[ads1]

تحلیل واشنگتن‌پست از اهداف ایران در جنگ با آمریکا | چرا ایران به دنبال توافق با آمریکا نیست؟

با وجود تشدید محاصره اقتصادی آمریکا، افزایش تورم و کاهش شدید فعالیت‌های اقتصادی، ایران همچنان نشانه‌ای از تغییر اساسی در مواضع خود نشان نمی‌دهد. روئل مارک گرشت و ری تکیه، دو تحلیلگر آمریکایی، در یادداشتی در روزنامه واشنگتن‌پست استدلال می‌کنند که تهران جنگ فرسایشی با آمریکا را فرصتی برای تغییر موازنه قدرت در خلیج فارس می‌داند. به باور آن‌ها، راهبرد ایران بر افزایش فشار بر مسیرهای انتقال انرژی، تقویت بازدارندگی نظامی و تضعیف روابط امنیتی آمریکا با کشورهای عربی استوار است. نویسندگان همچنین معتقدند که مشکلات داخلی و اقتصادی، برخلاف انتظار واشنگتن، لزوماً به عقب‌نشینی ایران منجر نخواهد شد.

جهان صنعت نیوز – در شرایطی که دولت دونالد ترامپ با اعزام یک ناو هواپیمابر دیگر به منطقه و تهدید به ازسرگیری حملات گسترده پس از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا، فشار بر ایران را افزایش داده است، دو تحلیلگر آمریکایی معتقدند این اقدامات به‌تنهایی نمی‌تواند اهداف راهبردی جمهوری اسلامی را تغییر دهد.

روئل مارک گرشت، پژوهشگر بنیاد دفاع از دموکراسی‌ها، و ری تکیه، پژوهشگر ارشد شورای روابط خارجی، در یادداشتی در روزنامه واشنگتن‌پست استدلال می‌کنند که ایران در جنگ فرسایشی کنونی اهداف مشخصی را دنبال می‌کند و حتی تشدید فشارهای اقتصادی و نظامی نیز لزوماً به پذیرش خواسته‌های آمریکا منجر نخواهد شد. این تحلیل بر این فرض استوار است که رهبران جمهوری اسلامی، برخلاف تصور برخی سیاست‌گذاران غربی، فشار اقتصادی را الزاماً دلیلی برای سازش نمی‌دانند و همچنان در پی حفظ توان بازدارندگی و افزایش قدرت چانه‌زنی خود هستند.

راهبرد ایران؛ تغییر موازنه قدرت در خلیج فارس

به اعتقاد نویسندگان، یکی از اهداف اصلی ایران ایجاد نظم جدیدی در خلیج فارس است؛ نظمی که در آن تهران بتواند با دریافت عوارض از کشتی‌های عبوری از تنگه هرمز، بر یکی از مهم‌ترین مسیرهای تجارت جهانی انرژی اعمال نفوذ کند و روابط امنیتی آمریکا با کشورهای عربی خلیج فارس را تضعیف سازد.

از نگاه آن‌ها، ایران همچنین به دنبال ایجاد سازوکاری برای بازداشتن آمریکا و اسرائیل از حملات آینده است. نویسندگان معتقدند تا زمانی که تهران نتواند برنامه تسلیحات هسته‌ای مورد ادعای آنان را احیا کند، تسلط بر خلیج فارس و توانایی تهدید یا تخریب زیرساخت‌های نفت و گاز منطقه، مهم‌ترین ابزار احتمالی آن برای بازدارندگی در برابر واشنگتن و تل‌آویو خواهد بود.

بر همین اساس، گرشت و تکیه استدلال می‌کنند که هر توافق دیپلماتیکی برای پایان جنگ، از دیدگاه تهران باید به عقب‌نشینی آمریکا منجر شود. آن‌ها مدعی‌اند که حکومت ایران تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، توافق موقت صلح امضاشده را نیز در همین چارچوب ارزیابی کرده است.

نویسندگان تأکید دارند که ایران نه از نیروهای هم‌پیمان منطقه‌ای خود صرف‌نظر کرده و نه اهداف هسته‌ای‌اش را کنار گذاشته است. بااین‌حال، به گزارشی از مؤسسه علوم و امنیت بین‌المللی استناد می‌کنند که از فعالیت‌های گسترده در برخی تأسیسات مهم آسیب‌دیده از بمباران خبر داده است. از نظر آن‌ها، موفقیت نسبی فشار بر تنگه هرمز و عملیات نیروهای هم‌پیمان ایران، لزوماً اهمیت سلاح هسته‌ای را در محاسبات بازدارندگی ایران کاهش نمی‌دهد.

عربستان؛ هدف مهم‌تر راهبرد منطقه‌ای تهران

بخش دیگری از تحلیل واشنگتن‌پست به تغییر اولویت‌های منطقه‌ای ایران اختصاص دارد. نویسندگان معتقدند تهران در میان نیروهای هم‌پیمان خود، توجه بیشتری به یمن و تقابل با عربستان سعودی معطوف کرده است.

از نگاه آن‌ها، حوثی‌های یمن اکنون به مؤثرترین ابزار منطقه‌ای ایران تبدیل شده‌اند. این گروه با استفاده از موشک‌ها و پهپادهای طراحی و ساخته‌شده در ایران، توانسته حمل‌ونقل نفت عربستان را مختل کند و حملاتی علیه مناطق شهری این کشور انجام دهد.

