ترامپ در برابر نتانیاهو؛ چه کسی دستور توقف جنگ را داد؟

در حالی که اسرائیل در آستانه گسترش عملیات نظامی خود در لبنان قرار داشت، مداخله مستقیم دونالد ترامپ مانع از حمله گسترده به ضاحیه بیروت شد؛ اقدامی که از نگاه مجله اکونومیست نهتنها یک شکست سیاسی برای بنیامین نتانیاهو بود، بلکه شاید اسرائیل را از گرفتار شدن در جنگی فرسایشی و پرهزینه در لبنان نجات داد. اکونومیست معتقد است تحولات اخیر نشان میدهد که برخلاف ماههای نخست جنگ، اکنون آمریکا کنترل بیشتری بر روند تحولات منطقهای در دست گرفته و اسرائیل بیش از گذشته ناچار به هماهنگی با واشنگتن شده است.
جهان صنعت نیوز، روز دوشنبه با تهدیدهای تازه اسرائیل علیه لبنان آغاز شد. بنیامین نتانیاهو و کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، اعلام کردند که ارتش این کشور مأمور حمله به اهدافی در منطقه ضاحیه در جنوب بیروت شده است؛ منطقهای که بهعنوان یکی از پایگاههای اصلی حزبالله شناخته میشود.
در طول روز، تهدیدها شدت گرفت. ارتش اسرائیل از ساکنان ضاحیه خواست منطقه را تخلیه کنند و هزاران نفر نیز خانههای خود را ترک کردند. همه نشانهها از حملهای گسترده حکایت داشت؛ اما این حمله هرگز رخ نداد.
در پایان روز، دونالد ترامپ از یک تماس تلفنی بسیار سازنده با نتانیاهو خبر داد. طبق گزارشها، رئیسجمهور آمریکا بهشدت از عملکرد اسرائیل انتقاد کرد و در نهایت اسرائیل پذیرفت از حمله به بیروت صرفنظر کند. همزمان حزبالله نیز اعلام کرد حملات موشکی و پهپادی علیه شهرهای اسرائیل را متوقف خواهد کرد.
این تحول در شرایطی رخ داد که دولت آمریکا طی ساعات قبل از آن با موجی از تماسهای رهبران لبنان و کشورهای عربی خلیج فارس روبهرو شده بود؛ کشورهایی که نگران بودند تشدید تنش در لبنان مذاکرات متزلزل میان ایران و آمریکا را با شکست مواجه کند و مسیر بازگشایی تنگه هرمز را مسدود سازد.
شکست سیاسی برای نتانیاهو
از نگاه اکونومیست، رخدادهای روز دوشنبه چیزی فراتر از یک توقف موقت عملیات نظامی بود. این اتفاق نشانهای از تغییر توازن قدرت میان واشنگتن و تلآویو محسوب میشود.
تنها سه ماه قبل، آمریکا و اسرائیل در جنگ علیه ایران از سطحی بیسابقه از هماهنگی نظامی سخن میگفتند. اما اکنون شرایط متفاوت شده است. اسرائیل در مذاکرات مربوط به پایان جنگ و ترتیبات پس از آن نقش محدودی دارد و عملاً منتظر تصمیمهای واشنگتن مانده است.
اکونومیست معتقد است ایران نیز موفق شده از نفوذ خود برای حمایت از حزبالله استفاده کند. تهران توانسته آتشبس در لبنان را به یکی از پیششرطهای مذاکرات خود با آمریکا تبدیل کند و همین مسئله دست اسرائیل را برای ادامه عملیات نظامی محدود کرده است.
آیا ترامپ در واقع به اسرائیل کمک کرده است؟
هرچند توقف حمله به بیروت برای نتانیاهو یک عقبنشینی سیاسی محسوب میشود، اما اکونومیست استدلال میکند که این مداخله شاید در نهایت به سود اسرائیل تمام شود.
پس از آغاز حملات حزبالله در دوم مارس، اسرائیل تصور میکرد فرصت مناسبی برای تکمیل مأموریتی به دست آورده که از سال ۲۰۲۴ آغاز کرده بود. دو سال قبل، اسرائیل ضربات سنگینی به حزبالله وارد کرده و بخش مهمی از زرادخانه موشکی و فرماندهان این گروه را از میان برده بود.
