[ads1]

بحران قریب‌الوقوع مس؛ فلزی که آینده اقتصاد جهان به آن وابسته است

اقتصاد جهانی در آستانه کمبود گسترده مس قرار دارد؛ فلزی که نقشی اساسی در گذار به انرژی پاک، توسعه خودروهای برقی، ساخت مراکز داده هوش مصنوعی، تجهیزات نظامی و زیرساخت‌های کشورهای درحال‌توسعه ایفا می‌کند. برآوردهای بلومبرگ نشان می‌دهد عرضه مس از سال ۲۰۲۸ با کمبودی جدی مواجه خواهد شد و تا سال ۲۰۵۰ ممکن است ۴۴ درصد کمتر از تقاضا باشد. طولانی‌بودن فرایند اکتشاف و احداث معادن، افت کیفیت ذخایر موجود و کاهش سرمایه‌گذاری در پروژه‌های جدید، از مهم‌ترین عوامل این شکاف هستند.

جهان صنعت نیوز – جهان با مجموعه‌ای از تحولات بزرگ اقتصادی و فناورانه از گذار به انرژی‌های پاک و گسترش هوش مصنوعی گرفته تا افزایش سرمایه‌گذاری‌های نظامی و توسعه زیرساخت‌ها در کشورهای درحال‌توسعه روبه‌رو است. بااین‌حال، تحقق همه این روندها به دسترسی کافی به یک ماده معدنی مشترک یعنی مس وابسته است.

هدایت الکتریکی بالای مس، این فلز را به یکی از مواد اساسی در بخش انرژی تبدیل کرده است. از پنل‌های خورشیدی و خودروهای برقی گرفته تا تجهیزات مراکز داده هوش مصنوعی و زیرساخت‌های تأمین برق، کاربردهای مس گسترده است. تجهیزات نظامی پیشرفته نیز به این فلز وابستگی دارند؛ موضوعی که با افزایش تلاش دولت‌ها برای تقویت توان نظامی خود در شرایط بی‌ثباتی ژئوپلیتیکی اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

در چنین شرایطی، تقاضای جهانی مس در مسیر افزایش چشمگیر قرار دارد، اما ظرفیت عرضه با این روند هماهنگ نیست. گزارش جدید بلومبرگ‌ان‌ای‌اف هشدار می‌دهد که بازار جهانی مس از سال ۲۰۲۸ با کمبودی گسترده و بلندمدت مواجه خواهد شد. بر اساس این گزارش، عرضه پیش‌بینی‌شده در سال ۲۰۳۵ حدود ۸ درصد کمتر از تقاضا خواهد بود و این شکاف تا سال ۲۰۵۰ به ۴۴ درصد می‌رسد.

جاناتان پرایس، مدیرعامل شرکت معدنی تک (Teck)، حتی برآورد بدبینانه‌تری ارائه کرده و پیش‌بینی کرده است که کمبود عرضه مس در سال ۲۰۳۵ به حدود ۳۰ درصد برسد. تفاوت این برآوردها نشان‌دهنده عدم قطعیت درباره اندازه دقیق شکاف آینده است، اما هر دو چشم‌انداز از وجود ناهماهنگی جدی میان رشد تقاضا و ظرفیت تولید حکایت دارند.

چرا تولید مس با تقاضا هماهنگ نمی‌شود؟

یکی از مهم‌ترین موانع افزایش عرضه مس، زمان‌بر بودن توسعه معادن جدید است. برخلاف بسیاری از فعالیت‌های صنعتی که می‌توان ظرفیت تولید آن‌ها را در مدت کوتاهی افزایش داد، راه‌اندازی یک معدن جدید به سال‌ها اکتشاف، دریافت مجوز و سرمایه‌گذاری نیاز دارد. به طور مشخص، ساخت یک مرکز داده ممکن است تنها شش ماه طول بکشد، درحالی‌که کشف ذخیره معدنی، دریافت مجوزهای لازم و احداث یک معدن جدید می‌تواند ۱۵ سال زمان ببرد. بنابراین، حتی اگر افزایش تقاضا برای مس از هم‌اکنون کاملاً قابل پیش‌بینی باشد، صنعت معدن نمی‌تواند به‌سرعت ظرفیت تولید را با آن تطبیق دهد.

