[ads1]

نقشه ترامپ پس از شکست در انتخابات؛ آمریکا آماده حمله به ایران می‌شود؟ | اردک لنگ ۲ ساله، خطرناک‌ترین نسخه ترامپ برای جهان

شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای و واگذاری کنترل هر دو مجلس کنگره به دموکرات‌ها، دونالد ترامپ را وارد دوره‌ای از ریاست‌جمهوری کرده که می‌تواند با رفتارهای پرریسک و تصمیم‌های غیرقابل‌پیش‌بینی در سیاست خارجی همراه شود. کاهش محدودیت‌های انتخاباتی، احتمال آغاز تحقیقات کنگره درباره عملکرد دولت و منافع اقتصادی خانواده ترامپ، ممکن است رئیس‌جمهور آمریکا را به سمت استفاده تهاجمی‌تر از اختیارات خود در عرصه بین‌المللی سوق دهد. ایران و کوبا دو کانون اصلی نگرانی در این زمینه هستند؛ به‌ویژه آنکه تشدید جنگ با ایران می‌تواند اقتصاد جهانی و امنیت کشورهای حاشیه خلیج فارس را با مخاطرات جدی مواجه کند.

جهان صنعت نیوز – با پایان انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا و واگذاری کنترل مجلس نمایندگان و سنا به دموکرات‌ها، دونالد ترامپ وارد مرحله‌ای تازه از ریاست‌جمهوری خود شده است؛ دوره‌ای که در ادبیات سیاسی آمریکا از آن با عنوان «دوره اردک لنگ» یاد می‌شود. این اصطلاح به وضعیتی اشاره دارد که رئیس‌جمهور دیگر با انتخابات پیش‌رو مواجه نیست و به‌ویژه پس از ازدست‌دادن اکثریت کنگره، امکان پیشبرد برنامه‌های داخلی و تصویب قوانین شاخص خود را تا حد زیادی از دست می‌دهد.

رؤسای‌جمهور آمریکا در چنین شرایطی معمولاً توجه بیشتری به سیاست خارجی نشان می‌دهند؛ حوزه‌ای که اختیارات رئیس‌جمهور در آن گسترده‌تر است و محدودیت‌های سیاسی داخلی تأثیر کمتری بر تصمیم‌های روزمره او دارند. نمونه تاریخی این رویکرد، تلاش بیل کلینتون برای دستیابی به توافق نهایی میان اسرائیل و فلسطینی‌ها در ماه‌های پایانی ریاست‌جمهوری خود بود.

اما شرایط ترامپ با رؤسای‌جمهور پیشین تفاوت دارد. او پیش‌تر نیز در فاصله نوامبر ۲۰۲۰ تا ژانویه ۲۰۲۱، پس از شکست در انتخابات ریاست‌جمهوری، دوره‌ای مشابه را تجربه کرده بود. ترامپ در آن مقطع، با وجود شواهد روشن پیروزی جو بایدن، نتیجه انتخابات را به چالش کشید. او نخستین رئیس‌جمهور آمریکا در ۱۰۰ سال گذشته است که دو دوره غیرمتوالی در کاخ سفید حضور داشته و اکنون برای دومین بار وارد دوره اردک لنگ شده است؛ دوره‌ای که این بار بیش از دو سال ادامه خواهد داشت.

نشریه فارن افرز معتقد است ترکیب ازدست‌رفتن اکثریت کنگره، احتمال استیضاح و آغاز تحقیقات درباره فعالیت‌های تجاری خانواده ترامپ می‌تواند احساس محاصره سیاسی و خشم را در رئیس‌جمهور تقویت کند. مسئله نگران‌کننده آن است که ترامپ ممکن است برای جبران محدودیت‌های داخلی، به اقدامات تهاجمی در عرصه بین‌المللی روی بیاورد؛ در حالی که کنگره، حتی با وجود کنترل دموکرات‌ها، ابزارهای محدودی برای نظارت بر مدیریت روزمره سیاست خارجی در اختیار دارد.

