چرا کشورهای آمریکای لاتین متحد اسرائیل شدند؟

درحالیکه جنگ غزه به انزوای دیپلماتیک اسرائیل در بخشهایی از جهان منجر شده، تحولات سیاسی آمریکای لاتین مسیر متفاوتی را رقم زده است. روی کار آمدن دولتهای راستگرا در کشورهایی مانند کلمبیا، شیلی، بولیوی و هندوراس، به احیای روابط سیاسی، اقتصادی و امنیتی با اسرائیل انجامیده است. الجزیره در گزارشی نشان میدهد تغییر دولتها تنها دلیل این چرخش نیست و سه عامل اصلی در آن نقش دارند. تلاش رهبران جدید برای نزدیکی به دولت دونالد ترامپ، نفوذ سیاسی جریانهای مسیحی انجیلی و فعالیت سازمانهای مورد حمایت اسرائیل برای گسترش روابط با آمریکای لاتین عواملی هستند که منجر به تشدید این روند شده است.
جهان صنعت نیوز – در شرایطی که جنگ غزه و انتقادهای بینالمللی از عملکرد اسرائیل به تیرگی روابط این کشور با شماری از دولتها منجر شده، آمریکای لاتین شاهد روندی معکوس است. دولتهای راستگرایی که طی ماههای اخیر در چند کشور منطقه قدرت گرفتند، در حال احیای روابط دیپلماتیک، اقتصادی و امنیتی با اسرائیل هستند؛ روابطی که دولتهای چپگرای پیشین در اعتراض به جنگ غزه محدود یا قطع کرده بودند.
این تغییر در سیاست خارجی کشورهای آمریکای لاتین به یکی از مهمترین تحولات دیپلماتیک اسرائیل تبدیل شده است. انتقال سفارتخانهها به بیتالمقدس، ازسرگیری همکاریهای نظامی، لغو محدودیتهای تجاری و بازگشت سفیران، نشانههایی از شکلگیری آرایش سیاسی تازهای در منطقه هستند.
در ۱۶ مهر، وزیر امور خارجه اسرائیل، اعلام کرد کلمبیا سفارت خود را به بیتالمقدس منتقل خواهد کرد. او این تصمیم را بخشی از تلاش اسرائیل برای تقویت موقعیت دیپلماتیک خود توصیف کرد و ابراز امیدواری کرد که برزیل نیز به جمع کشورهایی بپیوندد که سفارتخانههای خود را به این شهر منتقل کردهاند. اهمیت این تحول در آن است که بیتالمقدس یکی از اصلیترین موضوعات اختلاف میان اسرائیل و فلسطینیان است و انتقال سفارتخانهها به این شهر، علاوه بر جنبه دیپلماتیک، معنایی سیاسی دارد.
اما پرسش اصلی این است که چرا دولتهای آمریکای لاتین، برخلاف روند انتقادات بینالمللی از اسرائیل، به سمت تقویت روابط با تلآویو حرکت کردهاند؟
تغییر دولتها، تغییر سیاست خارجی
مهمترین عامل این چرخش، تغییر ترکیب سیاسی دولتهای آمریکای لاتین است. در سالهای گذشته، شماری از دولتهای چپگرای منطقه از منتقدان جدی اسرائیل بودند و پس از آغاز جنگ غزه در اکتبر ۲۰۲۳، روابط خود را با این کشور محدود کردند.
کلمبیا یکی از برجستهترین نمونههاست. گوستاوو پترو، رئیسجمهور پیشین این کشور، در اعتراض به جنگ غزه روابط دیپلماتیک با اسرائیل را قطع کرد، صادرات زغالسنگ به این کشور را متوقف ساخت و همکاریهای نظامی و امنیتی را کاهش داد. او همچنین از برنامه تأسیس سفارت کلمبیا در فلسطین حمایت میکرد.
اما با روی کار آمدن آبلاردو دلا اسپریلا در مرداد ۱۴۰۵، سیاست بوگوتا بهسرعت تغییر کرد. دولت جدید از احیای روابط دیپلماتیک، انتصاب سفیران و انتقال سفارت به بیتالمقدس خبر داد و حتی حاکمیت اسرائیل بر بلندیهای جولان اشغالی سوریه را به رسمیت شناخت.