اما دور جدید نبردها نتایج متفاوتی به همراه داشته است. حزبالله که نسبت به گذشته ضعیفتر شده، به استفاده گسترده از پهپادهای ارزانقیمت روی آورده است؛ همان سلاحی که در جنگ اوکراین نیز نقش مهمی در تغییر معادلات میدان نبرد ایفا کرده است.
اگرچه این پهپادها نتوانستهاند پیشرویهای اسرائیل را متوقف کنند، اما تلفات مستمری به نیروهای ارتش اسرائیل وارد کردهاند. ناتوانی در مهار این تهدید جدید فشار سیاسی زیادی بر دولت نتانیاهو ایجاد کرده و او را به سمت تشدید عملیات نظامی سوق داده است.
بازگشت به اشتباهات گذشته؟
اکونومیست معتقد است پاسخ اسرائیل به تهدیدهای حزبالله به تدریج از الگوی عملیات هدفمند سال ۲۰۲۴ فاصله گرفته و به جنگهای فرسایشی گذشته در لبنان شباهت پیدا کرده است.
در سال ۱۹۸۲ اسرائیل برای مقابله با گروههای فلسطینی به لبنان حمله کرد و در نهایت ۱۸ سال در جنوب این کشور باقی ماند. اما هنگام خروج در سال ۲۰۰۰، حزبالله به بازیگر مسلط جنوب لبنان تبدیل شده بود.
در سال ۲۰۰۶ نیز اسرائیل در واکنش به حمله حزبالله عملیات گستردهای را آغاز کرد، اما پس از ۳۴ روز جنگ نتوانست به پیروزی قاطعی دست پیدا کند.
اسرائیل اکنون بار دیگر با همان معضل تاریخی روبهرو است. این کشور از برتری چشمگیری در زمینه فناوری، اطلاعات و قدرت آتش برخوردار است، اما نابودی کامل حزبالله همچنان دستنیافتنی به نظر میرسد.
در همین حال، گسترش مناطق اشغالی در جنوب لبنان و ایجاد یک منطقه حائل جدید نیز ارزش راهبردی محدودی دارد، زیرا حزبالله همچنان قادر است از فاصله دور نیروهای اسرائیلی و شهرکهای شمالی این کشور را هدف قرار دهد.
مشکل دیگر آن است که گزینههای جایگزین نیز چندان امیدوارکننده نیستند. نیروهای حافظ صلح سازمان ملل در جنوب لبنان طی سالهای گذشته نتوانستهاند حتی روند بازسازی توان نظامی حزبالله را بهطور مؤثر رصد کنند، چه رسد به جلوگیری از آن.
دولت لبنان نیز از نظر سیاسی از ایده خلع سلاح حزبالله حمایت میکند، اما ارتش این کشور هنوز توان لازم برای اجرای چنین مأموریتی را ندارد. علاوه بر این، سیاستمداران لبنانی از بازگشت کشور به جنگ داخلی نیز هراس دارند.
در چنین شرایطی، دولت ترامپ تلاش کرده است مسیر دیگری را دنبال کند. نمایندگان دولتهای لبنان و اسرائیل برای گفتوگوهایی در واشنگتن گرد هم آمدهاند و مذاکرات در روزهای آینده نیز ادامه خواهد یافت.
هرچند حضور نیروهای اسرائیلی در جنوب لبنان همچنان ادامه دارد، اما این گفتوگوها میتواند نخستین گام برای یافتن راهی جهت کاهش تنش باشد.
به اعتقاد اکونومیست، هدف اصلی ترامپ از مداخله اخیر جلوگیری از اقدامی بود که میتوانست مذاکرات آمریکا و ایران را به بنبست بکشاند. رئیسجمهور آمریکا بیش از هر چیز به دنبال پایان دادن به این مذاکرات و بستن پرونده جنگ است و نمیخواهد تحولات لبنان این روند را مختل کند.
در نتیجه، شاید آنچه امروز میان اسرائیل و یک ماجراجویی جدید و خونین در لبنان فاصله ایجاد کرده، نه یک راهبرد جامع سیاسی یا نظامی، بلکه تمایل ترامپ به پایان دادن سریعتر به مذاکراتی باشد که خود آن را خستهکننده توصیف کرده است.
اخبار برگزیدهسیاسیلینک کوتاه :