چگونه فولاد مبارکه بحران را به مزیت رقابتی تبدیل کرد؟ | فولاد مبارکه؛ مهندسی بقا در عصر بحران

فولاد مبارکه بهعنوان نمونهای موفق از یک بنگاه معدنی و صنعتی شناخته می شود که در شرایط محدودیت انرژی، تهدید توقف تولید، جنگ، آسیب پذیری زیرساختها و اختلال در زنجیره تامین، توانسته با رویکردی نظاممند به مدیریت بحران ادامه دهد و معنی تاب آوری را به حد اعلایش برساند. نکته اصلی این است که تابآوری فولاد مبارکه صرفا به معنای واکنش سریع پس از بحران نیست، بلکه نتیجه آمادگی قبلی، برنامهریزی، خودتامینی انرژی، مدیریت ریسک، اتکا به توان داخلی و بازسازی هدفمند است.
جهان صنعت نیوز – بررسی روند گروه فولاد مبارکه از آغاز جنگ ۴۰ روزه تا به امروز نشان می دهد که این مجموعه معدنی تابآوری را صرفا به معنای بازگشت پس از بحران تعریف نکرده، بلکه آن را به یک مدل مدیریتی تبدیل کرده است؛ مدلی که از شناسایی ریسکها آغاز و با برنامهریزی و سناریونویسی ادامه پیدا کرده و در نهایت به بازسازی، نوسازی، کاهش وابستگی و بازگشت سریع به مدار تولید میرسد. در این رویکرد، بحران تنها یک تهدید نیست، بلکه فرصتی برای اصلاح ساختارها، ارتقای فناوری و مقاومسازی سازمان در برابر شوکهای آینده تلقی میشود.
مساله این است که فولاد مبارکه تهدیدهای خود را محدود به یک عامل همچون انرژی ندیده است بلکه چالشها را در چند سطح شناسایی کرده که شامل امنیت مواد اولیه، امنیت انرژی و زیرساخت، مدیریت آب، لجستیک و حملونقل، ژئوپلیتیک و بازار، پایداری و محیطزیست و دیجیتالسازی و اتوماسیون است. این نوع نگاه مدیریتی، یکی از عوامل مهم موفقیت این گروه معدنی در مدیریت بحران است. این در حالی است که گروه فولاد مبارکه با شناسایی هم زمان چالشها، از نگاه تک بعدی عبور کرده و تابآوری را در کل زنجیره ارزش تعریف کرده است. نمونه آن هم بازسازی کوره ۸ پس از جنگ است که نشان می دهد شعارهای این مجموعه تنها در حد حرف باقی نمانده و در عمل نیز به نتیجه رسیده است. نتیجه چنین تدبیرهایی باعث شده که امروز فولاد مبارکه بتواند از مرحله آسیب، به مرحله بازسازی، نوسازی، ارتقای تابآوری و بازگشت به مدار تولید برسد. به همین دلیل، میتوان گفت تابآوری در فولاد مبارکه نه یک اقدام واکنشی، بلکه یک مدل مدیریتی برای حفظ تولید، کاهش آسیبپذیری و تضمین پایداری صنعتی است.
با توجه به همین توانمندی ها گروه فولاد مبارکه در رویداد «پایداری تولید در صنعت فولاد با محوریت چالش انرژی»، موفق به دریافت تندیس تابآوری ملی گردید و موفق شد بار دیگر توانمندی خود را در حفظ پایداری تولید، مدیریت مؤثر بحران و صیانت از سرمایه انسانی و ملی به نمایش بگذارد. با دریافت این تندیس مبارکه نشان داد در بزنگاههای دشوار، با اتکا به سرمایه انسانی، انضباط عملیاتی و تصمیمگیری مسئولانه، میتوان هم تولید را حفظ کرد و هم از سرمایههای انسانی و ملی پاسداری کرد.
تبدیل انرژی به محور اصلی تابآوری
در این مجموعه انرژی بهعنوان یکی از مهمترین عوامل تعیینکننده در تداوم تولید معرفی شده است. محدودیت برق و گاز، تهدید مستقیم برای تولید فولاد مبارکه ایجاد کرده و این محدودیتها موجب افت تولید و کاهش درآمد شرکت شدهاند. از همینرو، انرژی نه تنها یک نهاده تولید، بلکه بخشی از امنیت عملیاتی و بقای صنعتی تلقی شده است.
اهمیت این موضوع از آن رو است که فولاد مبارکه بحران انرژی را تنها با نگاه کوتاهمدت مدیریت نکرده، بلکه تلاش کرده است میان تامین انرژی، کاهش مصرف، سیاستگذاری، فناوری و استمرار تولید پیوند برقرار کند. همین پیوند، بنیان اصلی تابآوری انرژی در این مجموعه است.