مشکل دیگر این است که بسیاری از شرکت‌های معدنی برای حفظ سطح تولید معادن فعلی خود نیز با دشواری روبه‌رو هستند. تعدادی از این معادن چندین دهه قدمت دارند و با کاهش کیفیت سنگ معدن مواجه شده‌اند. در چنین شرایطی، استخراج مقدار مشخصی مس به فعالیت بیشتری نیاز دارد و حفظ تولید گذشته نیز آسان نیست.

هم‌زمان، طی دو دهه گذشته سرمایه‌گذاری در اکتشاف و توسعه معادن جدید، به‌ویژه پروژه‌های موسوم به معادن سبز یا معادن جدید، کاهش یافته است. تحلیلگران وود مکنزی این روند را تا حد زیادی به فشار سرمایه‌گذاران نهادی ریسک‌گریز نسبت می‌دهند؛ سرمایه‌گذارانی که ترجیح می‌دهند شرکت‌های معدنی از معادن موجود درآمد کسب کنند و از طریق افزایش بهره‌وری یا ادغام شرکت‌ها، عملکرد خود را بهبود دهند، به‌جای آنکه سرمایه‌گذاری‌های پرریسک و بلندمدت در معادن جدید انجام دهند. چنین راهبردهایی ممکن است به بهبود بهره‌وری شرکت‌ها کمک کنند، اما لزوماً ظرفیت جدیدی متناسب با رشد تقاضای جهانی ایجاد نمی‌کنند.

ریسک‌های سیاسی نیز توسعه عرضه را دشوارتر کرده‌اند. برخی از غنی‌ترین ذخایر کشف‌نشده مس در کشورهایی قرار دارند که از نظر سرمایه‌گذاران با ریسک سیاسی بالایی مواجه‌است؛ جمهوری دموکراتیک کنگو یکی از نمونه‌ها در این زمینه است. شرکت‌های معدنی چینی تمایل بیشتری به ورود به چنین پروژه‌هایی نشان داده‌اند، اما این فعالیت‌ها هنوز در مقیاسی نیست که بتواند عرضه جهانی را با تقاضای آینده هماهنگ کند.

رکوردشکنی قیمت مس و نقش جنگ خاورمیانه

کمبود آینده هنوز به‌طور کامل در بازار فیزیکی نمایان نشده، اما قیمت مس پیشاپیش افزایش چشمگیری را تجربه کرده است. ماه گذشته، قیمت این فلز در بورس فلزات لندن به رکورد ۱۴ هزار و ۸۷۵ دلار در هر تن رسید؛ رقمی که نسبت به ابتدای سال ۲۰۲۴ حدود ۷۶ درصد افزایش نشان می‌دهد.

روند صعودی قیمت مس از سال ۲۰۲۰ آغاز شده و عوامل مختلفی در تشدید آن نقش داشته‌اند. رشد تقاضای مورد انتظار، چشم‌انداز محدود عرضه و تحولات ژئوپلیتیکی، همگی بر انتظارات بازار تأثیر گذاشته‌اند.

بحران تنگه هرمز نیز امسال فشار مضاعفی بر بازار وارد کرده است. اختلال در عرضه گوگرد از خاورمیانه، یکی از عوامل مؤثر بر بازار مس بوده است؛ زیرا گوگرد در فرایند استخراج این فلز کاربرد دارد.

