دوران طلایی دوبی و ریاض رو به پایان است؟

جنگ ایران به آزمونی سرنوشتساز برای مدل توسعه اقتصادی کشورهای ثروتمند خلیج فارس تبدیل شده است. بحران تنگه هرمز، همزمان بخشهای نفتی و غیرنفتی اقتصاد منطقه را تحت فشار قرار داده و چشمانداز تبدیل کشورهای خلیج فارس به مراکز مالی، گردشگری و فناوری جهانی را با تردیدهای جدی مواجه کرده است. از کاهش شدید گردشگری و رکود بازار املاک گرفته تا تزلزل پروژههای فناوری و افزایش هزینههای امنیتی، جنگ در حال آشکار کردن آسیبپذیریهای ساختاری مدل اقتصادی جدید خلیج فارس است.
جهان صنعت نیوز – جنگ ایران به یک آزمون فشار عمیق برای آینده اقتصادی پادشاهیهای ثروتمند خلیج فارس تبدیل شده است؛ کشورهایی که طی سالهای اخیر تلاش کردهاند خود را از اقتصادهای صرفاً نفتی به مراکز مالی، گردشگری و فناوری جهانی تبدیل کنند.
حتی اگر آمریکا و ایران به توافقی برای بازگشایی تنگه هرمز برسند، بسیاری از اقتصاددانان معتقدند آثار جنگ بر ساختار اقتصادی منطقه ماندگار خواهد بود. فردریک اشنایدر، پژوهشگر ارشد شورای خاورمیانه در امور جهانی، میگوید روایت رسمی دولتهای منطقه این است که بحران فعلی مشابه دوران کروناست و خروج از آن سریع خواهد بود، اما در واقع گسستهای ساختاری ایجاد شده که بهسادگی قابل ترمیم نیستند.
بر اساس این تحلیل، نهتنها بخش نفت، بلکه بخشهای غیرنفتی نیز بهشدت آسیب دیدهاند و بخشی از این خسارتها میتواند بلندمدت باشد.
بحران امنیتی و فروپاشی تصویر پناهگاه امن
همان ضعفهای ساختاری و جغرافیایی که چشمانداز اقتصاد نفتی منطقه را تیره کرده بود، اکنون بخشهای نوظهور اقتصادی را نیز تهدید میکند. این واقعیت که ایران میتواند در هر زمان تنگه هرمز را مسدود کند، اعتماد سرمایهگذاران خارجی را متزلزل کرده و تصویر کشورهای ثروتمند خلیج فارس بهعنوان پناهگاه امن سرمایه را زیر سؤال برده است.
آثار این وضعیت فراتر از منطقه رفته است. اقتصادهای آسیایی با کمبود شدید سوخت، تعطیلی کارخانهها و جهش قیمت کودهای شیمیایی مواجه شدهاند و همین مسئله باعث شده وابستگی به تجارت با کشورهای خلیج فارس مورد بازنگری قرار گیرد.
همزمان، شرکتهای مالی در حال بازبینی برنامههای توسعه خود در منطقه هستند؛ زیرا دفاتر آنها ممکن است به اهداف حملات پهپادی تبدیل شود. گردشگران سفرهای خود را لغو کردهاند و شورای جهانی سفر و گردشگری برآورد کرده که جنگ در هفتههای نخست روزانه ۶۰۰ میلیون دلار به صنعت گردشگری منطقه خسارت زده است.
فشار همزمان بر فناوری، املاک و سرمایهگذاری
بحران فقط به گردشگری محدود نشده است. شرکتهای فناوری نیز با خطر از دست رفتن سرمایهگذاریهای دولتی مواجه شدهاند؛ سرمایههایی که پروژههای عظیم مراکز داده و زیرساختهای دیجیتال را تأمین مالی میکردند.
بازار املاک نیز بهشدت تحت فشار قرار گرفته است. بخش مهمی از رونق ساختوساز در کشورهای خلیج فارس بر حضور نیروی کار و مدیران خارجی استوار بود، اما اکنون بسیاری از آنها در حال بازنگری درباره زندگی و کار در منطقه هستند.
در همین حال، بازگشت درآمدهای نفت و گاز که همچنان برای تأمین مالی پروژههای تحول اقتصادی ضروریاند هر روز دشوارتر به نظر میرسد. عربستان و امارات دارای خطوط لولهای هستند که تا حدی وابستگی آنها به تنگه هرمز را کاهش میدهد، اما کشورهایی مانند کویت، قطر و بحرین عملاً مسیر جایگزینی ندارند.
اندرو لبر، پژوهشگر برنامه خاورمیانه در بنیاد کارنگی، میگوید این کشورها اکنون تحت فشار اقتصادی بسیار بیشتری قرار گرفتهاند.
بحرین، قطر و بحران درآمدهای انرژی
کویت و بحرین بخش بزرگی از درآمدهای ماهانه نفتی خود را از دست دادهاند. مؤسسه مودیز نیز چشمانداز اعتباری بحرین را از باثبات به منفی کاهش داده؛ زیرا صادرات اصلی این کشور تقریباً متوقف شده است.