اما راهکارهای فولاد مبارکه برای غلبه بر چالش انرژی و افزایش تابآوری بر سه محور اصلی دستهبندی شدهاند که شامل موارد زیر است.
۱- توسعه و حمایت از خودتامینی انرژی: در این محور، بر سرمایهگذاری در ظرفیتهای تولید انرژی، استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر، بهویژه خورشیدی، تسهیل قراردادهای دوجانبه میان تامینکننده و مصرفکننده و مشارکت در توسعه منابع گازی تاکید شده است. این راهبرد نشان میدهد که فولاد مبارکه برای کاهش ریسک توقف تولید، به دنبال کاهش وابستگی خود به منابع بیرونی و ایجاد تنوع در تامین انرژی است.
۲- تدوین سیاست صنعتی پشتیبان تولید: این محور نشان میدهد که تابآوری تنها با تصمیمهای داخلی شرکت حاصل نمیشود، بلکه به سیاستهای قابل پیشبینی، حمایت از تولید، سازوکارهای تعرفهای مناسب، و هماهنگی میان صنعت و سیاستگذار نیز وابسته است. در واقع، فولاد مبارکه در این بخش بر ضرورت یک محیط سیاستی پایدار تاکید دارد؛ محیطی که بتواند سرمایهگذاری در انرژی، تولید و زیرساخت را امکانپذیر کند.
۳-نوآوری فناورانه و کاهش شدت مصرف: در این محور، راهکارهایی مانند مدیریت هوشمند انرژی، بازیافت حرارت، بهینهسازی فرآیندها، دیجیتالسازی و کاهش مصرف انرژی مطرح شده است. این بخش اهمیت زیادی دارد، چراکه نشان میدهد فولاد مبارکه تنها به دنبال تامین انرژی بیشتر نیست، بلکه تلاش میکند مصرف انرژی را نیز کارآمدتر و هوشمندانهتر مدیریت کند. بنابراین پیام این راهکار سهگانه این است که تابآوری انرژی تنها با ساخت نیروگاه به دست نمیآید. راهحل پایدار، ترکیبی از خودتامینی متنوع، سیاست صنعتی پیشبینیپذیر و تولید کممصرف و فناورانه است.
تابآوری فولاد مبارکه ترکیب آمادگی و کاهش آسیبپذیری
کاهش آسیبپذیریهای راهبردی و افزایش آمادگی سازمانی دو رویکرد مکمل دراین مجموعه هستند که اجرایی شده است. این دو محور در کنار یکدیگر باعث شده اند که گروه مبارکه هم قبل از بحران نقاط ضعف خود را بشناسد و هم هنگام بحران بتواند سریع و موثر واکنش نشان دهد.
کاهش آسیبپذیری به این معناست که مبارکه تلاش کرده وابستگیهای پرریسک خود را کاهش دهد، زنجیره ارزش را پایدارتر کند، منابع جایگزین داشته باشد و از تمرکز بیش از حد بر یک منبع یا مسیر جلوگیری کند. در مقابل، افزایش آمادگی سازمانی به معنای تقویت ساختار تصمیمگیری، برنامهریزی برای شرایط اضطراری، آموزش، تمرین و ایجاد هماهنگی میان بخشهای مختلف سازمان است. در نتیجه، تابآوری فولاد مبارکه یک اقدام مقطعی نیست؛ بلکه نوعی معماری مدیریتی است که هم به زیرساخت توجه دارد، هم به نیروی انسانی، هم به انرژی، هم به زنجیره تامین و هم به فرایندهای عملیاتی.
استقرار نظام مدیریت تداوم کسبوکار در فولاد مبارکه بر پایه استاندارد ISO 22301 از عوامل موفقیت این مجموعه است. در این بخش، مسیر مدیریت بحران شامل شناسایی فعالیتهای حیاتی، تحلیل اثرات و ارزیابی ریسک، طراحی راهکارهای تداوم، تمرین و آمادگی، و ارزیابی و بهبود مستمر معرفی شده است.
اهمیت این رویکرد در آن است که فولاد مبارکه تابآوری را به واکنشهای لحظهای و فردی محدود نکرده، بلکه آن را در قالب یک نظام سازمانی و قابل ارزیابی پیاده کرده است. به همین دلیل، تابآوری حاصل واکنش سریع به بحران نیست، بلکه نتیجه آمادگی، برنامهریزی و تمرین مستمر پیش از وقوع بحران است.
سناریونویسی برای بحران ها
فولاد مبارکه در مواجهه با بحران، مراحل مشخصی را دنبال میکند که شامل آمادگی پیش از بحران، مدیریت و مقابله هنگام بحران، بازیابی و بازگشت به تولید، و حفظ زنجیره عملیات است. این سناریونویسی یکی از عوامل اصلی موفقیت این مجموعه در مدیریت بحران است. زیرا در زمان بحران، تصمیمگیری باید سریع، هماهنگ و مبتنی بر برنامه باشد. سازمانی که پیش از بحران سناریوهای خود را طراحی کرده باشد، هنگام حادثه با سردرگمی کمتری مواجه میشود و میتواند خسارت را کنترل کرده و مسیر بازگشت به تولید را سریعتر طی کند.