در شهریور نیز کلمبیا و اسرائیل امکان سفر بدون روادید شهروندان دو کشور را فراهم کردند؛ اقدامی که نشانه دیگری از تلاش برای بازسازی روابط محسوب میشود.
این تغییر تنها به کلمبیا محدود نیست. در آرژانتین، خاویر میلی که در سال ۲۰۲۳ به قدرت رسید، از حامیان سرسخت اسرائیل است. او وعده انتقال سفارت آرژانتین به بیتالمقدس را داده و از بهرسمیتشناختن کشور فلسطین در سازمان ملل خودداری کرده است.
در بولیوی نیز دولت جدید رودریگو پاز سیاست دولتهای چپگرای پیشین را تغییر داد و روابط با اسرائیل را احیا کرد.
در شیلی، خوزه آنتونیو کاست پس از آغاز ریاستجمهوری در مرداد، محدودیتهای اعمالشده از سوی دولت قبلی را کنار گذاشت و سفیری حامی اسرائیل منصوب کرد. هندوراس نیز پس از روی کار آمدن نصری عصفورا، سفیر خود را به اسرائیل بازگرداند. ونزوئلا نیز در مرداد از احیای روابط کنسولی با اسرائیل خبر داد؛ اقدامی که به نزدیک دو دهه روابط خصمانه در دوره هوگو چاوز و نیکلاس مادورو پایان داد.
به اعتقاد مارتا تاویل کوری، استاد پژوهشی مرکز مطالعات بینالمللی کالج مکزیک، یکی از دلایل سرعت این تغییرات، ساختار سیاسی کشورهای آمریکای لاتین است. در بسیاری از این کشورها، تمرکز قدرت در نهاد ریاستجمهوری و ضعف نسبی دستگاه دیپلماسی حرفهای موجب میشود تغییر دولت به تغییر سریع جهتگیری سیاست خارجی منجر شود.
این وضعیت با آمریکا تفاوت دارد؛ کشوری که حمایت از اسرائیل در آن طی دهههای گذشته از پشتوانه نهادی و توافق نسبی دو حزب اصلی برخوردار بوده است.
اسرائیل؛ مسیری برای نزدیکی به ترامپ
عامل دوم، تلاش دولتهای راستگرای آمریکای لاتین برای تقویت روابط با واشنگتن است. حمایت از اسرائیل برای برخی رهبران جدید منطقه، صرفاً موضعی در سیاست خاورمیانهای نیست؛ بلکه راهی برای نشاندادن همسویی سیاسی با دولت دونالد ترامپ محسوب میشود. این موضوع بهویژه در انتخابات ریاستجمهوری برزیل آشکار شده است.
فلایویو بولسونارو، نامزد راستگرای انتخابات، در رقابت با لولا داسیلوا، رئیسجمهور چپگرا، حمایت از اسرائیل را به یکی از محورهای تبلیغات انتخاباتی تبدیل کرده است. بولسونارو در آغاز کارزار انتخاباتی خود در کنار خاویر میلی، رئیسجمهور آرژانتین، ظاهر شد. در این مراسم، برخی هواداران پرچم اسرائیل در دست داشتند و بنیامین نتانیاهو نیز در پیامی ویدئویی از بولسونارو حمایت کرد.
به گفته الکساندر مین، مدیر سیاست بینالملل مرکز پژوهشهای اقتصادی و سیاستگذاری در واشنگتن، حضور آشکار رهبران خارجی در کارزارهای انتخاباتی آمریکای لاتین تا پیش از این سابقه چندانی نداشته است. از نگاه او، بولسونارو میکوشد خود را بخشی از یک جریان سیاسی بینالمللی معرفی کند که در قاره آمریکا با ترامپ و در سطح جهانی با اسرائیل پیوند دارد.