سیاست خارجی؛ پناهگاه رؤسای‌جمهور در دوره اردک لنگ

تجربه رؤسای‌جمهور پیشین آمریکا نشان می‌دهد دوره اردک لنگ همیشه به معنای افزایش تنش‌های خارجی نیست و گاهی می‌تواند فرصتی برای ابتکارهای دیپلماتیک باشد.

بیل کلینتون در پایان دوره دوم ریاست‌جمهوری خود برای دستیابی به توافق صلح اسرائیل و فلسطین تلاش کرد و برنامه سفر ریاست‌جمهوری به کره شمالی را نیز دنبال کرد. باراک اوباما پس از شکست دموکرات‌ها در انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۱۴، توافق هسته‌ای ایران را نهایی کرد و روابط دیپلماتیک آمریکا و کوبا را عادی‌سازی کرد.

در مقابل، برخی رؤسای‌جمهور از این دوره برای استفاده از قدرت نظامی نیز بهره برده‌اند. جورج اچ. دبلیو. بوش در اواخر سال ۱۹۹۲ عملیات محدودی را در سومالی با هدف کاهش بحران قحطی آغاز کرد. جورج دبلیو. بوش نیز در سال ۲۰۰۷، پس از شکست سنگین جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای، نیروهای نظامی بیشتری به عراق اعزام کرد تا وضعیت امنیتی این کشور را تثبیت کند.

با این حال، نتایج این ابتکارها یکسان نبود. تلاش‌های کلینتون برای توافق صلح اسرائیل و فلسطین شکست خورد و دستاوردهای دیپلماتیک اوباما نیز دوام چندانی نداشت. مداخله بوش پدر در سومالی توانست تا حد زیادی از گسترش قحطی جلوگیری کند، اما ریشه‌های درگیری را از بین نبرد و زمینه گسترش بعدی عملیات نظامی را فراهم کرد. افزایش نیروهای آمریکایی در عراق نیز خشونت‌ها را در کوتاه‌مدت کاهش داد، اما به تثبیت پایدار این کشور منجر نشد.

وجه مشترک این تجربه‌ها آن بود که تصمیم‌های مهم با مشارکت نهادهای دولتی و کارشناسان بیرونی بررسی و برنامه‌ریزی می‌شدند و اهداف سیاست خارجی نیز مشخص بودند. نویسندگان معتقدند ترامپ در بسیاری از موارد از رعایت چنین استانداردهایی فاصله داشته و به‌جای ارائه توضیح و توجیه روشن برای تصمیم‌های خود، به نمایش‌های سیاسی و اقدامات غیرقابل‌پیش‌بینی متکی بوده است.

ترامپ گزینه‌های دیپلماتیک خود را تا حد زیادی مصرف کرده است

با وجود کاهش قدرت سیاسی ترامپ پس از انتخابات، ممکن است انتظار برود او برای ثبت میراثی مثبت در سیاست خارجی به دیپلماسی روی بیاورد؛ به‌ویژه آنکه همچنان به دنبال کسب جایزه صلح نوبل است. اما مشکل اینجاست که بخش زیادی از ابتکارهای دیپلماتیک در دسترس او پیش‌تر مورد استفاده قرار گرفته‌اند.

ترامپ در دوره نخست ریاست‌جمهوری خود از توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ با ایران خارج شد، سه بار با کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی، دیدار کرد، توافق تجارت آزاد آمریکای شمالی را با توافق تجاری جدیدی جایگزین کرد، در عادی‌سازی روابط اسرائیل با شماری از کشورهای عربی نقش داشت و آمریکا را از مجموعه‌ای از توافق‌های بین‌المللی خارج کرد.

او پس از بازگشت به قدرت در سال ۲۰۲۵ نیز برقراری آتش‌بس در غزه و دستگیری نیکلاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا را در کارنامه خود ثبت کرده است.

به اعتقاد نشریه فارن افرز، ترامپ در بسیاری از این ابتکارها به محدودیت دیپلماسی مبتنی بر نمایش و تبلیغات رسیده است. برای مثال، او وعده تصرف گرینلند را مطرح کرد، اما در نهایت به توافقی برای گسترش حضور نظامی آمریکا در این منطقه بسنده کرد. طرح «هیئت صلح» او که قرار بود رقیبی برای شورای امنیت سازمان ملل باشد نیز با کاهش تمایل سایر کشورها به همراهی با خواسته‌های واشنگتن، عملاً در وضعیت رکود قرار گرفته است.