طرح بازسازی و نوسازی ها پس از جنگ در این مجموعه نشانگر کنترل بحران دربازگشت سریع به تولید است. مساله مهم این است که بازسازی صرفا به معنای تعمیر بخش آسیبدیده نیست. درواقع با بررسی روند این مجموعه چهار محور اصلی دیده میشود که شامل مدیریت ایمنسازی و تثبیت، راهاندازی فوری و بازگشت به تولید، بازسازی و نوسازی زیرساختی، و نوسازی و ارتقای تابآوری است.
این ساختار نشان میدهد که فولاد مبارکه پس از بحران، ابتدا به ایمنسازی و تثبیت شرایط توجه میکند، سپس بازگشت سریع به تولید را در اولویت قرار میدهد، و در ادامه به بازسازی زیرساختها و ارتقای تابآوری میپردازد. بنابراین، روند بازسازی در فولاد مبارکه مرحلهای، هدفمند و آیندهنگر است. رویکرد فولاد مبارکه این بوده که پس از بحران تنها به بازگرداندن وضعیت قبلی اکتفا نکند، بلکه سیستم را قویتر، ایمنتر و پایدارتر از قبل بازسازی کند. در این بخش، فرآیند بازسازی از بحران و ارزیابی خسارت آغاز میشود و سپس به بازسازی، بهبود و نوسازی، و در نهایت شکلگیری سازمان تابآور میرسد. بنابراین شاهدیم که فولاد مبارکه بحران را به فرصتی برای ارتقای کیفیت زیرساخت، اصلاح فرایندها و افزایش آمادگی برای بحرانهای آینده تبدیل کرده است. این رویکرد یکی از مهمترین نشانههای بلوغ مدیریتی و موفقیت در این شرکت است.
یکی از نمونههای عینی و مهم تابآوری موضوع کوره ۸ است. تصاویر قبل و بعد از بازسازی این قسمت نشان میدهد که مبارکه پس از آسیب، تنها به تعمیر سطحی بسنده نکرده و مجموعهای از بهبودها را در فرآیند بازسازی اجرا کرده است. نمونههایی از اقدامات انجامشده شامل تغییر طرح اتاقک کوره ۸، اجرای پروژه سیستم غبارگیر، تغییر طرح درب آهن اسفنجی به کوره، اصلاح مسیر سیالات ناحیه فولادسازی، ساماندهی برخی فرایندهای مرتبط با فولادسازی، بهروزرسانی نقشهها، ارتقای اتوماسیون و استفاده از روشهای نوین تعمیراتی از جمله موارد قابل ذکر است. این اقدامات نشان میدهد که بازسازی کوره ۸ فقط یک پروژه تعمیراتی نبوده، بلکه نوعی پروژه ارتقای تابآوری بوده است. بنابراین مبارکه ضمن جبران خسارت، تلاش کرده نقاط ضعف گذشته را اصلاح کند و کیفیت، ایمنی و قابلیت اطمینان سیستم را افزایش دهد. راهاندازی کوره ۸ تنها در ۱۴۵ روز بهعنوان نماد تابآوری صنعتی و بازگشت سریع به تولید شناخته می شود. مساله ای که بر اعتماد به توان داخلی، تعهد و مسئولیتپذیری نسبت به آینده ایران، مدیریت بحران، پاسخ سریع و تلاش متخصصان داخلی این مجموعه تاکید دارد. اهمیت این نمونه موردی در آن است که تابآوری فولاد مبارکه را از سطح شعار و برنامه به سطح اقدام عملی منتقل میکند. بدین ترتیب راهاندازی کوره ۸ در این مدت کوتاه نشان میدهد که شرکت توانسته میان مدیریت بحران، سرمایه انسانی، دانش فنی، هماهنگی سازمانی و هدف تولید پیوند برقرار کند.
به این ترتیب موفقیت فولاد مبارکه در مدیریت بحران و تابآوری بر چند پایه اصلی استوار است که شامل شناخت دقیق چالشهای مو ثر بر تابآوری، مدیریت راهبردی انرژی، خودتامینی و تنوعبخشی به منابع انرژی، تدوین سیاست صنعتی پشتیبان تولید، نوآوری فناورانه و کاهش مصرف، استقرار نظام مدیریت تداوم کسبوکار، سناریونویسی برای بحران، بازسازی بهتر از گذشته و اتکا به توان داخلی در بازگشت سریع به تولید است.
لینک کوتاه :