در قطر نیز برنامه استفاده از زیرساخت عظیم صادرات گاز طبیعی برای تقویت اقتصاد، با تردید جدی مواجه شده است. صادرات گاز مختل شده و بخشی از تأسیسات تولیدی این کشور در حملات ایران آسیب دیدهاند.
در عین حال، کشورهای خلیج فارس تلاش کردهاند از طریق خطوط لوله عربستان و امارات یا شبکههای حملونقل زمینی در عربستان و عمان، بخشی از مشکلات واردات و صادرات را جبران کنند. اما به گفته تحلیلگران، جنگ نشان داده این کشورها تا چه اندازه آسیبپذیر هستند.
ایران علاوه بر کنترل هرمز، خط لوله شرق به غرب عربستان و بندر فجیره امارات را نیز هدف قرار داده است. حمله به فجیره باعث آتشسوزی در این بندر شد و هشدارها درباره ناامن ماندن بلندمدت منطقه را افزایش داد.
بازنگری در پروژههای توسعهای خلیج فارس
همزمان با تداوم جنگ، بسیاری از کشورها برای یافتن منابع انرژی جایگزین تلاش میکنند؛ روندی که ممکن است در بلندمدت تقاضای جهانی برای نفت و گاز خلیج فارس را کاهش دهد.
در نتیجه، دولتهای منطقه ناچار به بازنگری در اولویتهای اقتصادی خود شدهاند. میلیاردها دلار خسارت زیرساختی، تهدیدهای امنیتی و افت درآمد نفتی باعث شده بخشی از منابعی که پیشتر صرف پروژههای خارجی میشد، اکنون به نیازهای داخلی اختصاص یابد؛ از جمله بازسازی تأسیسات انرژی، احداث خطوط لوله جدید و افزایش هزینههای نظامی.
این تغییر فقط موقتی نیست و به گفته تحلیلگران، نوعی تغییر بنیادین و احتمالاً دائمی در اولویتهای اقتصادی منطقه است.
عربستان سعودی نیز پیشاپیش بخشی از پروژه «چشمانداز ۲۰۳۰» را کوچک کرده است. برخی سرمایهگذاریهای اختیاری حذف شدهاند؛ از جمله کمک ۲۰۰ میلیون دلاری به اپرای متروپولیتن نیویورک که ماه گذشته لغو شد. ریاض همچنین قصد دارد حمایت مالی از مسابقات گلف را متوقف کند.
پایان مدل یارانهای و بحران گردشگری
در کویت، جنگ دوباره این پرسش را مطرح کرده که آیا مدل برق تقریباً رایگان برای شهروندان قابل دوام است یا نه. با افزایش تقاضا و محدودیت عرضه، قطعی برق آغاز شده و دولت به دلیل هزینه بالای یارانهها تمایلی به ساخت نیروگاههای جدید ندارد.
به گفته جیم کرین، پژوهشگر انرژی در دانشگاه رایس، دولت کویت از فروش هر کیلووات برق زیان میدهد، در حالی که شهروندان عملاً از واقعیت بحران جهانی انرژی محافظت شدهاند.
او معتقد است برخی کشورهای خلیج فارس ناچار خواهند شد در یارانههای گسترده و خدمات رایگان تجدیدنظر کنند؛ سیاستهایی که سالها بخشی از مدل اقتصادی و اجتماعی منطقه بود.
در همین حال، گردشگری و املاک که نماد موفقیت اقتصادی جدید کشورهای خلیج فارس بودند با بحران جدی روبهرو شدهاند. هتلها خالی شدهاند، رستورانها در معرض تعطیلی قرار دارند و حتی رستورانهای فعال مجبور شدهاند مواد اولیه وارداتی را از منوی خود حذف کنند.
آیندهای مبهم اما نه کاملاً فروپاشیده
با وجود این فشارها، برخی همچنان معتقدند خلیج فارس جایگاه خود را بهعنوان یک مرکز مهم اقتصادی جهانی تثبیت کرده است. به گفته مدیر یکی از بزرگترین پلتفرمهای املاک منطقه، تقاضا بهطور کامل از بین نرفته، بلکه سرمایهگذاران در حال انتظار و ارزیابی شرایط هستند.
هرچند جستوجو برای خرید ملک پس از آغاز جنگ ۷۰ درصد کاهش یافت، اما بعدها تا حدودی بازیابی شد. با این حال، حجم معاملات هنوز حدود ۴۰ درصد پایینتر از پیش از جنگ است.
با وجود بحران فعلی، صندوقهای ثروت ملی خاورمیانه همچنان تریلیونها دلار دارایی در اختیار دارند و شرکتهای غربی هنوز برای تأمین سرمایه پروژههای بزرگ به این منابع نیازمندند. اما جنگ ایران اکنون این پرسش اساسی را مطرح کرده که آیا مدل توسعه جدید خلیج فارس میتواند در محیطی دائماً ناامن و پرریسک دوام بیاورد یا نه.
اخبار برگزیدهاقتصاد کلانلینک کوتاه :