گرشت و تکیه با اشاره به شعارهای ایدئولوژیک حوثی‌ها، این جنبش را از نظر فکری نزدیک به جمهوری اسلامی توصیف می‌کنند و معتقدند توان عملیاتی آن، فرصت مهمی برای اعمال فشار بر ریاض فراهم کرده است.

به باور نویسندگان، مخالفت ایران با حکومت‌های عربی خلیج فارس سابقه‌ای طولانی دارد؛ به‌ویژه حکومت‌هایی که روابط امنیتی نزدیکی با آمریکا برقرار کرده‌اند. در این میان، عربستان به‌دلیل سیاست‌های منطقه‌ای و مواضع ضدایرانی خود جایگاه ویژه‌ای در محاسبات تهران داشته است.

آن‌ها استدلال می‌کنند که ضعف عملکرد نظامی عربستان در برابر حوثی‌ها، دشواری‌های برنامه توسعه ۲۰۳۰ محمد بن سلمان و ناکامی واشنگتن در حفاظت مؤثر از عربستان، ممکن است رهبران ایران را به افزایش فشار بر ریاض تشویق کند. این تحلیلگران معتقدند چنین شرایطی می‌تواند این تصور را در تهران تقویت کند که عربستان، برخلاف ظاهر قدرتمند خود، در برابر فشارهای امنیتی آسیب‌پذیر است.

اقتصاد ایران؛ فشار شدید بدون تغییر راهبرد

نویسندگان ترامپ را همچنان مهم‌ترین عامل پیش‌بینی‌ناپذیر در محاسبات ایران معرفی می‌کنند. به اعتقاد آن‌ها، رئیس‌جمهور آمریکا هنوز توان ایجاد نگرانی جدی در تهران را دارد.

محاصره دریایی آمریکا و راهبرد اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری، برای تشدید جنگ اقتصادی، فشار قابل‌توجهی بر اقتصاد ایران وارد کرده است. این اقدامات، با وجود تجربه طولانی ایران در دورزدن تحریم‌ها، نگرانی‌هایی برای حکومت ایجاد کرده‌اند. بااین‌حال، نباید از شاخص‌های ضعیف اقتصاد ایران نتیجه گرفت که حکومت ایران ناگزیر به پذیرش مصالحه خواهد شد. یکی از خطاهای رایج در تحلیل‌های غربی این است که فشار اقتصادی و نارضایتی عمومی را مستقیماً به آمادگی حکومت‌ها برای عقب‌نشینی در سیاست خارجی مرتبط می‌کنند.

جنگ اگرچه برخی رفتارهای حکومت ایران را تغییر داده، این تغییرات بیشتر در سیاست داخلی مشاهده می‌شود تا در روابط خارجی.

چرا مشکلات داخلی برای تهران اهمیت بیشتری دارد؟

نویسندگان در بخش پایانی استدلال می‌کنند که مشکلات داخلی جمهوری اسلامی، حتی بیش از فشار اقتصادی ترامپ، بر محاسبات راهبردی آن تأثیر می‌گذارد.

به باور آن‌ها، تأکید حکومت بر نیروهای هم‌پیمان منطقه‌ای، موشک‌ها، پهپادها و برنامه هسته‌ای، تا حدی بازتاب محدودیت‌های داخلی است. آن‌ها معتقدند جمهوری اسلامی دیگر مانند گذشته قادر نیست بخش گسترده‌ای از جامعه را برای پیشبرد اهداف منطقه‌ای بسیج کند. در نتیجه، از نگاه این دو تحلیلگر، فناوری نظامی و نیروهای هم‌پیمان خارجی جایگاه مهم‌تری در راهبرد حکومت یافته‌اند.

گرشت و تکیه معتقدند مسئله اصلی جمهوری اسلامی همواره یافتن راه‌هایی برای دستیابی به اهداف گسترده با منابع محدود بوده است. به همین دلیل، اگر حکومت بتواند در برابر فشار اقتصادی آمریکا دوام بیاورد، ممکن است راه‌های تازه‌ای برای ادامه سیاست‌های منطقه‌ای و امنیتی خود پیدا کند.

فشار اقتصادی لزوماً به توافق منجر نمی‌شود

مهم‌ترین نتیجه تحلیل واشنگتن‌پست این است که تشدید فشار اقتصادی و نظامی آمریکا، به‌تنهایی تضمینی برای تغییر مواضع ایران ایجاد نمی‌کند. تهران همچنان بر حفظ ابزارهای بازدارندگی، افزایش نفوذ در خلیج فارس و استفاده از ظرفیت نیروهای هم‌پیمان منطقه‌ای تأکید دارد. در این چارچوب، کاهش فعالیت اقتصادی، تورم بالا و نارضایتی عمومی ممکن است حکومت را به تعدیل برخی سیاست‌های داخلی وادار کند، اما لزوماً به تغییر راهبرد منطقه‌ای و امنیتی آن منجر نخواهد شد.

پرسش تعیین‌کننده این نیست که فشارهای ترامپ تا چه اندازه به اقتصاد ایران آسیب می‌زند؛ بلکه این است که آیا چنین فشارهایی می‌تواند محاسبات راهبردی تهران را تغییر دهد یا جمهوری اسلامی با وجود هزینه‌های سنگین، مسیر کنونی خود را ادامه خواهد داد.

اخبار برگزیدهسیاسی
شناسه : 621014
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


[ads2]