این همسویی در قالب همکاریهای امنیتی نیز گسترش یافته است. شماری از دولتهای راستگرای منطقه به ائتلاف امنیتی «سپر قاره آمریکا» پیوستهاند؛ ابتکاری تحت رهبری واشنگتن که با هدف مبارزه با قاچاق مواد مخدر و محدودکردن نفوذ قدرتهایی مانند چین در نیمکره غربی شکل گرفته است. کشورهایی مانند آرژانتین، بولیوی، شیلی، کلمبیا، کاستاریکا، جمهوری دومینیکن، اکوادور، السالوادور، هندوراس، پاناما، پاراگوئه، پرو و ترینیداد و توباگو در این ائتلاف حضور دارند.
به اعتقاد کارشناسان، برخی دولتهای عضو این جریان تلاش میکنند مبارزه با قاچاق مواد مخدر را در قالب نوعی جنگ علیه تروریسم تعریف کنند؛ رویکردی که با ادبیات امنیتی اسرائیل در قبال فلسطینیان شباهتهایی دارد.
منافع امنیتی و اقتصادی نزدیکی به اسرائیل
تقویت روابط با اسرائیل تنها به حمایت سیاسی از دولت ترامپ محدود نمیشود. همکاری با تلآویو میتواند دسترسی دولتهای آمریکای لاتین به فناوریهای پیشرفته امنیتی و تجهیزات نظامی را نیز تسهیل کند. دولتهای منطقه ممکن است از طریق گسترش روابط با اسرائیل به فناوریهای نظارتی، تجهیزات نظامی، هواپیماهای جنگی و آموزش نیروهای امنیتی دسترسی بیشتری پیدا کنند.
یکی از این نمونهها نرمافزار جاسوسی پگاسوس است که توسط یک شرکت اسرائیلی توسعه یافته است. از این منظر، اسرائیل برای برخی دولتهای آمریکای لاتین نهتنها یک شریک سیاسی، بلکه تأمینکننده فناوریهای امنیتی و نظامی محسوب میشود.
همزمان، ازسرگیری روابط تجاری نیز اهمیت دارد. دولت جدید کلمبیا در کنار احیای روابط دیپلماتیک، همکاری تجاری آزاد با اسرائیل را از سر گرفته است؛ اقدامی که نشان میدهد تغییر جهتگیری سیاسی میتواند به بازگشت مناسبات اقتصادی نیز منجر شود.
نقش مسیحیان انجیلی در سیاست خارجی آمریکای لاتین
سومین عامل مهم، افزایش نفوذ سیاسی جریانهای مسیحی انجیلی، بهویژه حامیان صهیونیسم مسیحی است. این جریانها حمایت از اسرائیل را بخشی از باورهای مذهبی خود میدانند و در برخی کشورهای آمریکای لاتین به پایگاه انتخاباتی مهمی برای سیاستمداران راستگرا تبدیل شدهاند.
در برزیل، جبهه پارلمانی انجیلیها بیش از ۴۰ درصد اعضای مجلس نمایندگان و بیش از یکچهارم سناتورها را شامل میشود. اگر این مجموعه بهصورت یک حزب واحد فعالیت میکرد، از نظر اندازه به سومین حزب بزرگ کشور تبدیل میشد. به همین دلیل، حمایت از اسرائیل برای سیاستمدارانی مانند فلایویو بولسونارو میتواند ابزاری برای جلب آرای این گروه باشد.
در هندوراس و گواتمالا نیز حدود ۴۰ درصد جمعیت پیرو کلیساهای انجیلی هستند و هر دو کشور سفارتخانههای خود را به بیتالمقدس منتقل کردهاند. نفوذ صهیونیسم مسیحی در این کشورها عاملی واقعی و رو به گسترش در شکلگیری سیاست خارجی است.
این موضوع نشان میدهد که حمایت از اسرائیل در آمریکای لاتین صرفاً محصول فشار دیپلماتیک یا منافع اقتصادی نیست؛ بلکه در برخی کشورها از پشتوانه اجتماعی و انتخاباتی برخوردار است.
