هرمز بسته ماند؛ چرا بازار نفت هنوز منفجر نشده است؟

بستهشدن تنگه هرمز، بهعنوان مهمترین گلوگاه انرژی جهان، شوکی بیسابقه به بازار نفت وارد کرده است؛ اما برخلاف انتظار، واکنش بازارها تاکنون محدود بوده است. با این حال، محاسبات عرضه و تقاضا نشان میدهد این تعادل شکننده است و در صورت تداوم وضعیت فعلی، جهان در آستانه کمبود شدید سوخت، افزایش بیشتر قیمتها و جیرهبندی انرژی قرار دارد.
جهان صنعت نیوز – آنچه تا پیش از این سناریویی غیرقابلتصور تلقی میشد، اکنون به یک وضعیت پایدار تبدیل شده است. بستهشدن تنگه هرمز، که حدود یکپنجم نفت جهان از آن عبور میکند، نهتنها متوقف نشده، بلکه پس از گذشت دو ماه از آغاز درگیریها، همچنان ادامه دارد. برخلاف تصور پیشین معاملهگران که انتظار داشتند آمریکا بهسرعت مسیر را باز کند یا ایران از چنین اقدامی صرفنظر کند، ترافیک نفتی در این مسیر تقریباً به صفر رسیده و تلاشهای دیپلماتیک نیز نتوانستهاند تغییری ایجاد کنند. در چنین شرایطی، حتی تداوم نامحدود این انسداد نیز دیگر دور از ذهن نیست.
با این حال، واکنش بازارهای جهانی به این شوک، بهطرز قابلتوجهی ملایم بوده است. قیمت نفت برنت با وجود افزایش، در محدودهای حدود ۱۲۰ دلار باقی مانده و هنوز فاصله زیادی با پیشبینیهای اولیه (۱۵۰ تا ۲۰۰ دلار) دارد. در بسیاری از اقتصادهای پیشرفته، اثرات روزمره این بحران محدود بوده است؛ هرچند قیمت بنزین و بلیت هواپیما افزایش یافته، اما رشد اقتصادی تنها اندکی تعدیل شده و بازارهای سهام همچنان در سطوح بالا قرار دارند. این وضعیت نشان میدهد اقتصاد جهانی تاکنون توانسته بزرگترین شوک عرضه در تاریخ بازار نفت را بدون فروپاشی تحمل کند.
محاسباتی که از بحران عمیقتر خبر میدهند
این آرامش ظاهری، در تضاد با واقعیتهای کمی بازار است. پیش از بحران، روزانه حدود ۱۸.۳ میلیون بشکه نفت و فرآوردههای نفتی از تنگه هرمز عبور میکرد. با در نظر گرفتن مسیرهای جایگزین محدود و رشد عرضه خارج از منطقه، کمبود خالص عرضه طی دو ماه گذشته به حدود ۱۲.۳ میلیون بشکه در روز رسیده که رقمی معادل بیش از ۱۰ درصد مصرف جهانی است. چنین شکافی در عرضه، بهطور طبیعی نمیتواند برای مدت طولانی پایدار بماند.
برای برقراری تعادل، سه مسیر افزایش تولید، استفاده از ذخایر و کاهش تقاضا از طریق افزایش قیمتها وجود دارد. اما هر سه مسیر با محدودیتهای جدی مواجهاند. ظرفیت مازاد تولید عربستان و امارات پشت انسداد هرمز قرار گرفته و در دسترس نیست. تولیدکنندگان نفت شیل آمریکا نیز با وجود انعطافپذیری، برای افزایش تولید به چند ماه زمان نیاز دارند و در کوتاهمدت تنها میتوانند افزایش محدودی در حد چند صد هزار بشکه در روز ایجاد کنند. حتی زیرساختهای صادراتی آمریکا نیز در آستانه اشباع قرار دارد. در سوی دیگر، روسیه نیز به دلیل حملات مداوم به زیرساختهای انرژی، توان افزایش تولید ندارد.