در کنار این عامل، گمانه‌زنی‌ها درباره اعمال تعرفه‌های جدید مس از سوی دولت دونالد ترامپ نیز به افزایش تقاضای احتیاطی در آمریکا منجر شده است. خریداران آمریکایی که نگران تعرفه‌های احتمالی هستند، اقدام به ذخیره‌سازی مس کرده‌اند؛ روندی که می‌تواند فشار بیشتری بر بازار وارد کند.

اگر تقاضای جهانی مطابق پیش‌بینی‌ها افزایش یابد، رشد اخیر قیمت‌ها ممکن است تنها مقدمه‌ای برای افزایش‌های بیشتر باشد. مدیرعامل تک نیز چشم‌انداز بلندمدت بازار را از منظر توازن عرضه و تقاضا بسیار مطلوب ارزیابی کرده است؛ وضعیتی که می‌تواند برای سهام‌داران شرکت‌های تولیدکننده مس سودآور باشد.

بااین‌حال، افزایش قیمت برای تولیدکنندگان الزاماً به معنای بهبود وضعیت کل اقتصاد نیست. اگر عرضه نتواند پاسخ‌گوی تقاضا باشد، بخشی از نیازهای بالقوه بازار بدون پاسخ باقی خواهد ماند و برخی پروژه‌ها ممکن است به تعویق بیفتند یا با هزینه بیشتری اجرا شوند.

هزینه کمبود مس برای گذار انرژی و هوش مصنوعی

پیامدهای کمبود مس برای بخش‌های مختلف اقتصاد یکسان نخواهد بود. شرکت‌های بزرگ فعال در حوزه هوش مصنوعی احتمالاً برای تأمین مس موردنیاز مراکز داده خود حاضر خواهند بود قیمت‌های بالاتری بپردازند؛ زیرا دسترسی به این فلز برای ساخت تجهیزات و تأمین برق مراکز داده اهمیت اساسی دارد.

اما وضعیت برای سایر بخش‌ها، به‌ویژه گذار به انرژی پاک، می‌تواند متفاوت باشد. افزایش قیمت و محدودیت دسترسی به مس، هزینه اجرای پروژه‌های انرژی را بالا می‌برد و ممکن است توسعه زیرساخت‌های موردنیاز برای کاهش انتشار کربن را کندتر کند.

این مسئله به‌ویژه برای کشورهای درحال‌توسعه اهمیت دارد؛ کشورهایی که برای گسترش زیرساخت‌های انرژی و پاسخ‌گویی به نیازهای فزاینده اقتصادی خود به سرمایه‌گذاری گسترده نیاز دارند. در چنین شرایطی، افزایش هزینه مواد اولیه می‌تواند اجرای پروژه‌ها را دشوارتر کند و منابع مالی موردنیاز برای توسعه را تحت فشار قرار دهد.

بحران پیش‌روی بازار مس صرفاً مسئله‌ای مربوط به صنعت معدن یا نوسان قیمت یک کالای پایه نیست. این بحران می‌تواند به یکی از محدودیت‌های ساختاری رشد اقتصاد جهانی تبدیل شود؛ زیرا هم‌زمان چند روند مهم، از توسعه هوش مصنوعی و تجهیزات نظامی تا گذار انرژی و ساخت زیرساخت‌ها، به افزایش مصرف این فلز وابسته‌اند.

اگر سرمایه‌گذاری در اکتشاف و توسعه معادن جدید نتواند با سرعت رشد تقاضا هماهنگ شود، اقتصاد جهانی با وضعیتی روبه‌رو خواهد شد که در آن منابع معدنی لازم برای اجرای پروژه‌های توسعه‌ای وجود دارد، اما دسترسی به آن‌ها با هزینه و محدودیت بیشتری همراه است. در این سناریو، افزایش قیمت مس تنها بخشی از مسئله خواهد بود و پیامد مهم‌تر، عقب‌ماندن بخشی از تقاضای اقتصادی از ظرفیت واقعی عرضه است.

اخبار برگزیدهصنعت و معدن
شناسه : 622036
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


[ads2]