گزینه‌های دیگری مانند تلاش برای پایان دادن به مناقشات کشمیر یا سودان نیز وجود دارند، اما حل این بحران‌ها حتی در شرایط عادی دشوار است. دستیابی به توافق در این پرونده‌ها به مهارت دیپلماتیک، شناخت عمیق منطقه‌ای و صبر نیاز دارد؛ ویژگی‌هایی که نویسندگان معتقدند ترامپ فاقد آنهاست.

ایران و کوبا؛ دو کانون اصلی خطر

دو نقطه‌ای که ترامپ بیشترین امکان را برای ایجاد بحران در آنها دارد، ایران و کوبا هستند. اقدام نظامی علیه هر دو کشور نیز می‌تواند صرفاً با تصمیم مستقیم رئیس‌جمهور آغاز شود.

در مورد ایران، ترامپ ظاهراً تصور می‌کند تشدید جنگ می‌تواند بن‌بست موجود را بشکند و میراث سیاسی او را نجات دهد. با این حال، نشریه فارن افرز معتقد است افزایش فشار نظامی احتمالاً رهبران ایران را به عقب‌نشینی وادار نخواهد کرد. در مقابل، تهران ممکن است حملات علیه کشتی‌رانی تجاری را افزایش دهد، متحدان آمریکا در خلیج فارس را هدف قرار دهد و تا پایان دوره ریاست‌جمهوری ترامپ از پذیرش ابتکارهای دیپلماتیک خودداری کند.

در عین حال، گزینه‌های نظامی ترامپ نیز محدودیت‌هایی دارند. برای مثال، اعزام نیروهای آمریکایی به جزیره خارک می‌تواند واکنش منفی بخش مهمی از پایگاه سیاسی او را به دنبال داشته باشد. حتی حامیان سرسخت ترامپ نیز از افزایش قیمت‌هایی که جنگ به همراه داشته خسته شده‌اند. از این منظر، ازسرگیری درگیری‌ها می‌تواند اقتصاد جهانی را وارد بحرانی جدی کند.

کوبا دومین کانون احتمالی اقدام نظامی دولت ترامپ است. آمریکا در بیشتر ماه‌های سال ۲۰۲۶ تحریم و محاصره گسترده‌ای علیه این کشور اعمال کرده تا توان دفاعی دولت هاوانا را تضعیف کند. قطع ارتباط کوبا با منبع حمایتی ونزوئلا و دسترسی محدود به برق، شرایط اقتصادی و انسانی این کشور را طی ماه‌های اخیر به‌شدت وخیم کرده است.

تغییر حکومت کوبا همچنین از اولویت‌های شخصی مارکو روبیو، وزیر امور خارجه و مشاور امنیت ملی ترامپ، محسوب می‌شود و با دکترین «دونرو» که بر برتری آمریکا در نیمکره غربی تأکید دارد، همخوانی دارد.

از نگاه ترامپ، اقدام نظامی علیه کوبا جذابیت‌هایی دارد؛ زیرا به منابع نظامی گسترده‌ای نیاز ندارد و می‌تواند مسئله‌ای را حل کند که رؤسای‌جمهور آمریکا از پایان دولت آیزنهاور تاکنون با آن مواجه بوده‌اند. با این حال، استفاده از نیروی نظامی برای تغییر حکومت‌ها به‌ندرت موفقیت‌آمیز بوده و اغلب پیامدهای پیش‌بینی‌نشده‌ای به دنبال داشته است. در مورد کوبا، یکی از این پیامدها می‌تواند موج جدید مهاجرت پناهجویان به آمریکا باشد.

فارن افرز احتمال می‌دهند ترامپ حتی از تغییر حکومت کوبا به‌عنوان راهی برای منحرف کردن افکار عمومی از ناکامی خود در جنگ ایران استفاده کند.