فشار بر تقاضا و تخلیه ذخایر
در چنین شرایطی، بخش عمده تعدیل از طریق کاهش تقاضا و استفاده از ذخایر انجام شده است. افزایش قیمتها و کمبود واقعی سوخت، مصرف را بهطور قابلتوجهی کاهش داده است. قیمت فرآوردههایی مانند گازوئیل و سوخت جت بهمراتب سریعتر از نفت خام افزایش یافته و فاصله قیمتی آنها با نفت به ۵۰ تا ۸۰ دلار رسیده است؛ در حالی که پیش از جنگ این فاصله حدود ۱۵ تا ۲۰ دلار بود. در برخی مناطق آسیا، قیمت این سوختها طی دو ماه دو برابر شده است.
این روند به کاهش مصرف در مقیاس جهانی منجر شده است. برآوردها نشان میدهد تقاضا در ماه آوریل بین ۳ تا ۵ میلیون بشکه در روز کمتر از سطح پیشبینیشده بوده است. بخش قابلتوجهی از این کاهش در آسیا رخ داده، جایی که صنایع پتروشیمی به دلیل کمبود خوراک، تولید خود را کاهش داده یا متوقف کردهاند. در خاورمیانه نیز جنگ موجب افت شدید فعالیت اقتصادی و کاهش چشمگیر پروازها شده است.
با وجود این، کاهش تقاضا بهتنهایی کافی نبوده و جهان ناچار به استفاده گسترده از ذخایر شده است. در دو ماه گذشته، روزانه تا ۸ میلیون بشکه از ذخایر مصرف شده است. بخشی از این کمبود از طریق نفت ذخیرهشده در دریا جبران شده، اما این منبع نیز محدود است. همچنین آزادسازی ذخایر استراتژیک توسط کشورهای عضو آژانس بینالمللی انرژی، که در مجموع به ۴۰۰ میلیون بشکه میرسد، نقش مهمی در مهار بحران داشته، اما این سیاست نیز نمیتواند بهطور نامحدود ادامه یابد.
نزدیکشدن به نقطه بحران
با کاهش تدریجی این منابع موقت، فشار بر ذخایر تجاری افزایش یافته است. در حال حاضر، حدود ۵ میلیون بشکه در روز از این ذخایر برای جبران کمبود استفاده میشود. اما اگر تنگه هرمز بسته بماند، این رقم باید به ۶ تا ۸ میلیون بشکه افزایش یابد؛ سطحی که از نظر کارشناسان پایدار نیست. در نتیجه، انتظار میرود طی ۴ تا ۸ هفته آینده، کمبود واقعی سوخت در بسیاری از مناطق جهان ظاهر شود و قیمتها بهطور قابلتوجهی افزایش یابد.
نشانههای این وضعیت هماکنون نیز قابل مشاهده است. در برخی موارد، محمولههای گازوئیل با قیمتهایی تا ۶۰۰ دلار در هر بشکه معامله شدهاند. در شرق آفریقا، صفهای طولانی در پمپبنزینها شکل گرفته و برخی کشورها تنها چند روز ذخیره سوخت دارند. در آسیا، کاهش ذخایر و افت ظرفیت پالایش، کشورهایی مانند اندونزی، پاکستان و فیلیپین را در آستانه کمبود قرار داده است.
اگرچه کشورهای توسعهیافته تاکنون کمتر تحت تأثیر قرار گرفتهاند، اما این وضعیت نیز پایدار نیست. اروپا با وجود دسترسی به نفت خام، به واردات فرآوردههایی مانند گازوئیل و سوخت جت وابسته است و کاهش عرضه از خلیج فارس و هند، این وابستگی را تشدید کرده است. همزمان، ذخایر سوخت در آمریکا نیز در حال کاهش است و افزایش قیمت بنزین میتواند بهزودی فشار سیاسی و اقتصادی قابلتوجهی ایجاد کند.
در واکنش به این شرایط، دولتها مجموعهای از سیاستهای اضطراری از تشویق دورکاری و کاهش مصرف گرفته تا محدودیت صادرات فرآوردههای نفتی و توسعه سوختهای جایگزین را در پیش گرفتهاند. در برخی کشورها، اقدامات شدیدتری مانند سهمیهبندی سوخت یا محدودیت خرید اعمال شده است. با این حال، این سیاستها نیز عمدتاً به تعویق بحران کمک میکنند.
اخبار برگزیدهنفت و پتروشیمیلینک کوتاه :