شبکه سازمانهای حامی اسرائیل
در کنار دولتها و جریانهای مذهبی، مجموعهای از سازمانهای غیردولتی و نهادهای مورد حمایت اسرائیل نیز برای تقویت روابط با آمریکای لاتین فعالیت میکنند. یکی از این سازمانها «ائتلاف لاتین برای اسرائیل» است که به رهبری ماریو برامنیک، کشیش انجیلی ساکن فلوریدا، فعالیت میکند.
این سازمان هیئتهایی را به کشورهای مختلف آمریکای لاتین اعزام کرده و با مقامهای گواتمالا، السالوادور، برزیل، پاناما، شیلی و کاستاریکا دیدار داشته است. این گروه آشکارا اعلام میکند که حمایت آن از اسرائیل بر مبانی مذهبی استوار است.
ابتکار دیگری که در سالهای اخیر شکل گرفته، «توافقهای اسحاق» است. در سال ۲۰۲۵، بنیاد جایزه جنسیس که با حمایت اسرائیل تأسیس شده، جایزهای یک میلیون دلاری به خاویر میلی اعطا کرد. این جایزه به دلیل حمایت آشکار او از اسرائیل در یکی از دشوارترین دورههای تاریخ این کشور اهدا شد. میلی از این منابع برای راهاندازی ابتکار توافقهای اسحاق استفاده کرد؛ طرحی که از توافقهای ابراهیم الهام گرفته و هدف آن گسترش روابط اسرائیل با کشورهای آمریکای لاتین است.
این ابتکار از سازمانهای مدنی حامی اسرائیل حمایت مالی میکند و اقدامات دولتهای منطقه، از جمله انتقال سفارتخانهها و نحوه رأیدادن به قطعنامههای مرتبط با اسرائیل در سازمان ملل را زیر نظر دارد. در اواخر سپتامبر نیز بنیامین نتانیاهو در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل با رهبران بولیوی، پاناما و پاراگوئه دیدار کرد و از آنها خواست به این ابتکار بپیوندند.
این فعالیتها نشان میدهد که اسرائیل برای تقویت موقعیت خود در آمریکای لاتین، علاوه بر روابط رسمی میان دولتها، بر شبکهای از سازمانهای مذهبی، سیاسی و مدنی نیز تکیه کرده است.
آمریکای لاتین؛ عرصه تازه رقابت دیپلماتیک
تحولات اخیر نشان میدهد که سیاست خارجی کشورهای آمریکای لاتین بیش از گذشته تحت تأثیر رقابت میان جریانهای راستگرا و چپگرا قرار گرفته است. در دوره دولتهای چپگرا، حمایت از فلسطین و انتقاد از اسرائیل به یکی از مؤلفههای مهم سیاست خارجی شماری از کشورهای منطقه تبدیل شده بود. مکزیک، بولیوی، کلمبیا، برزیل، شیلی، بلیز، کوبا و نیکاراگوئه نیز در مقاطعی از شکایت آفریقای جنوبی علیه اسرائیل در دیوان بینالمللی دادگستری حمایت کردهاند.
اما اکنون روی کار آمدن دولتهای راستگرا موجب شده بخشی از این کشورها مسیر متفاوتی در پیش بگیرند.
بنابراین بازگشت اسرائیل به آمریکای لاتین نتیجه همزمان تغییر دولتها، تلاش برای نزدیکی به واشنگتن و گسترش نفوذ سیاسی جریانهای مذهبی حامی اسرائیل است. بااینحال، همان ویژگی که موجب احیای سریع روابط شده، میتواند پایداری آن را نیز محدود کند. هنگامی که جهتگیری سیاست خارجی بهشدت به گرایش سیاسی رئیسجمهور وابسته باشد، تغییر دوباره دولتها ممکن است به بازنگری در روابط با اسرائیل منجر شود.
بنابراین، هرچند اسرائیل در شرایط کنونی توانسته موقعیت دیپلماتیک خود را در بخشهایی از آمریکای لاتین تقویت کند، تداوم این دستاوردها به آینده رقابتهای انتخاباتی و موازنه قدرت سیاسی در کشورهای منطقه وابسته خواهد بود.
اخبار برگزیدهسیاسی
لینک کوتاه :