احتمال توافق بزرگ با روسیه و چین؛ بدون چشم‌انداز روشن

یکی دیگر از گزینه‌های احتمالی ترامپ، تلاش برای شکل‌دهی به نوعی سازوکار همکاری میان قدرت‌های بزرگ با مشارکت خود او، ولادیمیر پوتین و شی جین‌پینگ است. هدف چنین سازوکاری می‌تواند ایجاد نوعی نظم جهانی با توافق سه قدرت اصلی باشد.

با این حال، تجربه دیدارهای قبلی ترامپ با رهبران روسیه و چین نشان می‌دهد احتمال دستیابی به توافق‌های واقعی محدود است. نه روسیه و نه چین علاقه چندانی به پیشنهاد ترامپ برای انعقاد توافق سه‌جانبه کنترل تسلیحات هسته‌ای نشان نداده‌اند. آنها همچنین تمایلی به اعمال فشار بر ایران برای پذیرش توافق با آمریکا ندارند.

ترامپ ممکن است در جریان چنین دیدارهایی برای دستیابی به توافق صلح، منافع اوکراین یا تایوان را قربانی کند. اما پوتین برخلاف انتظار واشنگتن، علاقه‌ای به مصالحه نشان نداده و منابع لازم برای ادامه جنگ را در اختیار دارد. شی جین‌پینگ نیز مسئله تایوان را موضوعی داخلی برای چین می‌داند و بعید است محدودیتی را در قبال رویکرد خود نسبت به این جزیره بپذیرد.

از این رو، ترامپ در نهایت ممکن است به‌جای تلاش جدی برای دستیابی به توافق، به نمایش سیاسی برگزاری نشست مشترک سه رهبر بسنده کند.

ثروت‌اندوزی خانواده یا انفعال سیاسی؛ سناریوهای دیگر ترامپ

یکی دیگر از نگرانی‌ها، احتمال استفاده ترامپ از سیاست خارجی برای افزایش ثروت خانواده خود است.

ترامپ تاکنون فرصت‌های متعددی برای تأثیرگذاری بازیگران خارجی بر دولت خود ایجاد کرده است. از جمله این موارد می‌توان به دریافت یک هواپیمای مسافربری از امیر قطر، سرمایه‌گذاری ۲ میلیارد دلاری صندوقی تحت مدیریت ولیعهد عربستان و درآمد حاصل از مجموعه‌ای از فعالیت‌های مرتبط با رمزارزها اشاره کرد که بخش قابل‌توجهی از آنها از سوی خریداران خارجی تأمین شده‌اند.

بر اساس گزارشی از نیویورکر، خانواده ترامپ از این فعالیت‌ها حدود ۴ میلیارد دلار درآمد کسب کرده‌اند. نویسندگان معتقدند با توجه به اینکه سنا ۶۷ رأی لازم برای برکناری رئیس‌جمهور را در اختیار نخواهد داشت، ترامپ ممکن است تصور کند هزینه سیاسی و حقوقی چندانی برای ادامه فعالیت‌های اقتصادی مشابه متحمل نمی‌شود.

با این حال، خطرناک‌ترین یا دست‌کم غیرمنتظره‌ترین سناریو ممکن است عدم انجام اقدام جدی در سیاست خارجی باشد. ترامپ تاکنون بخش زیادی از وقت خود را صرف تغییر چهره واشنگتن بر اساس سلیقه شخصی کرده است؛ از بازطراحی دفتر بیضی‌شکل و طراحی سالن رقص کاخ سفید گرفته تا تلاش برای بازسازی مرکز کندی.

احتمال دارد او در دو سال پایانی ریاست‌جمهوری، بیشتر وقت خود را به صدور عفو، پیگیری قضایی مخالفان سیاسی و ساخت بناهای یادبود شخصی اختصاص دهد. با توجه به پیامدهای احتمالی سایر گزینه‌ها، انفعال ترامپ در سیاست خارجی شاید بهترین سناریوی ممکن برای دو سال پایانی حضور او در کاخ سفید باشد.

پیشنهاد ویژهسیاسی
شناسه : 623679
لینک کوتاه :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


[ads2]