور به حدود ۳۰ دلار برای هر بشکه رسیده است. این وضعیت نشان میدهد که بحران حملونقل نفت دیگر صرفاً مسئله خاورمیانه نیست و به بخش بزرگی از بازار جهانی نفت گسترش یافته است.
جنگ ایران و بازآرایی بازار جهانی انرژی
مجموعه این تحولات نشان میدهد که جنگ ایران و آمریکا، فراتر از افزایش قیمت نفت، در حال تغییر سازوکار تجارت جهانی انرژی است. در شرایط عادی، پالایشگاهها تلاش میکنند نفت موردنیاز خود را با مناسبترین قیمت و کیفیت خریداری کنند. اما در وضعیت کنونی، هزینه حمل، حق بیمه جنگ، احتمال تأخیر و اطمینان از زمان تحویل نیز به عوامل تعیینکننده تبدیل شدهاند.
این تغییر میتواند حتی در شرایط بالا بودن قیمت جهانی نفت، درآمد خالص برخی صادرکنندگان را کاهش دهد؛ زیرا تولیدکنندگان برای جبران هزینههای حمل و حفظ مشتریان ناچار به ارائه تخفیفهای بیشتر هستند. از سوی دیگر، کشورهایی که به مسیرهای کوتاهتر یا کمخطرتر دسترسی دارند، میتوانند مزیت رقابتی تازهای به دست آورند.
بنابراین در بازار نفت امروز، ارزانترین نفت لزوماً نفتی نیست که پایینترین قیمت فروش را دارد؛ بلکه نفتی است که خریدار بتواند هزینه نهایی و زمان تحویل آن را با اطمینان بیشتری پیشبینی کند. این تحول میتواند تا زمانی که ناامنی مسیرهای دریایی و هزینههای بالای حملونقل ادامه دارد، بر قراردادهای صادراتی، جهت حرکت نفتکشها و سهم تولیدکنندگان از بازارهای آسیایی تأثیر بگذارد.
اخبار برگزیدهنفت و پتروشیمیلینک کوتاه :