برندگان و بازندگان جنگ ایران؛ چرا امارات آسیبپذیرتر از عربستان شد؟

فایننشال تایمز : جنگ ایران، اقتصاد کشورهای حاشیه خلیج فارس را بهطور همزمان در چندین جبهه تحت فشار قرار داده است؛ از اختلال در صادرات انرژی و کودهای شیمیایی تا توقف گردشگری و حملونقل هوایی. با این حال، شدت و ماهیت آسیبپذیری در میان کشورهای منطقه یکسان نیست. در حالی که اقتصادهای باز و جهانیشده مانند امارات بیشترین ضربهپذیری را نشان میدهند، کشورهایی با ساختار درونزا و وابستگی کمتر به جریانهای بینالمللی، مانند عربستان سعودی، از تابآوری نسبی بیشتری برخوردارند. تداوم جنگ میتواند این شکاف ساختاری را عمیقتر کرده و جغرافیای اقتصادی منطقه را بازتعریف کند.
جهان صنعت نیوز – جنگ ایران و آمریکا، بهسرعت به یکی از مهمترین شوکهای اقتصادی برای منطقه خلیج فارس تبدیل شده است. اختلال در صادرات بخش قابلتوجهی از نفت، گاز مایع و کودهای شیمیایی، تنها بخشی از پیامدهای اولیه این بحران است. همزمان، توقف فعالیت در بخشهایی مانند گردشگری و حملونقل هوایی، نشاندهنده عمق تأثیرگذاری جنگ بر اقتصادهایی است که طی سالهای اخیر تلاش کردهاند خود را به قطبهای خدماتی و لجستیکی جهانی تبدیل کنند.
در میان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، تفاوتهای ساختاری قابلتوجهی وجود دارد که تعیینکننده میزان آسیبپذیری آنها در برابر این بحران است.
امارات متحده عربی، بهعنوان یکی از بازترین و جهانیشدهترین اقتصادهای منطقه، در معرض بیشترین ریسک قرار دارد. نزدیکی جغرافیایی به ایران، تمرکز زیرساختهای حیاتی در محدوده تنگه هرمز و وابستگی بالا به جریانهای بینالمللی سرمایه، تجارت و نیروی کار، این کشور را به هدفی حساس در شرایط تنش تبدیل کرده است.
اقتصاد امارات طی دو دهه گذشته بر پایه تبدیل شدن به یک هاب جهانی در حوزههایی مانند لجستیک، مالی، گردشگری و فناوری شکل گرفته است. این مدل توسعه، اگرچه در شرایط ثبات مزیتهای قابلتوجهی ایجاد میکند، اما در شرایط بحران به یک نقطه ضعف تبدیل میشود. وابستگی به سرمایهگذاری خارجی، نیروی کار مهاجر و جریانهای تجاری بینالمللی، باعث میشود که هرگونه نااطمینانی امنیتی، بهسرعت به خروج سرمایه، کاهش فعالیت اقتصادی و اختلال در بخشهای کلیدی منجر شود.
در مقابل، عربستان سعودی ساختاری متفاوت دارد. گستردگی جغرافیایی، دسترسی به سواحل دریای سرخ و فاصله نسبی از کانونهای اصلی تنش، این کشور را در موقعیت امنتری قرار میدهد. علاوه بر این، اقتصاد عربستان بیشتر بر پایه تقاضای داخلی و هزینهکرد دولت استوار است و وابستگی کمتری به سرمایهگذاری خارجی و نیروی کار سیال دارد. این ویژگیها، در شرایط بحران، به افزایش تابآوری اقتصادی کمک میکند.
مدل توسعه اقتصادی عربستان نیز تفاوتهای مهمی با امارات دارد. در حالی که امارات بر نقشآفرینی در اقتصاد جهانی تمرکز کرده، عربستان بیشتر بر مدرنسازی اقتصاد داخلی و توسعه بخشهایی مانند مصرف داخلی و صنایع سنگین تأکید دارد. این رویکرد، اگرچه ممکن است در شرایط عادی رشد کندتری ایجاد کند، اما در مواجهه با شوکهای ژئوپلیتیکی، پایداری بیشتری به همراه دارد.
بازآرایی جغرافیای اقتصادی منطقه
یکی از پیامدهای بالقوه این بحران، تغییر در الگوهای لجستیکی و اقتصادی منطقه است. در شرایطی که زیرساختهای مستقر در خلیج فارس با ریسکهای امنیتی مواجه هستند، امکان انتقال بخشی از فعالیتها به مناطق امنتر، بهویژه سواحل دریای سرخ، افزایش مییابد. این تغییر میتواند به تقویت نقش عربستان در حوزههایی مانند لجستیک، فرآوری مواد معدنی و خدمات داده منجر شود.
در این میان، زیرساختهای موجود در عربستان، از جمله بنادر مهم و مسیرهای ترانزیتی، میتوانند جایگزین بخشی از ظرفیتهای فعلی در خلیج فارس شوند. این روند، اگرچه بهطور کامل جایگاه مراکز موجود را تضعیف نمیکند، اما میتواند به توزیع مجدد فعالیتهای اقتصادی در سطح منطقه منجر شود.
با این حال، این مزیت جغرافیایی نیز مطلق نیست. در صورت گسترش دامنه درگیری و ورود بازیگران دیگر، بهویژه در مسیرهای دریای سرخ، این برتری نسبی میتواند کاهش یابد. با این وجود، فاصله بیشتر زیرساختهای کلیدی عربستان از مناطق پرتنش، همچنان یک عامل مهم در کاهش ریسک باقی میماند.
در مورد سایر کشورهای منطقه، وضعیت متفاوت است. کشورهایی مانند بحرین، کویت، قطر و عمان، اگرچه به دلیل ساختار اقتصادی کمتر جهانیشده، حساسیت کمتری به جریانهای بینالمللی دارند، اما به دلیل اندازه کوچک و نزدیکی جغرافیایی به ایران، در معرض ریسکهای امنیتی قابلتوجهی قرار دارند. در میان آنها، کشورهایی که دارای ذخایر مالی بزرگتری هستند، توان بیشتری برای مدیریت شوکهای کوتاهمدت دارند، در حالی که اقتصادهای با محدودیت بودجهای، با فشار بیشتری مواجه خواهند شد.
در مجموع، آنچه این بحران آشکار کرده، این است که میزان ادغام در اقتصاد جهانی، در شرایط مختلف میتواند بهعنوان مزیت یا آسیبپذیری عمل کند. اقتصادهایی که در دوران ثبات از مزایای جهانیشدن بهرهمند شدهاند، در شرایط نااطمینانی امنیتی، با ریسکهای بیشتری مواجه هستند. در مقابل، اقتصادهای درونگرا یا کمتر وابسته به جریانهای بینالمللی، اگرچه ممکن است از رشد کمتری برخوردار باشند، اما در برابر شوکهای ژئوپلیتیکی تابآوری بیشتری نشان میدهند.
در نهایت، حتی برای اقتصادهایی که از نظر مالی قوی هستند، مانند امارات، این بحران میتواند به تغییر در ادراک ریسک سرمایهگذاران منجر شود. اگر نااطمینانی امنیتی به یک ویژگی پایدار منطقه تبدیل شود، این کشورها ناچار خواهند بود در مدلهای توسعه خود بازنگری کنند و تعادل جدیدی میان جهانیشدن و امنیت برقرار سازند.
اخبار برگزیدهاقتصاد کلانلینک کوتاه :